تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

معنویت-عقلانیت: کی‌یرکگور از فیلسوفانیست که در آثار مصطفی ملکیان ارجاعات متعدّدی به او وجود دارد؛ به همین دلیل مناسب دیدیم تا معرفی او را از جلد ۴ تاریخ فلسفه غرب، مجموعه درس‌های ایشان، برای مطالعه در وبلاگ قرار دهیم.

منبع: تاریخ فلسفه غرب (مجموعه درس‌های مصطفی ملکیان)،

پژوهشکده حوزه و دانشگاه، جلد ۴، صفحه‌ی ۱۰۹تا ۱۱۸.

کی‌یرکگور(1)، تلفظ درست این کلمه، طبق نظر فرهنگ‌های اعلام وبستر، به زبان دانمارکی کی‌یرکگور است و تلفظ‌‌های دیگر مثل کیرکگور و کیرکگارد و ... دانمارکی نیست. در زبان دانمارکی که ایشان اهل آنجاست به این صورت تلفظ می‌شود یعنی اولا آخر تلفظ نمی‌شود و ثانیا دو حرف با صدای او خوانده می‌شود. او فیلسوف الهی اگزیستانسیالیست دهه اول قرن نوزدهم است. عمر کوتاهی داشت و 43 سال بیشتر عمر نکرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پنجم مهر 1387  توسط محمود مقدسی  | 

جدی بودن زندگی و آرزوهای برنیامدنی

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۷۰۷ - سال ششم - دوشنبه ۱۲ دی ۱۳۷۹

جدی گرفتن زندگی

یکی از موضوعاتی که مورد تاکید علی(ع) و نیز مورد نیاز مردم این زمانه است و ما به آن سخت نیازمندیم بحث «جدی گرفتن زندگی» است. یعنی زندگی را باید جدی گرفت. امام‌(ع) در‌نامه‌یی که پس‌ از جنگ صفین اول به امام حسن(ع) می‌نویسند[1]:‌ من دیگر در آستانه رفتن هستم، چون چنین است باید دامن از مردم بر‌چینم، مجموع بنشینم و به‌ خود بپردازم، خودم را محاسبه کنم، اما چون تو را جز‌‌و خود‌ و بلکه کل خودم می‌دانم «وجدتک بعضی بل وجدتک کلی» به تو هم می‌پردازم. در اوایل نامه می‌فرمایند: من تجارب‌ فراوان داشته‌ام و خیلی امور بر من گذشته است. از میان این نکات نکته‌یی که در صدر باید قرار بگیرد این است که تمام آنچه در زندگی بر من گذشته مرا به اینجا رسانیده که «در زندگی باید جدی بود». «فافضی بی الی جدً  لا‌یکون فیه لعب.» زندگی را نمی‌توان به‌بازی گرفت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

همه چیز از درون تو برمی‌خیزد

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۷۰۳ - سال ششم - دوشنبه ۵ دی ۱۳۷۹

«غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم» چشمان خود را از آنچه خدا بر آن‌ها حرام کرده است فرو می‌بندند. توجه کنید که «غض بصر» غیر از «بستن چشم» است. در قرآن هم آمده که «غض بصر» داشته باشید. غض یعنی چشم را از جهتی که حرام است به جهت دیگر متوجه کنیم. معمولاً خواسته شده است که چشم فروهشته داشته باشیم و این به معنای غض است نه بستن چشم.

نکته‌ای را در مورد نگاه کردن باید متذکر شوم. این‌که گفته‌اند به نامحرم نگاه نکنید به این دلیل نیست که به نامحرم آسیب می‌رسانیم. نه، بلکه به خودمان آسیب می‌رسانیم. در مورد حجاب هم همین است. بعضی گمان می‌کنند وقتی حجاب را رعایت می‌کنند به دیگران خدمت می‌کنند. اما اینطور نیست. آن‌که لباس شایسته می‌پوشد به خود خدمت می‌کند. به همین صورت، آن‌که به نامحرم نگاه نمی‌کند، به نامحرم خدمت نمی‌کند، فقط او به خودش خدمت می‌کند. اگر ضرر می‌بینیم یا سود می‌بریم، از ناحیه خود و اعمال خودمان است. به این نکته باید خیلی توجه داشت که اگر ما آنچه را باید انجام دهیم، انجام دهیم و دایماً نگران باشیم که با خود چه می‌کنیم، دیگران هیچ ضرری به ما نمی‌زنند و شگفت اینجاست که ما اصلاً به ضررهایی که خود به خودمان می‌زنیم، توجه نداریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان[1]

پرواز با همین بال‌های كوچك

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۹۲ - سال ششم - دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۷۹

یكی از نقص‌های ادبیات عرفانی و حتی مذهبی ما این است كه همیشه یك وضع بسیار مطلوب و دل‌انگیزی برای ما تصویر می‌کنند، اما نمی‌گویند شما چگونه می‌توانید به این وضع برسید. سعدی می‌گفت: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. خوب، پرسش این است که چه باید کرد تا به این حالت رسید؟ چگونه می‌توان به همه عالم مهر ورزید؟ این را دیگر نمی‌گویند و این باعث می‌شود که ما در حرمان و یاس می‌مانیم. این نقص زمانی رفع می‌شود که ما برای متون عرفانی خود یک «روانشناسی عرفانی» و «رفتارشناسی عرفانی» هم بنویسیم، تا ارائه طریق کرده باشیم. نتیجه اندرز، نشان دادن مراحل و درجات طی طریق است اما بدون روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی، فقط شعف و شوق وشور ایجاد می‌شود، اما نتیجه‌ای ندارد چون در حقیقت پای ما بسته است.

ببینید از میان كتاب‌هایی كه بعد از انقلاب خیلی فروش رفت، كتاب‌های «دكتر كاستاندا» بود كه در آن‌ها تعلیمات «دون‌خوآن» را آورده است. اینكه این كتاب‌ها پرتیراژترین كتاب‌ها بوده است، عوامل متعددی می‌تواند داشته باشد. اما مهمترین عامل به‌نظر من این است كه فقط حاوی تصاویز دل‌انگیز نیست، بلكه می‌گوید اگر می‌خواهید به آنجا كه من رسیده‌ام برسید باید قدم به قدم كارهایی كه می‌گویم انجام دهید. این كتاب‌ها همراه با روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی است و این در سیروسلوك مهم است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

پارسا باش و احسان كن!

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۸۶ - سال ششم - دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۷۹

(و من خطبه له عليه السلام. روي ان صاحبا لاميرالمومنين (ع) يقال له همام ...) روايت شده است كه يكي از اصحاب حضرت اميرالمؤمنين كه نامش همام بود و مردي عابد بود، روزي به حضرت گفت: چنان متقين را وصف كن كه گويا آنها را مي بينم. بحث گويا و جاندار و روشني براي من بگو. حضرت درنگ كرد، نوعي ثقل و سنگيني نشان داد. (علت اين سنگيني را كساني گفته‌اند. اما درواقع علت آن روشن نيست) بعد جواب مجملي دادند تا از جواب مفصل عذر خواسته باشند. اينگونه كه فرمودند: اتق الله و احسن. دو ويژگي را ذكر كردند: يكي اينكه نسبت به خدا تقوا بورز و ديگر اينكه، احسان كن. كار نيك كن. اگر توجه كنيد ويژگي اول به بعد باطني انسان مربوط مي‌شود و ويژگي دوم به بعد ظاهري. حضرت مي‌خواستند بگويند در درون پارسا باش و در بيرون احسان كن. به تعبير ديگر براي آنكه يك عمل ارزشمند باشد، بايد يك «حسن فعلي» داشته باشد و يك «حسن فاعلي». حضرت با كلمه «تقوا» به حسن فاعلي اشاره دارند و با كلمه «احسان» به حسن فعلي.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

پيام دين: «عاشق»، نه «عبد»؛ «بودن»، نه «داشتن»

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۸۵ - سال ششم - يكشنبه ۱۳ آذر ۱۳۷۹ (و يا يك روز قبل!)

با استمداد از گفته دو تن از متفکران غربي، دو نکته را بيان مي‌کنم. البته اين نکات نکاتي نيست که ابداعي اين آقايان باشد، ولي شيوه بيان اينها جالب‌تر است. متفکر و عارف دانمارکي «کی‌یرکگور»[1] از انسان‌ها تقسيم‌بندي‌اي دارد که به «مراحل سه‌گانه حيات آدمي معروف است» او مي‌گوید هر يک از ما انسان‌ها در يکي از اين سه مرحله زندگي مي‌کنيم:

 

1. مرحله زيباشناختي (علم الجمالي)

2. مرحله اخلاقي

3. مرحله ديني


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |