تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

منبع: وبلاگ مخلوق

بیش از ده روز از خیانت در آرایِ ملت و سرکوب و کشتارِ مردمِ ایران توسطِ رژیمِ [...] جمهوریِ اسلامی می‌گذرد. اما هیچ خبری (1) از محکوم کردنِ این جنایت‌ها از سویِ منورالفکرهایِ وطنی دیده نمی‌شود. (2) این عافیت‌طلبی و محافظه‌کاری را در یکی از هولناک‌ترین فرازهایِ تاریخیِ این ملت چگونه می‌توان توجیه کرد؟ پس کجا هستند روشنفکرانی که با سخنان و بیانیه‌هایِ پرشور به مخاطبانِ خود می‌گفتند که باید در انتخابات شرکت کرد؟
مصطفی ملکیان که از چندی پیش تصمیم گرفته در رویدادهایِ سیاسیِ انتخاباتی بیانیه بدهد، چرا در موردِ جهنمِ پس از انتخابات سکوت کرده است؟ آیا چنین برخوردی خود نمونه‌ای از سیاست‌ورزیِ غیرِاخلاقی نیست؟


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388  توسط اکبر داستان‌پور  | 

خبر: کتاب "تنوع دین در روزگار ما" اثر "چارلز تیلور" با ترجمه و مقدمه‌ی مفصل مصطفی ملکیان، توسط نشر شور روانه‌ی بازار شد.

                                                                

محسن مومنی

به نظر می‌رسد که با توجه به آخرین سخنرانی مکتوب شده‌ی مصطفا ملکیان، یک تغییر بنیادی در آرای او نسبت به نظریه‌ی عقلانیت-معنویتی که تاکنون از طرف وی مطرح می‌شد روی داده است.

در اینجا فرصت تشریح مفصل سیر تکاملی‌ای که نظریه‌ی عقلانیت-معنویت او تاکنون داشته است، وجود ندارد؛ اما به اجمال می‌توان گفت که در مرحله‌ی تدوینِ ایجابیِ این نظریه، ابتدا سه مقوله‌ی آرامش، شادی و امید، که هر سه از ارزش‌هاو مطلوب‌های روانی هستند، به عنوان ارزش‌های غایی نظریه‌ی او مطرح می‌گردیدند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387  توسط محسن مومنی   | 

منبع:مخلوق

فیلسوف بهتر است در چنین مواردی سکوت کند و اعتبارِ خود را از رویِ خیرخواهی بر سرِ سریرنشینیِ فلان سیاستمدار قمار نکند.

این دیگر چه اشتباهِ هولناکی ست که از ملاحظاتِ به‌اصطلاح اخلاقی – روان‌شناختی ساده‌اندیشانه نتایجِ مستقیماً سیاسی بگیریم؟

ملاحظاتِ اخلاقی چیزی نیست که در وادیِ سیاست باورپذیر باشد؛ اتفاقی که افتاده است همانا حمایتِ یک متفکر از یک سیاستمدار است و بس! وگرنه من شخصاً باور ندارم که فیلسوف اینچنین آسان مجاز به تعیینِ مصداقِ فضائلِ اخلاقی باشد آنهم برایِ یک تصمیم‌گیریِ سیاسی.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387  توسط اکبر داستان‌پور  | 

پاسخ به انتقاد*

منبع: آینه پژوهش ـ شماره ۴۶ ـ مهر و آبان ۷۶

بهاءالدین خرّمشاهى

حدوداً در اوایل تابستان امسال (۱۳۷۶)، از بعضى از دوستانم که از اخبار فرهنگى باخبرند و به محافل علمى آمد و رفت دارند، شنیدم که نشریه ارجمند آینه پژوهش خیال دارد نقدى را که به اصطلاح (علیه) این جانب نوشته شده است به چاپ برساند. از اینکه این نشریه با مدیریت دوستانم و بالاخص دوست دانشور قرآن پژوهم جناب حجةالاسلام مهدوی‌راد قصد دارد مقاله‌اى در تخطئه یکى از ترجمه‌هاى بنده انتشار دهد در باطن اندکى آزرده شدم. کمى بیشتر فحص و جست‌وجو کردم و معلوم شد که این نقد نوشته یکى از فضلا به نام حجةالاسلام ملکیان است و بر کتاب فرهنگ و دین نوشته شده که بنده ویراستار و در عین حال مترجم بعضى از مقالات آن بوده‌ام و مجموعه‌اى از 23 مقاله برگرفته از دایرةالمعارف دین، ویراسته میرچا الیاده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه پنجم مرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

توضيحي بر يك گفت‌وگو

معنویت-عقلانیت: پیش از این در حاشیه‌یِ مطلب «هرمنوتیک و تفسیر دینی از جهان»، وعده‌یِ نشر «قرائت نبوی از جهان» - توضیحی بر یک گفت‌وگو – از محمد مجتهد شبستری را داده بودیم. اکنون این مقاله که برگرفته از سایت انتخاب می‌باشد، تقدیم شما کاربران می‌گذرد.

از بررسي متن قرآن به مثابه شواهد تاريخي به دست مي‌آيد كه مدعاي آن انسان، كه در اين متن از نبوت او سخن مي‌رود، اين بوده كه سخني كه وي به صورت آيات براي مردم مي‌خواند و آنان را به قبول آن دعوت مي‌كند؛ گرچه كلام خود وي است ولي يك منشأ الهي دارد. آن نبي نمي‌گفته كه اين متن كلام من نيست. بايد به اين نكته توجه كرد كه «كلام انسان» تنها با «معاني» كلام نمي‌شود همانطور كه تنها با «الفاظ» كلام به وجود نمي‌آيد. كلام انسان عبارت است از «مجموعه معاني و الفاظ» كه در داخل يك «سيستم اظهارات» كه زبان ناميده مي‌شود به وجود مي‌آيد (چنانكه بعداً‌ توضيح خواهم داد). اگر تنها معاني يا تنها الفاظ به يك انسان نسبت داده شود كلام به او نسبت داده نشده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره یازدهم و دوازدهم ، تابستان و پاییز ۱۳۷۶

حسين عشاقى

در فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره هفتم، خلاصه‏اى از كتاب نگريستن از ناكجا، تاليف ثامس نيگل، به ترجمه دوست گرامى آقاى مصطفى ملكيان انتشار يافت. چكيده اين مقاله چنين بود «اينكه اشياء چگونه به نظر انسان بيايند هم به ماهيت جهان بستگى دارد و هم به هويت و طبع شخص مدرك‏».

اينجانب، بر اين مقاله نقدى نوشتم كه شامل هفت اشكال بر اين نظريه بود، اين نقد در شماره هشتم همين مجله انتشار يافت، مترجم محترم در شماره دهم همين مجله (بهار 76) از ادعاى آقاى نيگل دفاع كرده‏اند و به هفت اشكال مزبور پاسخ گفته‏اند، مقاله‏اى كه در پيش رو داريد در رد انتقادات مترجم محترم تنظيم شده كه اينك به نظر خوانندگان گرامى مى‏رسد.

1. مدافع محترم با اشاره به نظر آقاى نيگل گفته‏اند: «كسى كه به قول منقول در قطعه بالا قائل است جهان هستى را به «من‏» و «جز من‏» تجزيه مى‏كند و مى‏گويد «من‏» هرگز نمى‏تواند «جز من‏» را چنانكه هست بشناسد. آنچه در فرايند شناخت روى مى‏دهد اين است كه هر يك از «من‏» و «جز من‏» با ساختار و كاركردى كه دارد با ديگرى كنش و واكنش مى‏كند، حاصل اين فعل و انفعال متقابل، حصول امر ثالثى است كه در ذهن مدرك تحقق مى‏يابد پس «من‏» به خود «جز من‏» يعنى شى‏ء فى نفسه علم پيدا نمى‏كند».


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

معنویت-عقلانیت: در اسفند ۸۵ مصاحبه‌ای با «محمد مجتهد شبستری» توسط جلال توکلیان و سروش دباغ صورت گرفته است که در شماره‌یِ ششم فصلنامه‌یِ مدرسه نشر یافته است. قسمتی از این مصاحبه اختصاص دارد به انتقاداتی که برخی از روشنفکران به آرای ایشان، وارد دانسته‌اند. پرسش و پاسخ‌هایی را که به‌گمان ما ناظر به انتقادت مصطفی ملکیان می‌باشد در منظر شما خوانندگان عزیز قرار می‌گیرد. گفتنی است که استاد مجتهد شبستری در تکمیل این مصاحبه، مقاله‌ای تحت عنوان «قرائت نبوی از جهان» آورده‌اند که امیدواریم آن را نیز در آینده‌ای نزدیک نشر دهیم.

 

... البته بعضی از محققان هم گفته‌اند پیش از آنکه از هرمنوتیک جدید و کاربرد آن درباره متون دینی اسلام صحبت شود، لازم است اعتبار معرفتی وحی و وثاقت تاریخی قرآن بررسی شود.

مطلب دیگری که درباره سوال شما باید بگویم این است که پس از این گفت‌وگو روشن خواهد شد که بحث درباره اعتبار وحی و وثاقت تاریخی قرآن برای فهم عقلانی این متن، به گونه‌ای که آن را توضیح خواهم داد ضرورت ندارد .

..


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره هشتم، پاییز ۱۳۷۵

حسين عشاقى حوزه علميه قم 

مقاله «نگريستن از ناكجا» كه تحت عنوان يك كتاب در يك مقاله در شماره هفتم فصلنامه حوزه و دانشگاه منتشر شد، حاوى مطالبى است كه به نظر مى‏رسد جاى تامل و بررسى فراوان دارد. اين مقاله، در واقع، خلاصه‏اى از كتاب نگريستن از ناكجا تاليف آقاى ثامس نيگل بود كه توسط آقاى مصطفى ملكيان تلخيص و ترجمه شده است.

آقاى نيگل پس ازاينكه انسان را به آينه و آگاهى‏هاى او را به تصويرهاى منعكس شده درآن تشبيه مى‏كند، مى‏گويد: «انسان موجودى است كوچك در جهانى بزرگ كه از آن فقط فهم و برداشتى بسيار ناقص دارد و اينكه اشياء و امور چگونه به نظر او بيايند، هم به ماهيت و طبيعت جهان بستگى دارد و هم به هويت و طبع او. براين وابستگى دوم تاكيد بايد كرد ساخت و كاركرد بدنى - روحى انسان در كم وكيف علم و معرفت او به جهان هستى نقش و تاثير دارد. هر نظر يا طرز تفكرى متكى و مبتنى است‏بر خصائص سرشت آن فردى كه صاحب آن نظر يا طرز تفكر است و ويژگيهاى وضع و موقع او درجهان يا به عبارت ديگر برمنش نوعى خاص او. بدين اعتبار هرنظر يا طرز تفكرى، ذهنى يا درونى است؛ حال اگر مراد از نظر يا طرز تفكر عينى يا بيرونى نظر يا طرز تفكرى باشد كه فقط به ماهيت و طبيعت جهان بستگى داشته باشد و هيچگونه بستگى‏اى به هويت و طبع صاحب آن نظر يا طرز تفكر نداشته باشد بايد گفت كه چنين مفهومى مصداق ندارد و چنين بشرى خدا هم نافريد».

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاسخ به سخنرانی سروش دباغ در نقد ملکیان متأخر*

منبع: حباب (وبلاگ یاسر میردامادی)

ابوالقاسم فنایی

1) در آغاز مناسب است پیشینه بحث را مرور کنیم. دوست عزیزم سروش دباغ پیشتر در مقاله‌ای با عنوان ’تعبد و مدرن بودن: نقدی بر آرای مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته[1] به نقد ملکیان پرداخته بود. صاحب این قلم در پاسخی مبسوط کوشید کژی‌ها و نارسایی‌های آن نقد را نشان دهد.[2] سخنرانی اخیر دباغ در مشهد تقریباً تکرار همان دعاوی و دلایل پیشین است و لذا نقد دوباره آن ضرورت ندارد. در عین حال این سخنرانی از بعضی جهات با نقد پیشین تفاوت‌هایی دارد که با عنایت به اهمیت موضوع بحث در اینجا به پاره‌‌ای از نقدهای وارد بر آن خواهیم پرداخت. علاوه بر این، تکرار همان ادعاها از سوی دباغ نشان می‌دهد که موضوع مورد بحث هنوز نیازمند توضیح است و توضیحات مبسوط صاحب این قلم در رفع ابهامات موجود در ذهن ایشان قرین توفیق نبوده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

یا: بازدیدی از مواضع فلسفی ملكیان و سروش، و پاسخی به انتقادات فنایی

 

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که متن حاضر را در اختیارمان نهاد.

نوشته‌یِ: كوشا اقبال

نكته هایی درباره‌ی متن حاضر و هویت آن

 وقتی كه سروش دباغ ایده های اش را درباره‌ی مقاله ای در نقد مصاحبه‌ی ملكیان با روزنامه‌ی شرق ، با من در میان گذاشت بر این باور بودم كه شیوه ای كه در مقاله اش انتخاب شده است شیوه ای مناسب و بسیار قابل دفاع است و ادعای ملكیان را به درستی و دقت هدف گرفته است. بعد از خواندن نقد مفصل و ریزبینانه‌ی فنایی نظرم عوض نشد و باز گفتم مقاله‌ی "تعبد، مدرنیت، نقدی بر آرای مصطفی ملكیان در باب دین و مدرنیته" به قوت خود باقی ست و در برابر نقد های فنایی به آسانی تاب می آورد، این شد كه متنی را كه پیش رو دارید، در دفاع از آن شیوه‌ی انتخاب شده، نوشتم. افزون بر این در این متن دو نام دیگر لاجرم به میان آمد: مصطفی ملكیان و عبدالكریم سروش. ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: خبرگزاری مهر

با پذیرش تباین دینداری و تجدد، روشنفکری دینی بی‌معنا می‌شود

جلسه نقد و بررسی آرای ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته شب گذشته در محل جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد و دکتر سروش دباغ، استاد فلسفه اخلاق و از منتقدین آرای اخیر مصطفی ملکیان در این جلسه به نقد ۲ گزاره عنوان شده ار سوی ملکیان در باب دینداری و مدرنیته نشست.

وی با اشاره به چهار رابطه «عموم و خصوص من الوجه، عموم و خصوص مطلق، تساوی و تباین» میان دین و تجدد عنوان داشت: استاد ملکیان رفته رفته آرایی را طرح می‌کنند که مبتنی بر تباین این دو مقوله است.

                                                                                         

منبع: روزنامه‌یِ هم میهن، چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶

در باب گوهرهای مختلف دینداری و تجدد

نقد ملکیان متاخر

یاسر میردامادی: دکتر سروش دباغ، عضو انجمن حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر فلسفه اخلاق و فلسفه زبان، به دعوت مشترک سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد دفتر دانشکده پزشکی و مرکز فعالیت‌های قرآنی دانشجویان ایران در نقد نظریه مصطفی ملکیان در باب نسبت تجدد و دین، پنجشنبه ۱۷ خردادماه در سالن شورای مجتمع شریعتی این شهر سخن گفت، در شهری که مصطفی ملکیان و عبدالکریم سروش هر دو شاگردان و پیگیران بسیاری دارند و ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: مكتوب حاضر به قلم دكتر ابوالقاسم فنايي، پاسخي است به مقاله انتقادي دكتر سروش دباغ تحت عنوان "تعبد و مدرن بودن". دباغ در آن مقاله كه در فصلنامه مدرسه منتشر شده است به نقد آراي ملكيان در باب نسبت دين و مدرنيته پرداخته بود.  فنايي در نوشتار حاضر  نشان مي‌‌دهد كه دباغ در فهم مراد ملکیان به خطا رفته و دلایلی که به سود مدعای خود آورده، مخدوش و نامربوط‌اند. نشر نخست اين مقاله در وبلاگ نیلوفر و به كوشش جناب آقای فاضل قاسم‌فام صورت گرفته است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع: کتابچه مهدی خلجی

تقسیم‌های سقیم؛ درباره‌ی سبکِ بیانی مصطفا ملکیان

دوستی نادیده، در ذیلِ نوشته‌ی پیشین، انتقادی رُک کرد بر جمله‌ای که من پای پیوندی به گزارشی از سخنرانی مصطفا ملکیان درباره‌ی «شرایط اصلاح» نوشته بودم: «در این سال‌ها هرچه از آقای ملکیان خوانده‌ام، بیشتر تأسف مرا برانگیخته است. آن وسواس بیمارگونه در خواندن و نوشتن و به ویژه دسته‌بندی‌های مصنوعی هرچیز، حاصل درخشانی نداشته است. راست‌اش آقای ملکیان خیلی ناامیدکننده شده است». در یکی دو نوشته‌ی کوتاه کوشیدم مراد خود را برای او شرح دهم که، سرانجام و به ظاهر، قانع نشد. وعده دادم اگر این بار نوشته‌ای از آقای ملکیان خواندم، آن را بسنجم و در مقام نمونه‌ای برای مدعای خود درباره‌ی شیوه و سبکِ اندیشیدن او بیاورم. روشن است که فصلی دیگر باید نوشت در بیان فضایل و مکارم آقای ملکیان و اثرهای مثبتی که این‌جا و آن‌جا نهاده؛ به ویژه در سال‌های قحط.

نقد: سید امیر موسوی

دوستِ گرامی!

پیش از هر چیز متأسف هستم که متن پانزده صفحه ایِ این سخنرانی با عنوانِ "طرحی در اصلاح و اصلاح گریِ دینی" که در سمینار "مطهری و اصلاحات" به تاریخ 12 اردیبهشتِ 79 در دانشگاهِ تربیتِ مدرس تهران ایراد شده بود ( که خودِ سخنرانی به دلیل ضیق وقت ناتمام ماند) اینچنین مثله شده و ناقص در سایتِ "نیلوفر" منتشر گردیده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

ابوالقاسم فنایی

در ابتدا لازم می دانم مراتب سپاس و تشکر خود را از آقایان داستانپور، مومنی، محمدی‌زاده و سایر عزیزانی که در وبلاگ معنویت و عقلانیت قلم می زنند و نیز گردانندگان این وبلاگ ابراز کنم.

هم چنین به آقای ابک به خاطر جستارهای خواندنی شان در معرفی و بازنگری انتقادی نظریه معنویت باید دست مریزاد گفت. نظریه معنویت آنگونه که در خور آن است قدر ندیده و تا به حال با بی مهری و کم توجهی اندیشمندان ایرانی مواجه بوده است، در حالی که این نظریه از جهات گوناگون شایسته توجه و نقد و بررسی است. و لذا ارزش کار آقای ابک دو چندان است. اما من در اینجا تنها میکوشم تا آنجا که محدودیتهای یک یادداشت اجازه میدهد در باب یک نکته توضیحی ارائه کنم.

به نظر من برداشت و تلقی آقای ابک از "تعمیم پذیری" نادرست است.

1) تعمیم پذیری، به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی یا به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی موجه از حکم اخلاقی ناموجه قدمت بسیار دارد و بر خلاف ادعای آقای ابک این سابقه تاریخی به هر بر نمی گردد. رد پای این معیار را در بسیاری از متون اخلاقی کهن می توان یافت. برای مثال، حضرت علی (ع) در چند جای نهج البلاغه سخنانی دارند که مضمون آنها به روشنی بیان همین معیار است. یکی از آن سخنان این است: «کفاک ادباً لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک»، و دیگری این: «احبب لغیرک ما تحب لنفسک».


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385  توسط محسن مومنی   | 

 نویسنده: حمیدرضا ابک

 نظریه معنویت ملكیان (كه به سبب ارتباط فوق‌العاده وثیقش با عقلانیت، نظریه «عقلانیت و معنویت» هم نامیده شده است) تلاشی است برای پاسخ به همان پرسش بنیادین عالم اندیشه در سرزمین ما كه بالاخره دینداری ما مؤمنان را چه نسبتی با مدرنیته‌ای است كه فراایمان گرفته است؟ از این روست كه شاید بتوان این پروژه فكری را هم از مقوله نواندیشی دینی (البته معنای گسترده و عام آن) به شمار آورد. (ملكیان البته تلاشی برای جان دادن نظریه‌اش در ذیل یكی از مقولات كلان موجود در این عرصه نمی‌كند و البته در جایی انتقاد خود به این مقوله‌بندی‌ها را هم ذكر كرده است.)(1)

در تشریح محورهای مورد نظر هر نوشتار گفتنی است كه نوشتار اول این مجموعه، سعی در معرفی نظریه معنویت دارد. خواننده این مقاله ضرورت ارائه بحث معنویت را درك خواهد كرد و البته قصد و منظور ملكیان از معنویت را هم در خواهد یافت. در این نوشتار تلاش شده است تا دیدگاه ملكیان در قالب یك صورت‌بندی منطقی ارائه شود تا هم راه برای درك نظریه هموار شود و هم مسیر برای نقد آن راهوار. به همین دلیل ممكن است كسانی كه هیچ آشنایی‌ای با نظریه معنویت ملكیان ندارند، از اینجا صورت گرفته در ارائه موضوعات و تقسیم‌بندی‌های متعدد صورت پذیرفته در فرازهای بحث برنجند. هدف نوشتار دوم، اما روشن كردن نسبتی است كه معنویت با «عقلانیت»، «دین» و «اخلاق» برقرار می‌كند. در واقع این نوشته نشان می‌دهد كه ملكیان گا‌م‌هایی را برای تبیین جایگاه نظریه معنویت برداشته است و البته از دل همین تبیین است كه پرسش‌های پیشاروی ملكیان را برای شرح و بسط هر چه بیشتر نظریه آشكار می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 

راهى به رهايى

 

- مصطفى ملكيان ، متولد ۱۳۳۵ شهرضا

- تحصيل در رشته مهندسى مكانيك دانشگاه تهران ۱۳۵۲

- كارشناس ارشد فلسفه از دانشگاه تهران ۱۳۶۵

- استاد دانشگاه تهران و تربيت مدرس

- از دين پژوهان برجسته دوران معاصر

- برخى از تأليفات وى عبارتند از: «تاريخ فلسفه غرب ، اخلاق باور، نقدآراى اخلاقى - سياسى مكينتاير، مشتاقى و مهجورى ، راهى به رهايى در رهگذر باد ونگهبان لاله و...»

- برخى از آثار ترجمه شده توسط او عبارتند از: « ويتگنشتاين (اثر هادسن)، گابريل مارسل (اثر سم كين ) ، سيرى در سپهر جان (مجموعه مقالات)، نگريستن از ناكجا به هر كجا (اثر تامن ميگل ) »

- سردبير مجله ناقد

- عضو هيأت علمى مؤسسه نگاه معاصر

- ترجمه مقالات بسيارى در حوزه انديشه و فلسفه


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384  توسط محسن مومنی   | 

 

مصطفي ملکيان در سخنرانيش در باره معنويت : گوهر اديان ،معتقد است که ما ادميان چه بخواهيم چه نخواهيم انسان مدرنيم واين مدرنيته البته ذومراتب است.آيا براي انسان مدرن هر برداشتي از دين امکان پذير است؟پاسخ اينست که نه .انسان مدرن ديگر نمي تواند دين را مانند انسان سنتي قبل قبول کند.بنا براين چنين انساني وقتي نتوانست تلقي سنتي از دين را قبول کند ناگزير دو راه در پيش دارد1- بطور کلي از دين دست بشويد. که در اين صورت مزاياي دين را از دست مي دهد چراکه اديان واجد کارکردهاي مثبتي در درون آدمي هستند. 2-دين را بصورت جديدي بپذيرد که او اين فهم جديد را معنويت مي نامد.چراکه بکار گيري واژه دين علاوه بر بار مثبت واجد بار منفي هم هست.البته ان فهم سنتي از دين در زمان خودش داراي کارکرد مثبت بوده است اما امروزه قابل دفاع نيست.پس ما امروز به معنويت نياز داريم ونه به فهم سنتي از دين تاريخي.

ملکيان براي تفهيم راي خود به تقسيم مولفه هاي مدرنيته به مولفه هاي اجتناب نا پذير و مولفه هاي اجتناب پذير مي پردازد. وآنگاه نتيجه مي گيرد که تکليف ما آدميان در برابر مولفه هاي اجتناب ناپذير چون گريزي از آنهانيست (همچون ضرورت طي دوره بيماري که هيچ نسخه اي هم براي درمان آن کار ساز نيست) همچون مولفه هاي اجتناب پذير مثبت ، روشن است. و جز تسليم و رضا چيزي نيست. اما مولفه هاي گريز پذير منفي باقي مي ماند که آدمي مي تواند از آنها اجتناب کند که خود غرب نيز با نقد مداوم د ر پي شناخت و تجربه و اصلاح آنهاست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

آنگونه که پیشتر گفتم در صدد بازخوانی و تشریح طرح استاد مصطفی ملکیان ( پروژه معنویت – عقلانیت ) هستم که اینک ، به یکی از دغدغه های جدی من تبدیل شده است .

ملکیان در آنجاهایی که من سراغ دارم ، در کتاب سنت و سکولاریسم ( در سه مقاله   معنویت- گوهر ادیان )می کوشد ، ابعاد اصلی طرح معنویت را برشمرد و در کتاب  راهی به رهایی تلاش می کند  تا گفتارهایی پیرامون معنویت و در بازنمایی مولفه های آن و رابطه آن با مسائل دیگر ، ارائه کند . ضمن آنکه در مقاله ای تحت عنوان ویژگیهای انسانهای معنوی ( که در ویژه نامه روزنامه ایران به چاپ رسیده ) ، در بازتاباندن مولفه های اصلی زندگی معنوی تلاش به عمل می آورد .

در معنویت – گوهر ادیان ، خلاصه مطلبی که بیان می کند ، این است که با توجه به حضور ما در دوره و عصر مدرن ، ابتدا با نگرش به مدرنیته و مولفه های آن ، ویژگیهای اجتناب ناپذیر و اجتناب پذیر درست ( حق ) مدرنیته را باید بپذیریم و از آنها در جهت محک دین استفاده کنیم ؛ و مولفه هایی از دین را که با این معیارها و ویژگیها ناهمخوانی دارند را کنار بگذاریم ، حاصل این کار شکل پالایش شده ای از دین را به ما می نمایاند که آنرا معنویت می نامیم . معنویت دینی است که ما دینداران در جهان مدرن قادریم از آن بهره ببریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

دوست  بسیار عزیزی که خواسته بودی بیشتر در مورد تقریر حقیقت و تقلیل مرارت توضیح دهم ، نظرات خویش را بگویم و فرموده بودی که اندکی برایت مبهم بود این سخن . باید بگویم که آنچه مبهم بوده و فهم را در این مقاله مشکل کرده است است ، قطع بدانید که از کج زبانی و قصور کلام من است . و خویش را شایسته ملامت می دانم در این تقصیر . آقای مصطفی ملکیان سعی نموده بود با نزدیکترین زبان و بیان به فهم عامه مردم و در عین حال حفظ اصالت و عمق ، فکر و رای خود را بیان کند . اما من که هیچیک از این دغدغه ها را نداشتم با جرح وتعدیل خود در آن باعث شده ام که قابلیت فهم آن به شدت افول نماید و این ابهامات بدان افزوده گردد . از این جهت اینک تلاش می کنم که با فهم خود آنچه را  که دریافته ام بیان کنم تا شاید بیشتر مفید فایده افتد و پیشاپیش از آنکه سخن به درازا خواهد انجامید پوزش می طلبم .

 

   اما بحث اصلی در این مقال بر سر این است که ،  برای یک روشنفکر گفتن حقیقت و راستی برای جامعه  بایست از ارج و قرب بیشتری برخوردار باشد ، یا کاهش درد و رنج ایشان  و چنانچه این دو درجایی در تضاد با هم قرار گیرند کدامیک را بر دیگری ترجیح باید داد.

ابتدا گفتیم که وظایف انسان همگی در مقام نظر در دو دسته بندی گذشته نگرها و آینده نگرها می آیند  . از این دو حال بیرون نیست که هر عملی که انجام می گیرد یا معطوف به هدفی در آینده است و یا در راستای کردارهایی که در گذشته صورت گرفته اند .


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384  توسط محسن مومنی   |