در حاشیه: حدود دوازده روز پیش چهارسالگی این وبلاگ بود. مطلب زیر بههمین مناسبت تقدیم میگردد.
منبع: نشریه باور، دوره جدید شماره 10، مورخ تیرماه (؟) 81
مصطفی ملکیان
بحث من درباره تأثیرات اجتماعی فهم نادرست از دین خواهد بود. پیشفرضهای بحث چنین هستند. اولاً: دین هم مثل هر پدیده دیگری میتواند مورد سوء فهم و محل استدراک نادرست قرار بگیرد. و در واقع مستثنی نیست از بد فهم واقع شدن که در باب هر پدیده دیگری نیز مصداق دارد. ثانیاً: سوء فهم و استدراک نادرست از دین حتماً خودش را در مناسبات اجتماعی و دادستدهایی که ما آدمیان در بطن جامعه با یکدیگر داریم نشان خواهد داد. این دو پیشفرض اساسی سخن بنده است. پیشفرض سومی هم میتوان داشت که البته ضروری نیست. به این گونه که میتوان جلوی فهم نادرست از دین را گرفت و چون میشود جلوی فهم نادرست از دین را گرفت این سخنان تنها جنبه توصیفی نخواهد داشت، بلکه میتواند جنبه توصیهای هم داشتهباشد.
ادامه مطلب





با عرض سلام و ادب خدمت همه خانمها و آقایان
1) در آغاز مناسب است پیشینه بحث را مرور کنیم. دوست عزیزم سروش دباغ پیشتر در مقالهای با عنوان ’تعبد و مدرن بودن: نقدی بر آرای مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته
گفتگو با مصطفی ملکیان
چكیده: آنچه در پی میآید، بیشتر، گزارشی است از رأی جرج ادوارد مور فیلسوف معروف انگلیسی (1873-1958)، در باب ماهیت فلسفه. این گزارش، عمدتاً، مبتنی است بر فصل اول كتاب وی:
شناخت انسان در روزگار ما دو مشكل عمده دارد: یكی اینكه هنوز دقیقاً نمیدانیم انسان دارای چند ساحت وجودی است و اینكه اگر انسان چند ساحت وجودی دارد كدام یك از این ساحتها حقیقت او و دیگر ساحتها داراییهای او هستند؛ و دیگر اینكه دستاوردهای چهار روشی كه امروزه با آنها به انسان رو میكنند، گاه با هم تعارض جدی دارند. در این گونه موارد ما نمیتوانیم دستاورد هیچ كدام از این روشها را بگیریم و از دستاورد دیگر روشها چشمپوشی كنیم؛ چون هر كاری از این مقوله، ترجیح بلامرجح است و بیمعناست. اگر این دو مشكل حل شود به انسانشناسی رسیدهایم و انسانشناسی - به این معنا - بر سایر علوم و معارف تقدم دارد، كه در باب چند و چون این تقدم در فرصتی دیگر سخن باید گفت.
1. فهم امید به قرینهیِ آن (=پیشرفت)
مصطفی ملکیان
محققان عرفانشناس ایرانی معمولاً معتقدند، عرفان ایرانی که خصلتهای
مصطفی ملكیان: