تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

در حاشیه: حدود دوازده روز پیش چهارسالگی این وبلاگ بود. مطلب زیر به‌همین مناسبت تقدیم می‌گردد.

منبع: نشریه باور، دوره جدید شماره 10، مورخ تیرماه (؟) 81

مصطفی ملکیان

بحث من درباره تأثیرات اجتماعی فهم نادرست از دین خواهد بود. پیش‌فرضهای بحث چنین هستند. اولاً: دین هم مثل هر پدیده دیگری می‌تواند مورد سوء فهم و محل استدراک نادرست قرار بگیرد. و در واقع مستثنی نیست از بد فهم واقع شدن که در باب هر پدیده دیگری نیز مصداق دارد. ثانیاً: سوء فهم و استدراک نادرست از دین حتماً خودش را در مناسبات اجتماعی و دادستدهایی که ما آدمیان در بطن جامعه با یکدیگر داریم نشان خواهد داد. این دو پیش‌فرض اساسی سخن بنده است. پیش‌فرض سومی هم می‌توان داشت که البته ضروری نیست. به این گونه که می‌توان جلوی فهم نادرست از دین را گرفت و چون می‌شود جلوی فهم نادرست از دین را گرفت این سخنان تنها جنبه توصیفی نخواهد داشت، بلکه می‌تواند جنبه توصیه‌ای هم داشته‌باشد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: روزنامه‌ی اعتماد ملی، شماره‌ی 934، 12 خرداد 88

سخنرانی مصطفی ملکیان در منزل عبدالله نوری

قصد اين است تا درباره انواع عدالت سخن بگويم و از اين رهگذر تفكيكي ميان معاني مختلف عدالت قائل شوم.

تلاش خواهم كرد تا انواع عدالت در فلسفه سياسي و علوم اجتماعي را به شكل مختصر توضيح دهم و در اين باب از 10 قسم عدالت سخن مي‌گويم. بايد توجه شود كه عدالت، صفت چه چيزي قرار مي‌گيرد و چه دلايلي دارد كه امري را عادلانه مي‌شمريم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصطفی ملکیان

۱.چرا در انتخابات شرکت می‌کنم؟

چرا از این حق سیاسی‌ام، که نامش حق شرکت در انتخابات است، صرف‌نظر نمی‌کنم؟ به سه دلیل که جای تفصیلشان اینجا نیست، ولی اجمالشان بدین قرار است:

الف) آیا خردپسندانه است که، وقتی که از انبوهه‌ی حقوق پرشمار حقوق سیاسی‌ای که به عنوان یک انسان و یک شهروند، باید داشته باشم فقط این یکی را دارم، این را نیز خودم از خودم مضایقه کنم؟ آیا وانهادن خودخواسته‌ی حقی که شاید مقدمه‌ای برای احقاق سایر حقوق سیاسی و اجتماعی تضییع‌شده باشد خردپذیر است؟

ب) شرکت در انتخابات یگانه‌شکل و شیوه‌ی مقابله و مبارزه‌ی سیاسی است که، در عالم اندیشه‌ی سیاسی و در ساحت افکار عمومی جهانی، احدی بر آن سر سوزنی خرده نگرفته است. و نیز


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دوم خرداد 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

منبع: فصلنامه‌ی متین، شماره‌ی ۱۰، بهار ۱۳۸۰

اشاره: در حوزه ناپیموده فلسفه فقه لااقل پنج دسته پیش فرضهای بسیار عمده وجود دارد که نیاز به بررسی و مداقه است و فلسفه فقه به عنوان یک علم درجه دوم که هدفش بررسی پیش‏فرضهای علم فقه است نیازمند بازگشایی معرفتی است. آنچه در پی می‏آید متن سخنرانی جناب استاد مصطفی ملکیان پیرامون فلسفه فقه است که در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در حضور اعضای هیأت علمی و دانشجویان پژوهشکده ایراد شده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

روش‌شناسی در علوم سیاسی

قسمت دوم

منبع: فصلنامه‌ی علوم سیاسی، شماره‌ی ۲۲، تابستان ۱۳۸۲

مصاحبه با مصطفی ملکیان

اشاره: نوشتار حاضر قسمت دوم مصاحبه با استاد مصطفی ملکیان در باب روش‏شناسی در علوم سیاسی است که توسط دکتر سیدصادق حقیقت انجام و ویرایش شده است. این بخش ابتدا به مسائل روش‏شناسی در علوم سیاسی، و سپس به مسائلی در خصوص فلسفه سیاسی می‏پردازد. قسمت اول مصاحبه در شماره 14 فصلنامه آمده بود.

با تشکر از این‏که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، در مقدمه، این سؤال را مطرح می‏کنیم که هر تحقیق چه مراحلی را باید طی کند و بر این اساس، چگونه می‏توان پژوهش‏ها را سطح بندی کرد؟


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نشر این مطلب را مدیون دوست عزیز

حمید قاسمی هستیم.

                                                           

سخنرانی مصطفی ملکیان

در مورخ ۲۰/۱/۷۸

با توجه به آنچه که در حوزه فرهنگی کشور ما و علاوه بر آن در حوزه مباحثات سیاسی و اجتماعی کشور ما می‌گذرد، خوب است که بحثی در مورد اخلاق و عالم تفکر داشته باشیم. بحثی درباره مداخله ای که اخلاق در قلمرو تفکر می‌تواند و باید داشته باشد. مداخله اخلاق در قلمرو تفکر، وقتی اثر خود را ظاهر می‌کند که نزاع در عالم تفکر پیش آید. هم چنین وقتی که متفکری بطور یگانه و تنها قصد می‌کند که در میان آرا و نظرات فراوانی که با آنها مواجه می‌شود، اتخاذ موضع بکند. بعضی را بپذیرد و بعضی دیگر را کنار بگذارد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

معنویت-عقلانیت: مطلب حاضر صورت مکتوب سخنرانی مصطفی ملکیان در نشست نقد و بررسی کتاب «روان‌شناسی دین» است. این نشست که مورخ ۲/۳/۸۷ در انتشارات کتاب روشن برگزار گردید، دو گزارش (۱ و ۲) از آن در فضای مجازی نشر یافت. اکنون صورت کامل آن پیشاروی شماست. با سپاس ویژه از علیرضا کاظمیان که فایل صوتی آن را در اختیارمان نهاد و رضا حسین‌آبادی که زحمت ویراستاری آن را متقبل شدند.

                                                                                          

در نظر دارم در دو مقوله سخن بگویم: یکی در معرفی روانشناسی دین. به این دلیل که در زمینه روانشناسی دین به تعداد انگشتان یک دست به زبان فارسی کتابی نوشته یا ترجمه نشده و کتاب‌هایی هم که نوشته یا ترجمه شده هیچکدامشان خودِ حوزه‌ی معرفتی روانشناسی دین را معرفی دقیق و حتی نادقیق نکرده‌اند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از حمید قاسمی

که با ذکر دقیق منبع، ما را از وجود این مطلب آگاه ساختند

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه بهار ۱۳۷۹ شماره ۲۲

گفتگو با مصطفى ملکیان - استاد حوزه و دانشگاه

آیا پدید آوردن «علم دینى‏» ممکن است؟ به چه معنا از «علم‏دینى‏»؟

مراد من از «علم‏»، در اینجا، رشته علمى، (discipline) است، که به‌معناى مجموعه همه گزاره‏هایى است که با استفاده از یکى از چهار روش تجربى، عقلى، شهودى و عرفانى یا تاریخى، در باب یک موضوع حاصل و فراهم آمده‏اند. به این معنا، همه علوم تجربى اعم از علوم تجربى طبیعى مانند فیزیک و شیمى، علوم تجربى انسانى مانند روانشناسى و جامعه‏شناسى، و نیز همه شاخه‏هاى ریاضیات و منطق و فلسفه، و نیز علوم عرفانى، و بالاخره علوم تاریخى، علم به‌حساب مى‏آیند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: این مطلب – با تذکر بعضی از دوستان – اندکی ویراستاری گردید. یادآور می‌شویم دست‌یابی به این مطلب را مدیون عبدالله یوسف‌زادگان هستیم.

سخنان مصطفی ملکیان – به‌عنوان داور – در جلسه دفاع رساله‌ی
«از تاملات عرفانی مولوی تا عناصر عرفانی در طریق تفکر مارتین هایدگر»

منبع: کتاب ماه فلسفه، شماره ۹، خرداد ۱۳۸۷

از این رساله بسیار نکته آموختم و این رساله یکی از بهترین رساله‌هایی‌ست که از سال 65 تا کنون در دانشگاه دیده‌ام. من صرفاً با روش تحلیلی نکاتی را اشاره‌ می‌کنم و امیدوارم طرح این نکات، نوعی سپاس تلقی شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نشر این مطلب را مدیون دوست عزیز

حمید قاسمی هستیم.

                                               

منبع: روزنامه‌ی خراسان؛ ۹ آبان‌ماه ۱۳۷۸

گفتگو با مصطفی ملکیان

به عقیده شما چه تفاوتی میان نگاه عوامانه و عالمانه (روشنفکرانه) نسبت به دعا وجود دارد؟

احتمالا مراد شما از نگاه عوامانه این است که در این حالت شخص از نیرویی خارج از وجود خود چیزی را طلب می‌کند. اگر منظورتان همین است من هم با آن موافقم. البته من دعا و مناجات را از یکدیگر تفکیک می‌کنم و در عین حال معتقدم که ما در هر دو مورد به خود رجوع می‌کنیم و به وجود یا نیرویی خارج از خویش تکیه نمی‌کنیم. به نظرم می‌رسد در هنگامی که من دعا می‌کنم، دارم به لایه‌های عمیق‌تر ذهن خود امری را تلقین می‌کنم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نقد علی فاطمی به این مصاحبه را می‌توانید در وبلاگش بخوانید.

نشر این مطلب را مدیون مساعدت‌های بی‌دریغ

سید ا. محمدی هستیم.

                                                                       

منبع: ضمیمه‌ی روزنامه‌ی اعتماد ملی، ۲۱ دیماه ۱۳۸۷

گفتگوی رضا خجسته رحیمی و مریم شبانی با

مصطفی ملکیان

روشنفکری دینی اصطلاحی است که هویت جمعی گروهی از اشخاص را مشخص می‌کند. شما چندی پیش در حسینی ارشاد گفته بودید که «دیگران من را یک روشنفکری دینی می‌دانند و لذا نقدهایی که بر روشنفکری دینی وارد می‌کنم چه‌بسا بر خودم هم وارد باشد.» اکنون می‌خواهیم قبل از همه‌چیز از شما بپرسیم که بتا توجه به تعریف شما از روی روشنفکری دینی و نقدهایی که بر این نحله دارید، آیا اصلاً خود را در مجموعه «روشنفکری دینی» تعریف می‌کنید؟

اگر از روشنفکری دینی چیزی به ذهن شما متبادر شود که حاصل مواجهه و آشنایی و انس شما با روشنفکران دینی کشور ما باشد، نمی‌توان بنده را روشنفکر دینی دانست. روشنفکر دینی به کسانی اطلاق می‌شود که مفاهیم و نظریات و آموزه‌های دنیای مدرن را از دل کتاب و سنت متون دینی استخراج می‌کنند...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه پنجم بهمن 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از حمید قاسمی

که مطلب حاضر را تهیه و ارسال نمودند.

                                                                       

منبع: ماهنامه آیین، شماره شانزدهم، مهر 1387

مصطفی ملکیان

یکی از بحث‌های بسیار مهم و حیاتی امروز، ارتباط دین و اخلاق است. اگر بخواهیم به‌طور سیستماتیک در این مورد بحث کنیم، باید اشاره کنیم اعتقاد کسانی بر این است که دین و اخلاق با هم ارتباطی ندارند، چون اصولا هر دو یک چیزند. این گروه به هویت(1) دین و اخلاق حکم کرده‌اند و هر دو را یک گرایش دانسته‌اند. به‌نظر می‌رسد کسانی که آیین کنفوسیوس را قبول دارند، کاملا به این گرایش معتقد باشند که دین همان اخلاق است و اخلاق همان دین. در غرب متفکری به نام پارکر به این عقیده قائل بود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

روش‌شناسی در علوم سیاسی

منبع: فصلنامه‌ی علوم سیاسی، شماره‌ی ۱۴، تابستان ۱۳۸۰

مصاحبه با مصطفی ملکیان

اشاره: این گفت‏وگو به همت پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام صورت پذیرفته، و آقای سید صادق حقیقت آن را بازنویسی کرده است. پیش از این در شماره‏های 7 و 9 نیز گفت‏وگوهایی در زمینه موضوع مذکور شده بود.

با تشکر از این‏که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، به‏عنوان مقدمه، این سؤال را مطرح می‏کنیم که اصولاً تفاوت «رهیافت» و «رویکرد» چیست؟ و آیا Attitude امری شخصی و Approach امری غیرشخصی است؟

استاد ملکیان: براساس ریشه کلمه Attitude من آن‏را به رهیافت و Approach را به رویکرد معنا می‏کنم، هرچند برخی افراد برعکس ترجمه کرده‏اند. بر این اساس رهیافت همیشه ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۸۴۲ - یکشنبه ۱۰تیر ۱۳۸۰

مصطفی ملکیان

ما در مواجهه با فلسفه غرب، به قول جامعه‌شناسان، دستخوش «تأخیر فرهنگی» شده‌ایم. تأخیر فرهنگی، یعنی اینکه مجموعه‌یی از تفکر و آرا و سخنانِ دانشمندان در جایی از دنیا گفته شود ولی تا این آرا و نظرات به گوش ما برسد، مدت زیادی طول بکشد. بنابراین، ما با پاره‌یی از مردمان این روزگار به‌لحاظ زمانی و تقویمی در یک زمانیم ولی از لحاظ فرهنگی در یک زمان به‌سر نمی‌بریم. این تأخیر فرهنگی، موجب عوارضی هم در مسائل مختلف شده است. اینکه می‌بینیم امروزه، در کشور ما چیزی به نام «کلام جدید» متداول شده است، ناشی از قطع رابطه فرهنگی ششصد تا هفتصد ساله ما با دنیای غرب است. در این مدت، کلام در غرب لحظه‌به‌لحظه تطور پیدا کرده است. غربی‌ها وقتی به کلام خود نگاه می‌کنند، چیز جدیدی در کلام نمی‌بینند، چون این تغییرات طبیعی و به‌آهستگی انجام شده است. اما، ما که ششصد سال است این کلام را ندیده‌ایم، برای ما جدید است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع:ماهنامه آیین شماره ۱۵، مرداد ۱۳۸۷

(برگرفته از وبلاگ نیلوفر، با اندکی ویرایش)

مصطفی ملکیان

1. در میان مباحث بسیار گوناگونی که در ارتباطِ میان اخلاق و سیاست قابل طرح است، یکی از مسائل، آن است که آیا قلمرو نهاد سیاست، فعالیت سیاسی و قدرت سیاسی، مشمول احکام اخلاق هست یا خیر؟ افرادی، بخصوص از زمان ماکیاولی به این سو و تحت تاثیر خود ماکیاولی، اعتقاد داشته‌اند قلمرو سیاست مشمول احکام اخلاقی نیست، یا به تعبیر دیگری که بعضی از ماکیاولی‌های امروز طرح می‌کنند، قلمرو سیاست احکام خاص خودش را دارد. به‌گمان من، این دو تعبیر در نهایت یک معنی دارند. بعضی از کسانی که ماکیاولی مشرب هستند، با این تعبیر توضیح می‌دهند که اصلا قلمرو سیاست از شمول احکام اخلاقی، اوامر و نواهی اخلاقی و ارزش‌های اخلاقی، مستثنی است. بعضی از ماکیاولی‌های امروز هم گرچه نمی‌گویند قلمرو سیاست، خارج از دایره شمول احکام اخلاقی است، اما معتقدند قلمرو سیاست، اخلاق خاص خودش را دارد، اخلاق دیگری که از آن به اخلاق خصوصی یا اخلاق عادی تعبیر می‌کنند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: آینه پژوهش، شماره ۱۰۰، مهر و آبان ۱۳۸۵

بانیان آینه پژوهش آهنگ آن داشتند كه در شماره صد افزون بر نشستن پاى گفته‌هاى فرهیختگان و دانشیان درباره مجلّه، چگونگى‌ها و بایستگى‌ها و نابایستگى‌هاى آن از تنى چند از محققان بخواهیم تا درباره «نقد و چگونگى‌هاى آن در ایران» وگرچه به‌اختصار، سخن بگویند. در زیر جواب‌های مصطفی ملکیان به این پرسش‌ها می‌آید.

نقد را تعریف کنید یا به‌دیگر سخن، ارزیابى خود را از نقد بیان فرمایید.

«نقد» در اینجا، البته به‌معناى تأکید بر خطاها و عیوب و نقایص، یعنى به‌معناى خرده‌گیرى و عیب‌جویى نیست، بلکه به‌معناى بررسى محاسن و امتیازات و نیز عیوب و نقایص یک چیز و سپس داورى در باب آن چیز، بر اساس همان بررسى است. این معناى اخیر را مى‌توان به «بررسى و ارزیابى قدر یا ارزش یک چیز» یا «بررسى نقاط قوت و ضعف یک چیز» نیز تعبیر کرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پشت پنجره‌ی دیگران بایستیم و شهر را دیگرگونه ببینیم!

با سپاس از حمید قاسمی

که متن حاضر را در اختیار ما نهادند.

                                                                       

منبع: روزنامه‌یِ نوروز، مورخ ۳/۴/۸۰

سخنرانی استاد مصطفی ملکیان

همایش بازشناسی اندیشه‌های دکتر علی شریعتی

مهرماه ۱۳۷۹

1. با درود به روان فرازنده و فروزنده‌ی «استاد دکتر علی شریعتی»، معلم همه آزاداندیشان و با عرض سلام به حضور همه‌ی خواهران و برادران که مصدع اوقات شریفشان می‌شوم. در ابتدا، از آنچه که قصد دارم در این دقایق خدمت شما سروران و دوستان عرض کنم، طرحی ارایه می‌نمایم. این طرح البته یک طرح نامدون است اما امید می‌برم و امیدوارم که در فرصت‌های دیگر جزء جزءِ طرح را عرض کنم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

اخلاق فضیلت در گفت‌وگو با مصطفی ملكیان

منبع: شهروند امروز، شماره‌ی ۶۸، سال سوم، ۲۸ مهر ۱۳۸۷

مژگان ایلانلو / سودابه كریمی:دیگر همه می‌دانند كه ریشه مشكلات خرد و كلان ما به بحران‌های اخلاقی باز می‌گردد كه در پیدا و پنهان روح و ذهن ما جا خوش كرده است و بیرون راندن آنها همتی بلند می‌خواهد. ملكیان معتقد است اخلاق فضیلت به دلیل انسی كه با فرهنگ، ادبیات و باورهای دینی ما دارد، برای ما قابل فهم‌تر است. كتاب سیطره خیر نخستین كتاب مستقل در حوزه اخلاق فضیلت است كه به همت خانم شیرین طالقانی و با ویراستاری و مقدمه مفصل مصطفی ملكیان راهی بازار كتاب شده و این گفت‌وگو به بهانه چاپ این كتاب صورت گرفته است.

استاد ملكیان، به‌عنوان نخستین سوال می‌خواستم بپرسم ضرورت طرح مباحث فلسفه اخلاق را در جامعه امروز ما، در چه می‌دانید؟

اولا برای هر جامعه‌ای و در هر مكانی و زمانی طرح مباحث نظری و عملی اخلاق یك ضرورت است و در كیفیت تحقق این ارزش‌ها اهمیت فراوان دارد. ثانیا در ایران كنونی ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

معنویت-عقلانیت: مطلب حاضر صورت مکتوب سخنرانی مصطفی ملکیان در دوم مهرماه ۸۷ (شب ۲۳ رمضان) است. این سخنرانی که در مراسم احیای شاخه‌ی جوانان جبهه‌ی مشارکت انجام گردید، گزارش‌هایی از آن (یک، دو و سه) نشر یافت. اکنون صورت کامل آن پیشاروی شماست. با سپاس از مهدی آشوری که فایل صوتی این سخنرانی را در اختیارمان نهادند و مسعود رهبری که زحمت پیاده‌کردن، تایپ و ویراستاری آن را به‌انجام رساندند.

بسم الله الرحمن الرحیم. بنا بر این است که در این فرصتی که در خدمت سروران هستم، درباره­ی عقلانیتِ اخلاقی‌زیستن سخن بگوییم. پرسش از عقلانیت اخلاقی زیستن به این معنا است که «آیا عقلانی است که ما اخلاقی زندگی بکنیم؟». به عبارت دیگر، نفس اخلاقی زندگی کردن کاری عقلانی­ است یا خیر؟ اگر عقلانی نیست که هیچ، و اگر عقلانی است، به چه استدلالی می­توان عقلانیت آن را نشان داد؟ قبل از ورود در اصل بحث، یک نکته را درباره­ی عقلانیت باید تذکر بدهم. مراد از «عقلانیت» در اینجا و در این بحث، «عقلانیت عملی» است، در برابر «عقلانیت نظری». در این مبحث، بنده هیچ کاری با عقلانیت نظری ندارم. بحثم فقط منحصر خواهد بود در عقلانیت عملی، آن­هم عقلانیت عملی اخلاقی زیستن.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

ادامه‌ی درسگفتار «معنویت در نهج‌البلاغه» را می‌توانید در خرد منتقد دنبال کنید: جلسه ششم (۱+۲) و جلسه هفتم (۱+۲)

                                                           

معنویت-عقلانیت: مطلب حاضر صورت مکتوب سخنرانی مصطفی ملکیان در نشست رونمایی کتاب «پروسلوگيون» است. این نشست که مورخ ۷/۹/۸۶ در تالار ناصری خانه‌ی هنرمندان برگزار گردید، دو گزارش (۱ و ۲) از آن در فضای مجازی نشر یافت. اکنون صورت کامل آن بر اساس کتاب ماه فلسفه، شماره ۳، آذر ۱۳۸۶ پیشاروی شماست. با سپاس ویژه از عبدالله یوسف‌زادگان که مطلب حاضر را در اختیارمان نهادند.

دسته‌بندی براهین اثبات وجود خدا

من در باب دو نکته سخن خواهم گفت و از همه آن‌چه که در مقدمه این کتاب نوشته‌ام، صرف‌نظر کرده و آن‌ها را تکرار نمی‌کنم. یک نکته، جغرافیای مبحث موجود در کتاب پروسلوگیون است. اگر بخواهیم کاری را که از لحاظ مباحث اثبات وجود خدا در این کتاب صورت گرفته، خیلی واضح و در عین‌حال، موجز بگویم، به‌این‌شکل می‌توان تصویر کرد که از زمان پروسلوگیون که اثبات وجود خدا برای فیلسوفان و الاهیدانان یک دغدغه شده تا زمان ما، همه راه‌های طی شده برای اثبات خدا را می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلی به استدلال‌های موجودمحور، معلول‌محور و مفهوم‌محور تقسیم کرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

ادامه‌ی درسگفتار «معنویت در نهج‌البلاغه» را می‌توانید در خرد منتقد دنبال کنید: جلسه‌ی چهارم (۱+۲) و جلسه‌ی پنجم

                                                           

معنویت-عقلانیت: مطلب حاضر صورت مکتوب سخنرانی مصطفی ملکیان در دوم خردادماه ۸۷ در منزل عبدالله نوری است. پیشتر گزارشی از این سخنرانی در روزنامه‌ی اعتماد ملی منتشر شد. با سپاس از علی کاظمیان که فایل صوتی این سخنرانی را در اختیارمان نهادند و آقایان ن. پناهی و سید ا. محمدی که زحمت پیاده‌کردن، تایپ و ویراستاری آن را به‌عهده گرفتند و به‌سرانجام رساندند.

1. در ساعتی که در محضر سرورانم، در باب دو مطلب سخن خواهم گفت؛ یکی حاجت موکدتر بشر به اخلاق در روزگار کنونی و دیگری دشواری بیشتر اخلاقی‌زیستن در این روزگار. دو مطلبی که وقتی با هم جمع شوند هر شخص دلسوخته به حال انسان‌ها را به تأمل وا می‌دارد که چه باید کرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

گفتگوی روزنامه‌ی ایران با مصطفی ملکیان

در حاشیه: وبلاگ خرد منتقد به نشر درسگفتار «معنویت در نهج‌البلاغه» مصطفی ملکیان همت گمارده است و تا کنون سه جلسه (۱، ۲ و ۳) از هشت جلسه‌ی آن را نشر داده است. ازدست ندهید.

                                                                              

با سپاس از حمید قاسمی

که از سر لطف، متن بلند حاضر را در اختیار ما نهادند.

منبع: روزنامه‌ی ایران، مورخ ۱۳/۷/۱۳۷۹، ۲۶/۷/۱۳۷۹و ۲۷/۷/۱۳۷۹

...اساسا حاکمیت دینی در نوآوری و زایش‌های فکری- فرهنگی چه تاثیری می‌تواند داشته باشد؟ این تاثیرات مجموعا مثبت هستند یا منفی؟

به نام خدا. اگر مراد ما از حاکمیت دینی، حاکمیت آن نظام سیاسی باشد که مدعی است بر اساس قرائتی از دین در حال اداره و تدبیر جامعه، هم در ساحت سیاسی و هم در ساحت فرهنگی و هم در ساحت اقتصادی است، در آنصورت باید گفت حاکمیت دینی در زایشهای فکر دینی قطعا تاثیراتی دارد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

آینه پژوهش ـ شماره ۴۷ ـ آذر و دى ۷۶

مصطفى ملکیان

در شماره 44 مجله آینه پژوهش (ص 43ـ54) نقدى نوشته بودم بر ترجمه جناب آقاى بهاءالدین خرّمشاهى از دو مقاله از مقالات دایرةالمعارف دین میرچا الیاده. در آن مقاله نقدى، در ضمن 84 فقره، به بخشى از نقایص و اشتباهاتِ موجود در ترجمه آن دو مقاله (که حجم مجموع هر دو، در اصل انگلیسى دایرةالمعارف، حدود 15 صفحه است) اشاره شده بود. جناب آقاى خرّمشاهى، در شماره 46 همین مجلّه (ص45ـ49)، مقاله‌اى با عنوان «ور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم (پاسخ به انتقاد)» نوشته و، در آن مقاله، اشاره کرده است به مقاله دیگرى که شخص ثالثى (جناب آقاى محمّد محمّدرضایى) نگاشته و در آن «پاسخ چند فقره از ایرادات و انتقادات ناقد» را داده است (ص47) و سپس، با اشاره به همان مقاله شخص ثالث، چنین آورده است: «اگر مقدمه‌اى در بعضى پاسخگویی‌هاى من به آن افزوده شود، درواقع کلاً پاسخ من به نقد جناب ملکیان خواهد بود.» (ص47) و، از این‌رو، در پایان مقاله خود، «پاسخ یا داوری آقاى محمد محمدرضایى را عیناً بدون افزود و کاست» (ص49) نقل کرده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

معنویت-عقلانیت: خردادماه سال ۱۳۷۸، در دانشگاه مفید قم، نخستین کنگره‌ی بزرگداشت مقام علمی امام موسی صدر برگزار گردید. در همین راستا نشستی با حضور محمد مجتهدشبستری، مصطفی ملکیان، محمدرضا بهشتی و با اداره یوسف ایروانی، تحت عنوان «همزیستی بین ادیان» برگزار و حاصل آن در روزنامه همشهری (۱، ۲ و ۳) منتشر شد. ضمن تشکر ویژه از دوست عزیز حمید قاسمی، در زیر سخنان مصطفی ملکیان تقدیم می‌گردد

منبع: روزنامه‌ی همشهری، دوشنبه ۲۶ مهرماه ۱۳۷۸، شماره ۱۹۵۷

۱. مطلبی که من در ذیل سخنان آقای مجتهد شبستری عرض می‌کنم این است که ما باید به مسأله همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب و مبانی نظری لازم برای این همزیستی، در سطح عمومی‌تری بپردازیم. به‌تعبیر دیگر مسأله این نیست که در محافل آکادمیک و در دانشگاهها و در مراکز تحقیقاتی‌ای که پیروان ادیان و مذاهب در سرتاسر جهان برپاکرده‌اند، صاحبنظران و اندیشمندان گاهی درباره ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

خلطی در ناحیه باورها

منبع: تهران امروز، سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵

مصطفی ملکیان

کم اتفاق نمی‌افتد که رای و باوری نه به‌واسطه گذر معرفت‌شناختی که در نتیجه گذر روان‌شناختی شکل می‌گیرد.

عموم نظارت در سطح باورهای عمومی این گونه پدید آمده‌اند حتی کم نیستند نظراتی که در سطح باورهای فردی در نتیجه گذر روان‌شناختی پدید می‌آیند و نه خودآگاهانه که ناخودآگاهانه بروز پیدا می‌کنند. یک باور در گذر معرفت‌شناختی با گذشتن از فیلتر صدق و کذب و مقدمه‌چینی منطقی با التزام به دلیل‌مندی مقبول یا مردود می‌شود لکن در گذر روان‌شناختی پذیرش باورها و رد آنها بدین شکل نیست بلکه چون فرایند رد و قبول ناخودآگاهانه است اساساً به سطح خودآگاهی نرسیده و در معرض آزمون منطقی قرار نمی‌گیرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاسخ به انتقاد*

منبع: آینه پژوهش ـ شماره ۴۶ ـ مهر و آبان ۷۶

بهاءالدین خرّمشاهى

حدوداً در اوایل تابستان امسال (۱۳۷۶)، از بعضى از دوستانم که از اخبار فرهنگى باخبرند و به محافل علمى آمد و رفت دارند، شنیدم که نشریه ارجمند آینه پژوهش خیال دارد نقدى را که به اصطلاح (علیه) این جانب نوشته شده است به چاپ برساند. از اینکه این نشریه با مدیریت دوستانم و بالاخص دوست دانشور قرآن پژوهم جناب حجةالاسلام مهدوی‌راد قصد دارد مقاله‌اى در تخطئه یکى از ترجمه‌هاى بنده انتشار دهد در باطن اندکى آزرده شدم. کمى بیشتر فحص و جست‌وجو کردم و معلوم شد که این نقد نوشته یکى از فضلا به نام حجةالاسلام ملکیان است و بر کتاب فرهنگ و دین نوشته شده که بنده ویراستار و در عین حال مترجم بعضى از مقالات آن بوده‌ام و مجموعه‌اى از 23 مقاله برگرفته از دایرةالمعارف دین، ویراسته میرچا الیاده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه پنجم مرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

در حاشیه: امروز سه‌سالگی وبلاگ ما و شماست. که به‌شکرانه‌ی آن، رختی نو پوشاندیمش. ناسپاسی است اگر نگوییم: این وبلاگ رشد و نشاط خویش را مدیون یاری بی‌دریغ شماست.

                                               

زمانیان: جلسه‌ای در موسسه‌ی معرفت و پژوهش در اواخر اردیبهشت ۱۳۸۷ برگزار گردید. در این جلسه آقای ملکیان طی صحبتی کوتاه به موضوع جدید و درخور اهمیتی با عنوان حکمت «به من چه؟» پرداخت. گزارش این سخنرانی را در این پست، جهت اطلاع دوستان می‌آورم. امید است مقبول افتد.

در زمین دیگران خانه مکن              کار خود کن کار بیگانه مکن

آقای ملکیان در ابتدای صحبت خویش و برای پرهیز از اشتباه در فهم حکمت «به من چه؟» این مفهوم را از آن چه معمولاً در افواه عمومی گفته می‌شود، جدا کرد. به‌تعبیر ایشان، این «به من چه؟» با آن‌چه که از سوی بعضی از مردم که برای عدم مشارکت در امور اجتماعی عنوان می‌کنند، متفاوت است. این «به من چه؟» که نسبت به احوال همسایه و دیگران بی‌تفاوت باشیم امری ناپسند و توصیه‌نشدنی است. البته این تلقی مورد بحث نیست. بلکه «به من چه؟» مورد نظر تلقی بسیار عمیق و معنوی از جهان است که در بسیاری از عرفا و متفکران ژرف‌اندیش در طول تاریخ دیده شده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

به مناسبت صدمین روز درگذشت مهندس محمد رضوی

با سپاس ویژه از وبلاگ حرمان

منبع: روزنامه‌ی اعتماد، شماره ۱۷۲۱، پنجشنبه ۲۰تیرماه ۱۳۸۷

مصطفی ملکیان

نمیدانم حدیث نامه چون است        همی بینم که عنوانش به خون است

۱- شکیبایی چست؟ توانایی اینکه آنچه را ناگوار است، بی شِکوه و شکایت، تاب آوریم.  پس: الف) شکیبایی توانایی است، نه ناتوانی؛ قدرت است، نه عجز؛ قوت است، نه ضعف. ب) چون آنچه برای من ناگوار است چه بسا برای تو گوارا باشد و، بالعکس، آنچه برای تو گوارا است برای من ناگوار باشد، یعنی چون گوارایی و ناگواری یک چیز، امری انفسی (subjective) است، هر کس به شمار چیزهایی که برای او ناگوارند مجال و زمینه ی شکیبایی مییابد. ج) شِکوه و شکایت چه از انسان یا انسانهای خاصی باشد، چه از خود، چه از خدا، چه از کائنات، چه از سرنوشت و قضا و قدر و تقدیر، چه از دهر و روزگار، چه از شیطان، چه از دنیا، و چه از... با شکیبایی سازگار نیست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

سخنرانی مصطفی ملکیان، مشهد، مهرماه ۱۳۸۶

با سپاس از وبلاگ وبلاگ نیلوفر

که امکان دسترسی به تصویر این مطلب را فراهم آوردند.

منبع: ماهنامه‌ی آیین، شماره‌ی سیزده و چهارده

آیا جامعه اخلاقی قابل طرح و اجراست؟ چگونه؟ برای آن‌که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهم که «چه ا نسانی را می‌توان انسان اخلاقی دانست.» ناگزیرم پنج مقدمه را ذکر کنم. مقدمه اول: چه انسانی را باید مفهوماً اخلاقی خواند؟ وقتی می‌گویید کسانی اخلاقی زندگی می‌کنند، طبعاً به این معنی است که کسانی هم هستند که اخلاقی زندگی نمی‌کنند. آن‌گاه این سؤال پیش می‌آید که ایضاح مفهومی اخلاقی زیستن و اخلاقی نزیستن، چگونه باید انجام گیرد. مجوز اطلاق لفظ اخلاقی بر انسانی و لفظ غیراخلاقی بر انسانی دیگر آن‌است که اول توانسته باشیم اخلاقی بودن را – وقتی صفت انسانی قرار می‌گیرد – ایضاح مفهومی کنیم. گاهی افعال، اخلاقی یا غیراخلاقی تلقی می‌شوند، مثلاً گفته می‌شود دروغ‌گفتن غیراخلاقی است و راست‌گفتن اخلاقی است و گاهی هم گفته می‌شود نهاد برده‌داری یا نهاد ربا غیراخلاقی‌‌اند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصاحبه‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی دوم

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی ۱۱۸

... در معرفت‌شناسی، نه قائل به مبناگروی (foundationalism) هستم و نه قائل به سازگارگروی (coherentism)، بلکه قائل به منظرگروی (perspectivism) هستم یا به تعبیر دیگری بافت‌گروی (contextualism). بنابراین، قائلم سخنی که هر فردی می‌گوید از منظر خاصی بیان می‌شود. هیچ‌کسی بر پشت‌بام عالم ننشسته تا از آن بالا به همه چیز نگاه کند ....

... مشکل فقط وقتی است که گفت‌وگو یا استدلالی بودن پذیرش‌ها و وازنش‌ها در گفت‌وگو انکار شود. اگر یکی از این دو مورد انکار واقع شد، البته روشن است که چه چیزهایی جایگزین خواهد شد. وقتی شما گفت‌وگو یا استدلال در گفت‌وگو را نپذیرید، باید به دو چیز تن دهید: خشونت و فریبکاری ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هشتم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

گفتگو‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی نخست

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی 117

شاید بتوانیم پرسش‌هایمان را به سه پرسش، که امروزه برای ما اولویت بیشتری دارند، تقلیل دهیم: نخستین پرسش به کیفیت انتقال مفاهیم و محصولات تفکر فمینیستی به ایران باز می‌گردد. به‌نظر می‌رسد این انتقال، چندان که باید، درست صورت نگرفته است.

درباره نحوه ورود مباحث فمینيستی (زنانه‌نگرانه) به ایران البته اشاره شما اشاره درستی است؛ شاید نحوه ورود این مباحث کاملاً قابل دفاع نباشد. به‌نظر من، در این نحوه ورود دست‌کم باید به دو نکته توجه کرد: نکته اول اینکه تقریباً همه نویسندگان فمینيست در غرب، که عمدتاً زن هم هستند، نگرش فرهنگی پساتجدگرایانه (postmodernesic) دارند و طبعاً همان ویژگی‌ای در نوشته‌های این نویسندگان وجود دارد که در نوشته‌های همه نویسندگان پست‌مدرن به چشم می‌خورد. آن ویژگی عبارت است از نوعی ابهام، ایهام و پیچیدگی، نوعی واضح نکردن مدعیات و متمایز کردن ادله که در نوشته‌های پست مدرن عموماً و در نوشته‌های فمینیست‌ها خصوصاً وجود دارد.
ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: پیش‌تر در این پست، لینک به دو گزارش (۱ و ۲) از سخنرانی مصطفی ملکیان در کنگره‌یِ بين المللي هشتصدمين سال تولد مولانا، درج شده بود. سه یادداشت اول در بخش نظرات، ناظر به همین لینک‌هاست.

فایل صوتی این سخنرانی به‌کمک جناب پانویس در اختیار واله دقیقی قرار گرفت و ایشان زحمت طاقت‌فرسای پیاده کردن این سخنرانی را پذیرفتند و به‌انجام رساندند. از هر دو بزرگوار بسیار سپاسگزاریم.

مصطفی ملکیان

دوشنبه، هفتم آبانماه ۱۳۸۶

1. ابتدا پنج مدعای اصلیِ سخن خود را عرض می‌کنم و بعد با توجه به فرصتی که در اختیار دارم به این مدعیات می‌پردازم.

1.1. مدعای اول من این است که می‌توان پنج رویکردِ مختلف به سنت‌های دینی داشت که البته تعداد این پنج رویکرد از طریق استقراء به‌دست می‌آید.

هرکسی در هر سنت دینی که زندگی می‌کند و به هر دین و فرهنگ دینی که تعلّقِ خاطر و التزامِ نظری و عملی دارد، می‌تواند یکی از این پنج رویکرد را، که خواهم گفت، داشته باشد.

1.2. مدعای دوم این است که از میان این پنج رویکرد، سه رویکرد اول مجالی برای گفتگوی میانِ ادیان و مذاهب باقی نمی‌گذارند و فقط رویکردهای چهارم و پنجم این امکان و مجال را فراهم می‌آورند. بنابراین کسانیکه به یکی از رویکردهای اول تا سوم قائلند و به آن به‌جد التزام می‌ورزند، راه را بر گفتگوی میان دین خویش و سایر ادیان برمی‌بندند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مقدمه مصطفی ملکیان بر کتاب «چگونه دنیا را متحد کنیم»

اشاره: نشر این مطلب حاصل معرفی کتاب در وبلاگ «اندیشه کن» و همت سید ا. محمدی است. لازم به ذکر است که عنوان « اخلاقی‌اندیشی و فلسفه‌ورزی» برای این مقدمه، انتخاب ماست.

سخنی با بزرگترها

1. در درازنای تاریخ بشر، هرگز جامعه ای فراهم آمده از افراد کامل و آرمانی دیده نشده است. عموم انسانها، کمی یا بیش، اسیر و گرفتار جهل، خطا، سوء نیت، بدعملی و بسا عیب و نقص های دیگر بوده اند، هستند و خواهند بود.  اما، از سوی دیگر، همه ی انسانها سخت در آرزوی زندگی اند که درآن همه ی نیازهای وجودی شان برآورده شود؛ هم نیازهای فیزیولوژیک، مانند خوراک، نوشاک، اکسیژن، نظم و اعتدالِ دما و گرما و سرما، استراحت، فعالیت و ارتباط جنسی، هم نیازهای مربوط به امنیت، یعنی مصون ماندن از اشیاء یا وضع و حالهایی که بالقوه خطرناکند. مثلاً مصون ماندن از آزار و آسیب نیروها و حوادث طبیعی و بیماری جسمانی، هم نیازهای مربوط به عشق و تعلق خاطر مانند دریافت کردن و بخشیدن عشق، عاطفه، اعتماد و تأیید و نیز وابستگی و عضویت در گروههایی از قبیل خانواده، دوستان و همکاران، هم نیازهای مربوط به عزت و حرمت مانند نیاز به پاسداشت عزت و حرمت دیگران، نیاز به عزت نفس و حرمت نفس و نیاز به احساس توانایی و لیاقت، هم نیازهای معرفتی مانند نیاز به شناخت، فهم، کنجکاوی، کندوکاو و جست و جو، معنایابی، و پیش بینی، هم نیازهای زیبایی شناختی، مانند نیاز به زیبایی طبیعی و هنری، تقارن، توازن، نظم و آراستگی و هم نیازهای مربوط به خودشکوفایی، یعنی نیاز به تحقق بخشیدن به همه ی بالقوگیها و نیاز به شدنِ آن چه می توان شد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نظری به ترجمه بخشی از دایره المعارف دین میرچا الیاده

با سپاس از سید ا. محمدی که رونوشت این مقاله را در اختیار ما قرار دادند.

منبع: مجله آینه پژوهش، شماره 44، ص 43-54

مصطفی ملکیان

کتاب فرهنگ و دین فراهم آمده بیست و سه مقاله از مقالات دائرةالمعارف دین میرچاه الیاده است که به دست خانم مهر انگیز اوحدی (5مقاله) و آقایان (به ترتیب الفبایی) دکتر مرتضی اسعدی(5 مقاله)، ناصر ایرانی (3مقاله)،‌ محمدرضا جوزی (1مقاله)، داوود حاتمی(1مقاله)، بهاءالدین خرمشاهی (4مقاله)، کامران فانی (1مقاله)،‌ و مجید محمدی (1مقاله) به زبان فارسی ترجمه شده و با ویراستاری و زیر نظر جناب آقای بهاءالدین خرمشاهی انتشار یافته است.

نگارندهٔ این سطور، بنابه جهتی،‌ در نیمهٔ اوّل زمستان سال گذشته، همهٔ این مقالات را با اصل انگلیسی آنها مقابله کرد و علی‌الخصوص ترجمهٔ پاره‌ای از آنها را دارای عیوب و نقایص فراوان یافت، بطوریکه مجموع همهٔ موارد خبط و خطا را به مراتب بیش از آن دید که قابل اندراج در یک مقاله باشد. از این رو، چاره‌ای ندید جز اینکه فقط بخش کوچکی از موارد مذکور را، که ناظر است به ترجمهٔ دو مقالهٔ‌ »شکّ و ایمان» و «فلسفه و دین»،‌ در مکتوبی انتقادی بیاورد. هر دوی این مقالات به قلم جناب آقای بهاءالدین خرمشاهی ترجمه شده‌اند. مقالهٔ «شکّ و ایمان» 20 صفحه از کتاب را در بر می‌گیرد (صص 123-104) و مقاله «فلسفه و دین» ۲۸ صفحه از آن را (صص ۱۷۴-۱۴۷) بنابراین، مجموع این دو مقاله (48 صفحه) دقیقاً 8٪ از کلّ کتاب را که 600 صفحه است شامل می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

متن سخنرانی مصطفی ملکیان در كارگاه تخصصی پیش‌همایش علوم‌انسانی و چالش اشتغال

منبع: وبسایت نخستین همایش علوم انسانی و چالش اشتغال

اشاره: دستیابی به این منبع را مدیون وبلاگ نیلوفر هستیم.

موضوع صحبت من در این جا كمی بی‌ربط به موضوع این كارگاه تخصصی است که علت آن دو چیز است:

اول این كه من در مورد موضوع دقیق این كارگاه تخصصی دانشی ندارم و دوم این كه دقیقاً خبر نداشتم كه تا این حد و به طور جدی قرار است فقط درباره اشتغال بحث شود. به این دو جهت من موضوعی را انتخاب كرده‌ام با عنوان «علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران» كه شاید بعضی از نكاتش برای بحث علوم‌انسانی و چالش اشتغال سودمند باشد.

علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران از نظر من در ده مورد قابل بیان است كه هر چند همه‌ی علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی نیست، اما اهم این علل است. اما قبل از بیان این ده علت لازم است سه نكته را عرض كنم:


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاره‌یِ دوم: پرسش و پاسخ

منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

 

بعضاً فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم را فلسفه‌ی مرده می‌نامند، به‌نظر می‌رسد فلسفه‌ی روز، پراگماتیسم یا «عمل‌گرایی» باشد، در چنین وضعی، آیا واقعیت رد کردن اسطوره و مراتب فلسفه نخستین می‌باشد یا خیر؟ آنچه به صورت جهانی و به‌روز مطرح است کدام است؟

قسمت اول سوال را من خوب فهم نکرده‌ام ولی در باب اینکه کدام فلسفه‌ی روز است، در ابتدا هم سخنانی بیان کردم، واقعیت این است که امروز فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم فلسفه‌ی مرده‌ای نیست، مخصوصاً که «فلسفه‌ی انسان جدید» در حال تکون است که عمدتاً ریشه در اگزیستانسیالیسم دارد و این ادعا که اگزیستانسیالیسم، فلسفه‌ی مرده‌ای است به نظر من درست نیست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاره‌یِ نخست: متن سخنرانی

منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

در ابتدا سلام عرض می‌کنم خدمت همه‌ی خواهران و برادران و از خداوند می‌خواهم که این ساعتی که در خدمت من گذاشته‌اند، از سروران تضییع نکنم. چون فرصت کم هست من چاره‌ای جز اینکه سخن را با حذف برخی از مقدمات و احیاناً با اجمالی که در خود ذی‌المقدمه‌ها هم رعایت می‌کنم، به پایان ببرم.

یکی از نکاتی که همه‌ی کسانی که با تاریخ فلسفه‌ی غرب علی‌الخصوص در یک قرن اخیر آشنایی دارند، دریافته‌اند، این است که در میان مکتب‌های فلسفی بسیار متعددی که در فرهنگ غرب در قرن اخیر وجود دارد، دو نظام فلسفی از همه مشهورتر و به یک معنا دارای آثار و نتایج گران‌تری بوده است؛ یکی از این دو مکتب پوزیتیویسم یا اثبات گرایی است با همه‌ی شاخه‌هایی که دارد، اعم از فلسفه‌ی تحلیل زبانی و آن دسته از فیلسوفانی که از این مکتب تعلق خاطر پیدا کرده‌اند به منطق صوری جدید، پوزیتویسم منطقی و امثال ذلک! و دیگری مکتب اگزیستانسیالیسم است. من مطلقاً در مقام مقایسه‌ی این دو مکتب نیستم، دوستان کمابیش اطلاع دارند که این دو مکتب خیلی در خلاف هم می‌کوشند و مجدّند در اینکه یکدیگر را تخطئه کنند، با اینکه هر دو به یک معنا ساعد، غالب و قاهرند، ولی با این همه در اینکه یگدیگر و مواضع هم را تخطئه کنند ، از چیزی فروگذار نکرده‌اند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مقدمه مصطفي ملكيان بر كتاب

«مفهوم ايمان در كلام اسلامي»

ایمان يكي از مهمترين مقولات اخلاق ديني است. پولس قدّيس (saint paul) ايمان، اميد، و محبّت را در يك گروه  جاي داد و آنها را شالوده هاي حيات مسيحيانه قلمداد كرد (در «رساله اوّل پولس رسول به قرنتيان»، باب سيزدهم، آيه13 )و، از اين رو، فرهنگ مسيحي اين سه مقوله اخلاقي ديني را فضايل الهي(Theological Virtues) در برابر فضايل طبيعي (Natural V.) مي‌نامند. در فرهنگ اسلامي نيز مي‌توان گفت كه ايمان، شكر، و تقوا از اصول فضايل محسوبند.

بدين جهت، بي‌شك، شناخت ماهيت ايمان، به عنوان شناخت ماهيت امري كه، از نظرگاه ديني، تحقّق آن يا، لااقل، سعي در راه تحقّق آن جدّاً مطلوب است، اهمّيّت و ضرورت دارد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاره‌یِ دوم: پرسش و پاسخ

 

با سپاس از صادق ماجدی و مهدی آشوری

که ما را در دستیابی به این مطلب یاری دادند.

 

منبع: ویژه‌نامه‌یِ «دینداری در عصر جدید»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران

به کوشش مجید حاجی بابایی

اسفندماه ۱۳۷۹

جناب آقای استاد ملکیان به نظر شما آیا روشنفکری دینی در آینده ما را ارضاء خواهد کرد. یا اینکه برای احیاء معنویت باید دوباره مانند مغرب زمین به حوزة تفکر سنتی خود بازگردیم. در مغرب زمین عقلانیت کانت همه چیز را زمینی کرد، اما بعداً متفکرانی چون کرکگور گفتند اول ایمان بیاوریم بعد به دنبال سوالات دیگر برویم. در حالی که جوهر روشنفکری عقلانیت محض (راستونالیسم) است. یعنی معنویت جایگاهی ندارد. آیا روشنفکری دینی برای دسترسی به معنویت، حوزة تفکر سنتی و حوزوی که پرورش دهنده عارفانی چون علامه طباطبایی و آیت‌الله قاضی بوده است، رجعت خواهد کرد؟ یا اینکه تجربه‌ای مانند مسیحیت را خواهیم داشت؟

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاره‌یِ نخست: متن سخنرانی

 

با سپاس از صادق ماجدی و مهدی آشوری

که ما را در دستیابی به این مطلب یاری دادند.

 

منبع: ویژه‌نامه‌یِ «دینداری در عصر جدید»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران

به کوشش مجید حاجی بابایی

اسفندماه ۱۳۷۹

مصطفی ملکیان

با سلام خدمت خواهران و برادران گرامی، امیدوارم در این یک ساعتی که در محضر شما سروران هستم مطالبی القا کنم که حداقل باعث تضییع وقت شما خواهران و برادران گرامی نشود.

موضوع بحث بنده «اخلاقى زیستن و اجتماعى عمل کردن» است. به‌تعبیرى دیگر، توجه دادن به پشت صحنه عمل اجتماعى و التفات‌دادن به این نکته که عمل اجتماعى همیشه در یک زمینه است که معنا دارد و قابل استمرار است. البته امیدوارم در این جلسه بتوانم جغرافیای کلی بحث را خدمت شما عرض کنم.

سخنان خود را با یک بحثى روانشناسى از «کی‌یرکگور»، فیلسوف وعارف دانمارکى که در زمینه اخلاق و رابطه آن با زیست فردى و جمعى بیان کرده، آغاز می‌کنم. چون این مقدمه کاملاً مورد قبول بنده است، شاید مبناى خوبى براى استنتاجات بعدى باشد. کی‌یرکگور در چند کتاب مهم خود از جمله در کتابى تحت عنوان «خلوص قلب» مطلبى را بدین مضمون مطرح کرده است که هر انسان در یکى از سه مرحله در حال زیست است: ۱- زیباشناختى ۲- اخلاقى ۳- دینى.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

توضيحي بر يك گفت‌وگو

معنویت-عقلانیت: پیش از این در حاشیه‌یِ مطلب «هرمنوتیک و تفسیر دینی از جهان»، وعده‌یِ نشر «قرائت نبوی از جهان» - توضیحی بر یک گفت‌وگو – از محمد مجتهد شبستری را داده بودیم. اکنون این مقاله که برگرفته از سایت انتخاب می‌باشد، تقدیم شما کاربران می‌گذرد.

از بررسي متن قرآن به مثابه شواهد تاريخي به دست مي‌آيد كه مدعاي آن انسان، كه در اين متن از نبوت او سخن مي‌رود، اين بوده كه سخني كه وي به صورت آيات براي مردم مي‌خواند و آنان را به قبول آن دعوت مي‌كند؛ گرچه كلام خود وي است ولي يك منشأ الهي دارد. آن نبي نمي‌گفته كه اين متن كلام من نيست. بايد به اين نكته توجه كرد كه «كلام انسان» تنها با «معاني» كلام نمي‌شود همانطور كه تنها با «الفاظ» كلام به وجود نمي‌آيد. كلام انسان عبارت است از «مجموعه معاني و الفاظ» كه در داخل يك «سيستم اظهارات» كه زبان ناميده مي‌شود به وجود مي‌آيد (چنانكه بعداً‌ توضيح خواهم داد). اگر تنها معاني يا تنها الفاظ به يك انسان نسبت داده شود كلام به او نسبت داده نشده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: فصلنامه هفت آسمان، زمستان 1385، شماره‌يِ 32

مصطفي ملکيان

 

با فرض اين كه براى تشخيص حقّانيّت و/ يا عدم حقّانيّت هر دين/ ديننُما ملاكى وجود دارد (و اين فرضى است كه با آن بعضى از فيلسوفان دين موافقند، و بعضى ديگر مخالف)، جاى اين پرسش هست كه آن ملاك چيست. با توسل به چه ملاكى مى توان اديان/ ديننُماهاى حق را از اديان/ ديننُماهاى باطل تميز و تشخيص داد؟

فيلسوفانى كه به وجود چنين ملاكى قائلند، در تعيين آن به راه هاى گونه گون رفته اند. در اين نوشته كوتاه به پاره اى از اين راه ها و برخى از چنين ملاك هايى اشاره خواهد شد.

1. بنيانگذار دين

كسانى كه بنيانگذار دين را ملاك مى دانند، در اين باره كه چه جنبه از جنبه هاى شخصيت و منش بينانگذار دين بايد معيار داورى قرار گيرد، آراء مختلف آورده اند كه مهم ترين آنها عبارتند از:

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره یازدهم و دوازدهم ، تابستان و پاییز ۱۳۷۶

حسين عشاقى

در فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره هفتم، خلاصه‏اى از كتاب نگريستن از ناكجا، تاليف ثامس نيگل، به ترجمه دوست گرامى آقاى مصطفى ملكيان انتشار يافت. چكيده اين مقاله چنين بود «اينكه اشياء چگونه به نظر انسان بيايند هم به ماهيت جهان بستگى دارد و هم به هويت و طبع شخص مدرك‏».

اينجانب، بر اين مقاله نقدى نوشتم كه شامل هفت اشكال بر اين نظريه بود، اين نقد در شماره هشتم همين مجله انتشار يافت، مترجم محترم در شماره دهم همين مجله (بهار 76) از ادعاى آقاى نيگل دفاع كرده‏اند و به هفت اشكال مزبور پاسخ گفته‏اند، مقاله‏اى كه در پيش رو داريد در رد انتقادات مترجم محترم تنظيم شده كه اينك به نظر خوانندگان گرامى مى‏رسد.

1. مدافع محترم با اشاره به نظر آقاى نيگل گفته‏اند: «كسى كه به قول منقول در قطعه بالا قائل است جهان هستى را به «من‏» و «جز من‏» تجزيه مى‏كند و مى‏گويد «من‏» هرگز نمى‏تواند «جز من‏» را چنانكه هست بشناسد. آنچه در فرايند شناخت روى مى‏دهد اين است كه هر يك از «من‏» و «جز من‏» با ساختار و كاركردى كه دارد با ديگرى كنش و واكنش مى‏كند، حاصل اين فعل و انفعال متقابل، حصول امر ثالثى است كه در ذهن مدرك تحقق مى‏يابد پس «من‏» به خود «جز من‏» يعنى شى‏ء فى نفسه علم پيدا نمى‏كند».


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

گفت‌وگو با استاد مصطفی ملکیان

منبع: فصلنامه‌یِ نقدونظر، سال یازدهم، شماره‌یِ اول و دوم، بهار و تابستان ۱۳۸۵

فلسفه اسلامی چیست؟

فلسفه اسلامی، تقریباً یک مفهوم بدون مصداق است و بر همین اساس، در ادامه به چند نکته اشاره و تاکید می‌کنم و سپس به ادله این مدعا می‌پردازم.

الف) به اعتقاد من، همان‌گونه که فلسفة اسلامی یک مفهوم بدون مصداق است، فلسفة مسیحی، یهودی، هندی و به طور کلی، فلسفة دینی ( چه اسلامی و چه غیر اسلامی ) مفهومی بدون مصداق است. بنابر این، نباید کسی گمان کند که حملة خاصی به فلسفة اسلامی شده است. نه چنین نیست، این یک حملة عمومی است که به همة فلسفه‌های دینی، چه موفق و چه ناموفق، می‌شود.

ب) نکته دوم دربارة دغدغه‌های شخصی‌ام نسبت به فلسفة اسلامی است. البته، این دغدغه‌ها هیچ ربطی به حقانیت و عدم حقانیت نظریه‌هایم ندارد. یعنی، چه رأی من درست باشد، و چه نادرست، این دغدغه‌ها بر سر جای خود باقی‌اند. هم‌چنین بر حق بودن دغدغه‌ها نشان‌گر درستی سخن من نیست. دغدغه‌ها مسئله‌ای جداگانه است و سخنی که از این دغدغه‌ها بر آمده‌اند، مسئله دیگری است و حکم دیگری دارد.


ادامه مطلب

+ بارگذاری شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره دهم، بهار ۱۳۷۶

مصطفى ملكيان

برادر عزيزم، آقاى حسين عشاقى، در شماره هشتم (صفحات ۷۸-۷۳) فصلنامه حوزه و دانشگاه (پاييز ۱۳۷۵) نقدى نوشته است ‏بر راى اصلى ثامس نيگل (Thomas Nagel) در يكى از جديدالانتشارترين مكتوباتش، يعنى كتاب The View From Nowhere (نگريستن از ناكجا). از آنجا كه ناقد محترم راى مورد نقد را از مقاله‏اى كه در معرفى كتاب مذكور نوشته بودم (انتشار يافته در صفحات ۶۵-۶۲ از شماره هفتم همان فصلنامه) برگرفته است و نيز، به احتمال قريب به يقين، مى‏داند كه خود من اين كتاب را به زبان فارسى ترجمه كرده‏ام شايد توقع و انتظار داشته باشد كه جوابيه‏اى به آن نقد بنويسم. براى اينكه توقع و انتظار اين دوست گرامى و بعضى از دوستان ديگر و (شايد) ساير خوانندگان عزيز فصلنامه حوزه و دانشگاه برآورده شود چند سطرى مى‏نويسم، اگرچه اعتقاد قاطع دارم كه بهتر آن مى‏بود كه ناقد محترم پس از مطالعه كل كتاب به نقد آن مى‏پرداخت، چرا كه فقط در آن صورت مى‏توانست هم از مدعاى نيگل و هم، على‌الخصوص، از ادله او به درستى باخبر شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

معنویت-عقلانیت: در اسفند ۸۵ مصاحبه‌ای با «محمد مجتهد شبستری» توسط جلال توکلیان و سروش دباغ صورت گرفته است که در شماره‌یِ ششم فصلنامه‌یِ مدرسه نشر یافته است. قسمتی از این مصاحبه اختصاص دارد به انتقاداتی که برخی از روشنفکران به آرای ایشان، وارد دانسته‌اند. پرسش و پاسخ‌هایی را که به‌گمان ما ناظر به انتقادت مصطفی ملکیان می‌باشد در منظر شما خوانندگان عزیز قرار می‌گیرد. گفتنی است که استاد مجتهد شبستری در تکمیل این مصاحبه، مقاله‌ای تحت عنوان «قرائت نبوی از جهان» آورده‌اند که امیدواریم آن را نیز در آینده‌ای نزدیک نشر دهیم.

 

... البته بعضی از محققان هم گفته‌اند پیش از آنکه از هرمنوتیک جدید و کاربرد آن درباره متون دینی اسلام صحبت شود، لازم است اعتبار معرفتی وحی و وثاقت تاریخی قرآن بررسی شود.

مطلب دیگری که درباره سوال شما باید بگویم این است که پس از این گفت‌وگو روشن خواهد شد که بحث درباره اعتبار وحی و وثاقت تاریخی قرآن برای فهم عقلانی این متن، به گونه‌ای که آن را توضیح خواهم داد ضرورت ندارد .

..


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

جدی بودن زندگی و آرزوهای برنیامدنی

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۷۰۷ - سال ششم - دوشنبه ۱۲ دی ۱۳۷۹

جدی گرفتن زندگی

یکی از موضوعاتی که مورد تاکید علی(ع) و نیز مورد نیاز مردم این زمانه است و ما به آن سخت نیازمندیم بحث «جدی گرفتن زندگی» است. یعنی زندگی را باید جدی گرفت. امام‌(ع) در‌نامه‌یی که پس‌ از جنگ صفین اول به امام حسن(ع) می‌نویسند[1]:‌ من دیگر در آستانه رفتن هستم، چون چنین است باید دامن از مردم بر‌چینم، مجموع بنشینم و به‌ خود بپردازم، خودم را محاسبه کنم، اما چون تو را جز‌‌و خود‌ و بلکه کل خودم می‌دانم «وجدتک بعضی بل وجدتک کلی» به تو هم می‌پردازم. در اوایل نامه می‌فرمایند: من تجارب‌ فراوان داشته‌ام و خیلی امور بر من گذشته است. از میان این نکات نکته‌یی که در صدر باید قرار بگیرد این است که تمام آنچه در زندگی بر من گذشته مرا به اینجا رسانیده که «در زندگی باید جدی بود». «فافضی بی الی جدً  لا‌یکون فیه لعب.» زندگی را نمی‌توان به‌بازی گرفت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره هشتم، پاییز ۱۳۷۵

حسين عشاقى حوزه علميه قم 

مقاله «نگريستن از ناكجا» كه تحت عنوان يك كتاب در يك مقاله در شماره هفتم فصلنامه حوزه و دانشگاه منتشر شد، حاوى مطالبى است كه به نظر مى‏رسد جاى تامل و بررسى فراوان دارد. اين مقاله، در واقع، خلاصه‏اى از كتاب نگريستن از ناكجا تاليف آقاى ثامس نيگل بود كه توسط آقاى مصطفى ملكيان تلخيص و ترجمه شده است.

آقاى نيگل پس ازاينكه انسان را به آينه و آگاهى‏هاى او را به تصويرهاى منعكس شده درآن تشبيه مى‏كند، مى‏گويد: «انسان موجودى است كوچك در جهانى بزرگ كه از آن فقط فهم و برداشتى بسيار ناقص دارد و اينكه اشياء و امور چگونه به نظر او بيايند، هم به ماهيت و طبيعت جهان بستگى دارد و هم به هويت و طبع او. براين وابستگى دوم تاكيد بايد كرد ساخت و كاركرد بدنى - روحى انسان در كم وكيف علم و معرفت او به جهان هستى نقش و تاثير دارد. هر نظر يا طرز تفكرى متكى و مبتنى است‏بر خصائص سرشت آن فردى كه صاحب آن نظر يا طرز تفكر است و ويژگيهاى وضع و موقع او درجهان يا به عبارت ديگر برمنش نوعى خاص او. بدين اعتبار هرنظر يا طرز تفكرى، ذهنى يا درونى است؛ حال اگر مراد از نظر يا طرز تفكر عينى يا بيرونى نظر يا طرز تفكرى باشد كه فقط به ماهيت و طبيعت جهان بستگى داشته باشد و هيچگونه بستگى‏اى به هويت و طبع صاحب آن نظر يا طرز تفكر نداشته باشد بايد گفت كه چنين مفهومى مصداق ندارد و چنين بشرى خدا هم نافريد».

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: «شب ابن‌عربی» به مناسبت انتشار کتاب «فصوص الحکم» شیخ اکبر محی‌الدین ابن‌عربی با ترجمه و شرح دکتر محمدعلی موحد و صمد موحد، هشتم خرداد هشتاد و شش با حضور دكتر محمدعلی موحد، دكتر نصرالله پورجوادی و مصطفی ملكیان در خانه هنرمندان برگزار شد. در زیر متن کامل سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با اندكی ویرایش تقدیم می‌گردد. از دوست عزیز مهدی آشوری که کلیه زحمات آن - از حضور در آن نشست تا پیاده کردن سخنرانی – را متحمل شدند بی‌نهایت سپاسگزاریم.

با عرض سلام و ادب خدمت همه خانم‌ها و آقایان

مطالبی که من در این بیست دقیقه خواهم گفت فقط به نشانه‌یِ ارادت و اخلاصم به حضرت استاد موحد خواهد بود و الا من نه کارشناس عرفان - بطور کلی - و نه بطور خاص کارشناس ابن‌عربی هستم اما فقط برای اینکه نشان داده باشم که به لوازم شاگردی ایشان ملتزمم، پذیرفتم که چند دقیقه‌ای مزاحم حضار و سروران باشم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

پاسخ به سخنرانی سروش دباغ در نقد ملکیان متأخر*

منبع: حباب (وبلاگ یاسر میردامادی)

ابوالقاسم فنایی

1) در آغاز مناسب است پیشینه بحث را مرور کنیم. دوست عزیزم سروش دباغ پیشتر در مقاله‌ای با عنوان ’تعبد و مدرن بودن: نقدی بر آرای مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته[1] به نقد ملکیان پرداخته بود. صاحب این قلم در پاسخی مبسوط کوشید کژی‌ها و نارسایی‌های آن نقد را نشان دهد.[2] سخنرانی اخیر دباغ در مشهد تقریباً تکرار همان دعاوی و دلایل پیشین است و لذا نقد دوباره آن ضرورت ندارد. در عین حال این سخنرانی از بعضی جهات با نقد پیشین تفاوت‌هایی دارد که با عنایت به اهمیت موضوع بحث در اینجا به پاره‌‌ای از نقدهای وارد بر آن خواهیم پرداخت. علاوه بر این، تکرار همان ادعاها از سوی دباغ نشان می‌دهد که موضوع مورد بحث هنوز نیازمند توضیح است و توضیحات مبسوط صاحب این قلم در رفع ابهامات موجود در ذهن ایشان قرین توفیق نبوده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

يك كتاب در يك مقاله

اشاره: مطلب زير گزارشى است از چكيده آراء و نظرات «ثامس نيگل»، استاد فلسفه در دانشگاه نيويورك، در آغاز يكى از جديدالانتشارترين مكتوباتش، با عنوان «نگريستن از ناكجا»، كه توسط استاد مصطفي ملكيان در يك مقاله تنظيم شده است.

منبع: فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره هفتم، تابستان ۱۳۷۵- صفحات ۶۵-۶۲

چند و چون تصويرى كه در آينه مى‏افتد در گرو دو چيز است: يكى شى‏ئى كه در برابر آينه است و ديگرى ساختار و كاركرد خود آينه. درواقع، تصوير حاصل در آينه محصول كنش و واكنش متقابل شى‏ء مقابل آينه و خود آينه است. اگر روى آينه را از شى‏ء A به سوى شى‏ء B بگردانيم تصوير دگرگونه مى‏شود؛ اما اگر آينه‏اى را كه در برابر شى‏ء A است، وفى المثل آينه‏اى مسطح است، برداريم و بهجاى آن آينه‏اى ديگر، كه فى‌المثل محدب يا مقعر است، بگذاريم باز هم‏تصوير سيرت و سان ديگر مى‏يابد و مهمتر اينكه هيچ يك از اين تصاوير رجحانى بر تصوير ديگر ندارد و نمى‏توان گفت كه يكى از آنها تصوير صحيح و درست است و تصوير يا تصاوير ديگر غلط و نادرست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دهم شهریور 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

گفتگو با مصطفی ملکیان

منبع: نشریه‌یِ گفتمان حقوق، شماره‌یِ نخست، مهرماه ۱۳۸۳

اشاره: گفتمان معرفتي، بخشي است كه در آن موضوعي را از زاويه‌‌‌اي ديگر مي‌نگريم و آن را به چالش و سنجش (نقد) مي‌طلبيم؛ فارغ از درستي يا نادرستي احكامي كه درباره‌اش صادر مي‌كنيم. حقوق دشت پهناوري است كه تنها در كتب قانون و كتاب‌هاي درسي خلاصه نشده است. فلسفه حقوق و بنيادهاي آن، بسي مهم‌تر و ضروري‌تر‌اند. يكي از موضوعاتي كه در فلسفه حقوق مطرح مي‌شود، مقوله حجيت (Authority) است و طبعاً مقوله‌اي است فربه و نيازمند مطالعات فراوان؛ با وجود اين در همين فرصت كوتاه ـ ولي دشوار ـ با دانشمند گرامي، دكتر ملكيان به گفت و گو نشستيم. مطالعات وسيع استاد ملكيان در حوزه فلسفه، الهيات و معرفت‌شناسي صورت مي‌گرفته است. لطف بيكران‌شان كه گفت و گو با ما را پذيرفتند بسي ارزشمند است و ... اينك حاصل آن گفت و گو را مي‌خوانيد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

گزارشی از رای مور در باب ماهیت فلسفه

منبع: پژوهشنامه‌یِ متین، شماره‌یِ ۱۴

مصطفی ملكیان

چكیده: آنچه در پی می‏آید، بیشتر، گزارشی است از رأی جرج ادوارد مور فیلسوف معروف انگلیسی (1873-1958)، در باب ماهیت فلسفه. این گزارش، عمدتاً، مبتنی است بر فصل اول كتاب وی: Some Main Problems of Philosophy (= پاره‏ای از مسائل عمده‌یِ فلسفه) با عنوان What is Philosophy? (= فلسفه چیست؟)

فلسفه‌یِ مور، كه گاهی با عنوان «واقعگرایی موافق فهم عرفی» وصف می‏شود، بر دو نكته‌یِ عمده استوار است: یكی اینكه ایدآلیزم نادرست و اركان نظریه‌یِ رئالیزم فلسفی قابل دفاع است، چرا كه تحلیل فعل دانستن هم مستلزم یك فعل ذهنی و نفسانی است و هم مستلزم یك متعلَّق علم كه مستقل از آن فعل است؛ و دیگر اینكه آدمی از بسیاری از حقایق آگاه است كه نمی‏تواند از آنها «تحلیل صحیح» ارائه كند؛ آدمی حتی نمی‏تواند از شیوه‌یِ ارائه‌یِ «تحلیل صحیح» نیز تحلیل صحیحی ارائه كند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: فصلنامه‌یِ حوزه و دانشگاه، شماره‌یِ ۹، زمستان ۱۳۷۹

 متن حاضر، ویراسته‌یِ سخنرانی مصطفی ملکیان در كنفرانس انسانشناسی است.

شناخت انسان در روزگار ما دو مشكل عمده دارد: یكی اینكه هنوز دقیقاً نمی‏دانیم انسان دارای چند ساحت وجودی است و اینكه اگر انسان چند ساحت وجودی دارد كدام یك از این ساحت‌ها حقیقت او و دیگر ساحت‌ها دارایی‏های او هستند؛ و دیگر اینكه دستاوردهای چهار روشی كه امروزه با آنها به انسان رو می‏كنند، گاه با هم تعارض جدی دارند. در این گونه موارد ما نمی‏توانیم دستاورد هیچ كدام از این روش‌ها را بگیریم و از دستاورد دیگر روش‌ها چشم‏پوشی كنیم؛ چون هر كاری از این مقوله، ترجیح بلامرجح است و بی‏معناست. اگر این دو مشكل حل شود به انسانشناسی رسیده‏ایم و انسانشناسی - به این معنا - بر سایر علوم و معارف تقدم دارد، كه در باب چند و چون این تقدم در فرصتی دیگر سخن باید گفت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

یا: بازدیدی از مواضع فلسفی ملكیان و سروش، و پاسخی به انتقادات فنایی

 

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که متن حاضر را در اختیارمان نهاد.

نوشته‌یِ: كوشا اقبال

نكته هایی درباره‌ی متن حاضر و هویت آن

 وقتی كه سروش دباغ ایده های اش را درباره‌ی مقاله ای در نقد مصاحبه‌ی ملكیان با روزنامه‌ی شرق ، با من در میان گذاشت بر این باور بودم كه شیوه ای كه در مقاله اش انتخاب شده است شیوه ای مناسب و بسیار قابل دفاع است و ادعای ملكیان را به درستی و دقت هدف گرفته است. بعد از خواندن نقد مفصل و ریزبینانه‌ی فنایی نظرم عوض نشد و باز گفتم مقاله‌ی "تعبد، مدرنیت، نقدی بر آرای مصطفی ملكیان در باب دین و مدرنیته" به قوت خود باقی ست و در برابر نقد های فنایی به آسانی تاب می آورد، این شد كه متنی را كه پیش رو دارید، در دفاع از آن شیوه‌ی انتخاب شده، نوشتم. افزون بر این در این متن دو نام دیگر لاجرم به میان آمد: مصطفی ملكیان و عبدالكریم سروش. ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مطلب حاضر، گزارش گروه اندیشه‌یِ روزنامه‌یِ ایران، از سخنرانى مصطفى ملكیان در تیرماه 83 است که در صفحات اندیشه‌یِ این روزنامه در روزهای ۸ اسفند ۸۳ و ۹ اسفند ۸۳ انتشار یافته است. ار آنجا که این سخنرانی تنها اثرِ در دسترسی است که ایشان در زمینه‌یِ مفهوم امید طرح نموده‌اند، آن را با اندکی صورت‌بندی تقدیم شما خوانندگان می‌داریم.

1. فهم امید به قرینه‌یِ آن (=پیشرفت)

براى اینكه امید در جهان‌نگرى دینى خوب فهم شود لازم است قرینه‌یِ آن در جهان‌نگرى غیردینى معلوم شود تا از طریق تقابل بین امید و قرینه‌یِ خودش در جهان‌نگرى غیردینى بهتر دریافت كنیم كه امید چگونه چیزى است.

امروزه یكى از مفاهیم و یافته‌هاى بسیار رایج و مورد فهم و قبول بشر، مفهوم پیشرفت است. امروزه باور عمومى آن است كه بشر روزبه‌روز در حال پیشرفت است. مى‌توان گفت این یكى از فطرتها و اندیشه‌هاى استقرار یافته در اذهان و ضمایر انسان‌هاى امروز است.

1.1. اندیشه‌یِ «پیشرفت»، اندیشه‌ای نوظهور است

اما جالب است بدانیم این اندیشه، بسیار نوظهور است و كمتر از ۲۵۰ سال سابقه دارد. تا ۲۵۰ سال پیش احدى در تاریخ قائل نشده بود بشر در حال پیشرفت است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: بانگ آب؛ دریچه‌ای به جهان‌نگری مولانا / سودابه کریمی – نشر شور، ۱۳۸۴ – صفحات ۹ تا ۲۳

مصطفی ملکیان

بی‌شك، مولانا جلال الدین بلخی رومی نه فقط به وجود خدا عقیده‌ی راسخ دارد، بلكه جهان‌نگری خود را در پیرامون كانونی كه نامش "خدا" است متبلور می‌سازد. از این رو، می‌توان كل جهان‌نگیری او را در مجموعه‌ی پاسخهایی دانست كه وی به پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند می‌دهد. به گمان نگارنده، می‌توان به مجموعه‌ی پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند سامانه‌ی منطقی ای داد، و این نوشته، پیش و بیش از هر كار دیگر، در صدد ارائه‌ی این سامانه‌ی منطقی است. برای كشف جهان‌نگری مولانا كافیست كه جوابهای او را به این منظومه‌ی سوالات بیابیم:[1]

1. آیا لفظ "خدا" (و معادلهای آن در دیگر زبانهای جهان)، در عالم واقع، به وسیعترین معنای این اصطلاح، مصداق دارد یا نه؟ اگر پاسخ منفیست، یعنی  خدا اسمیست بی مسمّا و، در عالم و واقع، موجودی وجود ندارد كه بتوان این نام را به او داد، چرا كه اكثر قریب به اتفّاق انسانها، در طول تاریخ، معتقد به وجود او بوده‌اند؟ یعنی چه علّتِ/عللِ غیر معرفتی موجب پیدایش تصّور خدا در اذهان و نفوس انسانها و موجب زایش تصدیق به وجود او شده‌ است/اند؟ 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: سایت رادیو زمانه، مورخ ۱۶ خرداد ۸۶

سعید شکیبا، همکار رادیو زمانه،‌ درحاشیه‌ی نشست ابن عربی که چند روز پیش در تهران برگزار شد گفت‌وگویی با مصطفی ملکیان نویسنده، مترجم، و سردبیر مجله‌ی «ناقد» و از همه مهم‌تر یکی از برجسته‌ترین روشنفکران دینی در ایران داشت.

محققان عرفان‌شناس ایرانی معمولاً معتقدند، عرفان ایرانی که خصلت‌های انضمامی بسیاری دارد از جمله درشاخه‌ی خراسانش با مولانا به اوج رسید و به‌نوعی در شعر حافظ به تکامل هنری خود دست یافت و آن را از عرفان ایده‌آلیستی ابن عربی جدا می‌کنند و معتقدند ...

این‌که گفته‌اند عرفان خراسان بزرگ در مولوی به اوج رسید را کاملاً قبول دارم. اینکه گفته‌اند اوج هنری‌اش را در حافظ پیدا کرد، اصلاً قبول ندارم، چون حافظ اصلاً عارف نبود. حافظ شاعر بود، عارف نبود. بنابراین اصلاً اوج هنری مولوی در حافظ نیست، چون اصلاً حافظ یک دنیای دیگری دارد و مولوی یک دنیای دیگری. اما اینکه گفته‌اند...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: روزنامه‌یِ هم میهن، چهارشنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۶

سعید بابایی: انجمن جامعه‌شناسی ایران هشتم خردادماه جاری با همكاری دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همایشی یك روزه ترتیب داد با عنوان «علم بومی و علم جهانی: امكان یا ا متناع؟» این همایش به یادمان پروفسور سیدحسین العطاس جامعه‌شناس مالزیایی اختصاص داشت كه چندی پیش درگذشت.

مصطفی ملكیان:

علم بومی از دوجنبه قابل نقد است: یكی از جنبه نظری (معرفت‌شناختی صرف) و دیگری از جنبه عملی (اخلاقی). حاصل این دو نقد آن خواهد بود كه نه به لحاظ معرفت‌شناختی علم بومی قابل دفاع است و نه به لحاظ اخلاقی. به معنای دیگر نه می‌توان علم بومی داشت و نه حتی اگر چنین امری امكانپذیر بود، حق داشتیم علم بومی داشته باشیم.

مقدمتا نگاهی دارم به مراحل تحقیق علمی و امكان بومی بودن را در هر یك از این مراحل بررسی می‌كنم. به نظر می‌آید در زمینه علم باید سه مرحله را از هم تفكیك كرد. مراد من از علم، علم تجربی نیست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: همانگونه که مستحضرید اخیراً استاد ملکیان نشستی تحت عنوان «درد و رنج از دیدگاه مولوی و کی‌یرکگور» داشته‌اند که متاسفانه تنها گزارش‌هایی از آن به نشریات راه یافته است. لینک این گزارشات تقدیم می‌گردد.

 

خبرگزاری مهر، دوشنبه، ۷ خرداد

روزنامه‌یِ تهران امروز، پنجشنبه، ۱۰ خرداد، شماره‌يِ ۱۴۷ 

+ بارگذاری شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

همه چیز از درون تو برمی‌خیزد

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۷۰۳ - سال ششم - دوشنبه ۵ دی ۱۳۷۹

«غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم» چشمان خود را از آنچه خدا بر آن‌ها حرام کرده است فرو می‌بندند. توجه کنید که «غض بصر» غیر از «بستن چشم» است. در قرآن هم آمده که «غض بصر» داشته باشید. غض یعنی چشم را از جهتی که حرام است به جهت دیگر متوجه کنیم. معمولاً خواسته شده است که چشم فروهشته داشته باشیم و این به معنای غض است نه بستن چشم.

نکته‌ای را در مورد نگاه کردن باید متذکر شوم. این‌که گفته‌اند به نامحرم نگاه نکنید به این دلیل نیست که به نامحرم آسیب می‌رسانیم. نه، بلکه به خودمان آسیب می‌رسانیم. در مورد حجاب هم همین است. بعضی گمان می‌کنند وقتی حجاب را رعایت می‌کنند به دیگران خدمت می‌کنند. اما اینطور نیست. آن‌که لباس شایسته می‌پوشد به خود خدمت می‌کند. به همین صورت، آن‌که به نامحرم نگاه نمی‌کند، به نامحرم خدمت نمی‌کند، فقط او به خودش خدمت می‌کند. اگر ضرر می‌بینیم یا سود می‌بریم، از ناحیه خود و اعمال خودمان است. به این نکته باید خیلی توجه داشت که اگر ما آنچه را باید انجام دهیم، انجام دهیم و دایماً نگران باشیم که با خود چه می‌کنیم، دیگران هیچ ضرری به ما نمی‌زنند و شگفت اینجاست که ما اصلاً به ضررهایی که خود به خودمان می‌زنیم، توجه نداریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

یوسف‌زادگان عزیز را سپاس که لطفش دائم است.

منبع: کتابِ ایران در قرن بیست و یک

مصطفی ملکیان

با عرض سلام و ادب به محضر حضار گرامی؛ خواهران و برادران محترم و در دقایقی که در ‏محضر همه‌یِ پژوهندگان و اساتید هستم سعی می‌کنم با کمال افتخار و به‌روشنی نکات اصلی موضوع همایش را که قابل اندراج است عرض کنم. شکی نیست که در این فرصت اندک نه قصد تفصیل‌گویی و نه مجال تفصیل‌گویی برای بنده هست. از نظر بنده تنها امکان زندگی ‏موفق اعم از زندگی فردی موفق و زندگی جمعی موفق و موفقیت چه به‌لحاظ موفقیت در ‏زمینه‌یِ مسائل این جهانی و چه در زمینه‌یِ روحانی جز در سایه‌یِ جمع و تلفیق دو امر عقلانیّت و معنویّت امکان پذیر نیست.

‏به‌نظر می‌رسد که همه‌یِ تمدن‌هایی که در گذشته آمده‌اند و رفته‌اند و یا در حال رفتنند در ‏هیچ‌کدام از این‌ها توازن و تعادل درخوری درباره‌یِ معنویّت و عقلانیّت وجود نداشته است. یک ناظر بیگانه در برخی از این تمدن‌ها تفوق عقلانیّت بر معنویّت را می‌بیند و در برخی از تمدن‌های دیگر چیرگی معنویّت بر عقلانیّت، و به این حساب می‌شود گفت که یک راه تبیین شکست تمدن‌های گذشته، این است که بگوییم که شکست آن‌ها به این دلیل بوده است که نتوانسته‌اند میان عقلانیّت و معنویّت توازن درخوری پدید بیاروند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مباحث الفاظ اصول فقه در میان دانشهاى زبانى - مصطفى ملكیان

پاره‌یِ نخست: جغرافیاى دانشهاى زبانى

منبع: نقد و نظر ـ شماره ۳۸-۳۷ - بهار و تابستان ۱۳۸۴

در این جُستار، غَرَض این بوده است كه جایگاه مباحث لفظى علم اصول فقه مسلمین در میان دانشهاى زبانى امروزین نشان داده شود. از آنجا كه نویسنده، على رغم كوشش بسیار، نتوانسته است جستار خود را در نوشته‌اى كه حجمش درخورِ طبع و نشر در یك شماره مجلّه باشد بگنجاند، لاجَرَم، آن را در دو بخش عرضه مى‌كند. «جغرافیاى دانشهاى زبانی»، كه بخش اوّل است، در این شماره‌ىِ مجله چشم به آفتاب مى‌گشاید و بخش دوم با عنوان «تبارشناسى مباحث لفظى علم اصول» تا شماره‌ىِ بعد در محاق مى‌نماید.

براى تعیین جایگاه مباحث لفظى (یا: مباحث دلیل لفظى) علم اصول فقه مسلمین در میان دانشهاى زبانى امروزین، لازمست كه دانشهاى زبانى امروزین را، لااقلّ به اجمال و تقریب، بشناسیم؛ و براى شناخت دانشهاى زبانى امروزین، باید شناخت دقیق ـ هرچند مختصر ـ‌ىِ از خود زبان داشته باشیم.

1. زبان را به صورتهاى بسیار متعدّدى تعریف كرده‌اند. براى مقصود ما، كافیست كه فقط به چند نُمونه از معروفترین تعاریف زبان نظرى بیفگنیم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

بخش پایانی - دین، شیوه‌های تبلیغی و كثرت‌گرایی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۷ – چهار‌شنبه ۵ آبان ۱۳۷۸

در جایی خوانده‌ام كه جامعه آمریكا، كه حكومتی غیردینی و سكولار دارد، مذهبی‌‌ترین و دیندارترین جامعه است. سوالم این است كه اولاً آیا این حرف درست است؟ و ثانیاً اگر درست است، این همه مفاسد و نابهنجاری‌هایی را كه از آنجا به‌گوش ما می‌رسد چگونه می‌توان توجیه كرد؟

● بله؛ من هم خوانده‌ام كه جامعه آمریكا مذهبی‌ترین و دیندارترین جامعه غربی است و تا آنجا كه به یاد دارم طرف مقایسه سایر جوامع غربی بودند، نه همه جوامع دنیا. این از قسمت «اولاً» سوالتان. و اما قسمت «ثانیاً»؛ من نمی‌خواهم بگویم كه این سخن درست است كه آمریكا مذهبی‌ترین جامعه هست یا نه. ولی اگر فی‌الواقع مذهبی‌ترین هم باشد باز این امر با آن به تعبیر شما، مفاسد و نابهنجاری‌ها منافات ندارد و برای اینكه این عدم منافات را خوب فهم كنیم باید توجه كنیم به اینكه اولاً: آمریكاییان مسیحی‌اند و بعضی از این مفاسد و نابهنجاری‌ها، كه مخصوصاً ما حساسیت خاصی نسبت به آنها داریم، در مسیحیت (لااقل مسیحیتی كه اكنون وجود دارد) مفسده و نابهنجاری نیست؛ گوشت خوك می‌خورند، چون در مسیحیت خوردن گوشت خوك حرمت ندارد. حجاب زنانشان مثل حجاب زنان ما نیست، چون در مسیحیت احكام حجابی مانند احكام حجاب اسلام وجود نداد. مشروبات الكلی می‌نوشند، چون در دینشان حرمت ندارد. حدود و قصاص و دیات ما را رعایت نمی‌كنند چون، به اقتضای دینشان، نباید رعایت كنند. ما حق نداریم كه بر اساس احكام فقهی دین خودمان اسلام، بر آنها حكم برانیم و درباره‌شان داوری كنیم؛ چون سخن بر سر این نیست كه آمریكاییان مسلمان‌ترین مردمند، بلكه بحث بر سر متدین‌ترین بودن آنان است. و متدین بودن هر كسی به این است كه به دین مورد اعتراف و قبول خودش ملتزم باشد. موسی به دین خود، عیسی به دین خود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از دوست نادیده، یوسف‌زادگان عزیز

كه متن حاضر را در اختیارمان نهاد.

 

منبع: ویژه‌نامه‌یِ «دینداری در عصر جدید»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكی تهران

به كوشش مجید حاجی بابایی

اسفندماه 1379

1- آیا وجود شر در عالم با وجود خداوند قادر و توانا در تناقض نیست؟

همین كه شر در جهان وجود دارد، دلیل عدم وجود خدا نیست. من این اشكال را خیلی ساده‌تر و ریاضی‌وارتر بیان می‌كنم. اشكال این است كه درا دیان سه صفت برای خدا قائلند:

1- علم مطلق

2- قدرت مطلق

3- خیرخواهی علی‌الاطلاق

علم، قدرت و خیرخواهی خدا حد و نهایتی ندارد. حال سخن بر سر این است كه اگر خدا دارای این صفات می‌باشد، چرا شر و بدی در عالم وجود دارد؟ اگر بگوییم كه شر وجود دارد به خاطرآن‌كه خدا نمی‌داند شر وجود دارد، در این صورت این مسأله با علم مطلق او سازگاری ندارد. اگر بگوییم كه شر وجود دارد خدا هم از آن خبر دارد ولی نمی‌تواند شر را از بین ببرد، ‌این مسأله با قدرت مطلقه‌یِ او نمی‌سازد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

دین، حكومت و جوانان

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۶ – سه‌شنبه ۴ آبان ۱۳۷۸

وضعیت دینداری را در نسل جوان كشورمان چگونه می‌بینید؟

● از چند حیث می‌شود به این مساله نگاه كرد: اولاً از حیث سه روایت عمده‌ای كه امروزه از اسلام وجود دارد. یعنی روایت سنت‌گرایانه، روایت بنیادگرایانه، و روایت تجددگرایانه. باید قبول كرد كه نسل جوان ما به روایت تجددگرایانه به مراتب بیش از دو روایت دیگر اقبال و توجه دارد. به همین سبب است كه مخصوصاً كسانی كه گرایش‌های بنیادگرایانه دارند از وضعیت دینداری نسل جوان ما اظهار نارضایتی می‌كنند و حتی گاهی نسل جوان را بی‌اعتنا به دین معرفی می‌كنند.

ثانیاً: از حیث دیگری هم می‌شود به مساله نظر كرد و آن این است كه چون دین وقتی در ذهن و ضمیر ما آدمیان قرار می‌گیرد، بسته به سنخ روانی هر یك از ما، به شكل‌های مختلف درمی‌آید، می‌توان دینداری‌های مختلفی داشت. ما انسان‌ها، همان‌طور كه از بدو تولد از لحاظ جسمانی و بدنی سنخ‌ها (Types)ی گونه‌گونی داریم، از لحاظ نفسانی و روحی نیز تیپ‌های متفاوتی داریم. روانشناسان سنخ‌های روانی ما انسان‌ها را به صورت‌های متعددی تقسیم كرده‌اند، و روانشناسان دین به خوبی نشان داده‌اند كه وقتی احكام و تعالیم یك دین و مذهب واحد در ظرف ذهن و ضمیر انسان‌هایی كه هر یك از آنها سنخ روانی متفاوتی دارد ریخته می‌شود، به اشكال مختلف درمی‌آید.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: مطلب زیر که در مجله‌یِ «اخبار ادیان» منتشر شده است، پیش از این صورتی ناقص از آن در وبسایت همین مجله نشر یافته است. اکنون به همّت دوست عزیز سید ا. محمدی، صورت کامل آن تقدیم می‌گردد.

 

منبع: اخبار ادیان، سال :۱۳۸۴، شماره:۱۳، اردیبهشت – خرداد

مصطفی ملکیان

اولویّت‌های پژوهشی در حوزه دین‌پژوهی بدین معناست که در عین وقوف به اینکه تقریباً در هیچ بخشی از مباحث مربوط به دین‌پژوهی نمی‌توان مدعی شد که نیاز به مطالعه و تحقیق نداریم ولی درعین حال قبول داریم که در میان بخش‌های مختلف دین‌پژوهی بعضی از بخش‌ها فعلاً بیشتر نیازمند مداقّه و مطالعه هستند ولی بعضی از بخش‌ها اینطور نیستند. در واقع حق این است که بگوییم در هیچ زمینه و شاخه‌ای از دین‌پژوهی که تقریباً هفت شاخه است به حدّ کفایت و کافی و وافی تحقیق نکرده‌ایم. اما درعین حال شک نیست که در بعضی از زمینه‌ها محتاج‌تریم. از بنده خواسته‌اند که زمینه‌هایی را که در آن بیشتر نیازمند تحقیق هستیم بیان کنم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از دوست نادیده، یوسف‌زادگان عزیز

كه متن حاضر را در اختیارمان نهاد.

سخنرانی استاد مصطفی ملكیان در كانون توحید، شبهای قدر رمضان ۱۳۷۹

منبع: مجله‌یِ آیین، شماره‌یِ ۶، اسفند ۸۵

(معرفی این شماره از نشریه را می‌توانید در اینجا بخوانید)

قرار است كه درباره‌یِ «ایمان وكاركردهای شریعت» سخن بگوییم. در ابتدا پیرامون عنوان سخنرانی به اجمال توضیح می‌دهم تا معلوم شود كه مسأله‌یِ اصلی چیست و راجع به چه چیز باید گفت‌وگو شود. در باب خود تعبیر شریعت باید گفت كه این تعبیر دارای اشتراك لفظی است. شریعت وحدت لفظی دارد، ولی وحدت معنایی نداشته، برای بیش از یك معنا به‌كار می‌رود. شریعت گاهی به معنای خود دین، كلیت دین، سرتاسر دین و همه‌یِ ابعاد و ساخت‌هایی كه دین‌شناسان برای دین قائلند به‌كار می‌رود. در این سخنرانی مراد من از شریعت، ‌دین نیست بلكه مقصود بخشی از دین است كه علم فقه متكفل بیان آن می‌باشد. مراد از تعبیر كاركردهای شریعت و ربط آن به ایمان، كاركردهای فقه و ارتباط آن با ایمان به عنوان یكی از فضائل دینی است. برای روشن‌تر شدن این بخش از دین، شریعت، باز توضیح می‌دهم. هر دینی چه دین فردی- یعنی تدین شما،‌ تدین بنده و تدین هر متدین به هر دین و مذهبی- و چه دین جمعی- یعنی دین متحقَّق در صحنه‌یِ تاریخ- بالطبع دستخوش تحولات و تطوراتی شده است و كم‌وبیش پدیده‌ای اجتماعی است و از آن‌جا كه پدیده‌ای اجتماعی است با سایر پدیده‌های اجتماعی دادوستدها و بده‌وبستان‌هایی داشته است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: نقد و نظر ـ شماره ۳۱ و ۳۲ - پاییز و زمستان ۱۳۸۲

هیوستن اسمیت

ترجمه: مصطفی ملکیان

معنای زندگی فَوْری و فَوْتی ترین مسأله است.

آلبر کامو[1]

در آنچه در پی می‌آید، به موضوع معنای زندگی در ادیان جهان از موضعی می‌پردازم که آن را موضع عموم ادیان می‌دانم و فقط برای اینکه نکاتی را که خواهم گفت تثبیت کنم و برایشان مثال‌هایی بیاورم به ادیان خاصّ اشاره می‌کنم. نیمه‌یِ نخست توصیفی خواهد بود. با ابتناء بر این فرض که موضع اساسی ادیان اینست که زندگی معنادارست، نخست، می‌کوشم تا تفسیری آفاقی[2] از معنای زندگی ـ به تعبیری گستاخانه، تفسیری از منظر الاهی ـ عرضه دارم و، سپس، به راه‌های عمده‌ای که انسان‌ها از طریق آنها به آن معنا دست می‌یابند اشاره می‌کنم. نیمه‌یِ دوم مکتوب من به ارزیابی اختصاص دارد؛ [یعنی به اینکه] آیا موضع ادیان راجع به معنای زندگی درستست یا نه.

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: مجله هفت آسمان، شماره ۱۸، تابستان ۸۲

نویسنده مقاله[1]: دی. زد. فيليپس

مترجم: مصطفی ملکيان

اشاره: دی. زد. فيليپس، استاد فلسفه در کالج دانشگاهی سْوَنسی (Swansea) و استاد فلسفه دين در دانشگاه تحصيلات تکميلی کليرمانت (Claremont)، در اين مقاله، در ضمن پنج بخش، پنج بافت متفاوتی را که، به عقيده خودش، تقريباً يگانه بافتهايی‌اند که ويتگنشتاين، در سرتاسر آثارش، در آنها از ربط و نسبت فلسفه و دين بحث می‌کند شرح می‌دهد. در بافت اول، ويتگنشتاين فيلسوفانی را که قائلند به اينکه همه اشکال باور دينی بی‌معنايند نقد می‌کند. در بافت دوم، تفاسير دستور زبانی آشفته از باور دينی را نقد می‌کند. در بافت سوم، تمايز ميان دين و خرافه را مورد بحث قرار می‌دهد. در بافت چهارم، از واکنش‌های گوناگون نسبت به اشکال مختلف دين بحث می‌کند و بر اين نکته انگشت تأکيد می‌نهد که اينکه کداميک از آنها «فراتر» يا «فروتر» ناميده می‌شود بايد امری شخصی باشد. و در بافت پنجم، به اين مطلب توجه می‌دهد که ما بايد در واکنش‌هايمان نسبت به دين عملگرا باشيم. در هر پنج بافت، ويتگنشتاين دستور زبان اعمال ما را توضيح می‌دهد. برای انجام اين کار، آنچه محل حاجت است اطلاعات بيشتر نيست، بلکه وضوحی است در باب آنچه پيشاروی ماست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

آفات جامعه دینی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۳ – پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۳۷۸

صریح‌تر سخن بگویم؛ چون و چرا نكردن و بدون مطالبه دلیل و برهان سخنی را پذیرفتن خلاف فطرت سلیم انسانی است و بنابراین، باید به كمترین حدّ ممكن و لازم خودش تقلیل یابد. نه این كه مدام در حال گسترش ابعاد و قلمرو آن باشیم.

دین همای سعادتی نیست كه بر بام خانه من نشسته باشد و بر بام خانه دیگری نه؛ بلكه سیمرغی است كه همگان باید در طلبش تا كوه قاف پرس و جو و تك و پو كنیم. متدیّن كسی نیست كه خود را مالك حقیقت و حقیقت را ملكِ طلق خود می‌پندارد، بلكه كسی است كه خود را طالب حقیقت می‌بیند.

ما علاوه بر اینكه می‌توانیم به این آفات مبتلا شویم كه دین را در عبادیّات منحصر كنیم، ممكن است به این خطای دیگر هم در افتیم كه دو كاركرد عبادیّات را فراموش كنیم و در نتیجه عبادیّات را به جای اینكه وسیله بدانیم، هدف قلمداد كنیم و به دامان نوعی سطحی‌نگری و شكل گرایی (Formalism) بلغزیم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان[1]

پرواز با همین بال‌های كوچك

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۹۲ - سال ششم - دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۷۹

یكی از نقص‌های ادبیات عرفانی و حتی مذهبی ما این است كه همیشه یك وضع بسیار مطلوب و دل‌انگیزی برای ما تصویر می‌کنند، اما نمی‌گویند شما چگونه می‌توانید به این وضع برسید. سعدی می‌گفت: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. خوب، پرسش این است که چه باید کرد تا به این حالت رسید؟ چگونه می‌توان به همه عالم مهر ورزید؟ این را دیگر نمی‌گویند و این باعث می‌شود که ما در حرمان و یاس می‌مانیم. این نقص زمانی رفع می‌شود که ما برای متون عرفانی خود یک «روانشناسی عرفانی» و «رفتارشناسی عرفانی» هم بنویسیم، تا ارائه طریق کرده باشیم. نتیجه اندرز، نشان دادن مراحل و درجات طی طریق است اما بدون روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی، فقط شعف و شوق وشور ایجاد می‌شود، اما نتیجه‌ای ندارد چون در حقیقت پای ما بسته است.

ببینید از میان كتاب‌هایی كه بعد از انقلاب خیلی فروش رفت، كتاب‌های «دكتر كاستاندا» بود كه در آن‌ها تعلیمات «دون‌خوآن» را آورده است. اینكه این كتاب‌ها پرتیراژترین كتاب‌ها بوده است، عوامل متعددی می‌تواند داشته باشد. اما مهمترین عامل به‌نظر من این است كه فقط حاوی تصاویز دل‌انگیز نیست، بلكه می‌گوید اگر می‌خواهید به آنجا كه من رسیده‌ام برسید باید قدم به قدم كارهایی كه می‌گویم انجام دهید. این كتاب‌ها همراه با روانشناسی و رفتارشناسی عرفانی است و این در سیروسلوك مهم است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: پیش از این، تلخیصی از سخنرانی زیر در وبلاگ نیلوفر و به همت جناب قاسم‌فام نشر یافت که یک نقد و یک پاسخ را نیر درپی داشت. نشر این مطلب را مدیون یوسف‌زادگان عزیر هستیم.

منبع: کتابِ «اصلاحات و پرسش های اساسی»

سخنرانی استاد ملکیان در سمینار «مطهری و اصلاحات»

مورخ ۱۲ اردیبهشت ۷۹، دانشگاه تربیت مدرس

موضوعی که محل بررسی و کاوش من در این نشست است، «اصلاح‌گری دینی» است که با عطف توجه به آراء استاد شهید مرتضی مطهری عرضه خواهد شد. طرحی که برای این كاوش در ذهن دارم نیاز به مقدمه‌ای دارد که اهمیت آن به‌هیچ روی کمتر از ذی‌المقدمه نیست. بنابراین، اگرچه خواهم کوشید تا با عبور از این مقدمه به اصل موضوع – یعنی نسبت آراء مطهری با اصلاح‌گری دینی – برسم اما چندان هم دل‌نگران ذی‌المقدمه نیستم و با توضیح مقدمه مورد نظر، احساس خشنودی خواهم کرد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه چهارم اسفند 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

دین در عصر پسا تجدد

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۲ – چهار‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۷۸

○ چه نوع نگرشی به دین آن را یك پدیده ماقبل مدرن می‌بیند و چه نوع نگرشی آن را امری فرا تاریخی می‌داند؟

● كاملاً واضح است كه همه ادیان بزرگ جهان، به لحاظ زمان ظهورشان، ماقبل مدرن‌اند. چون آخرین دین بزرگ یعنی اسلام هزار و چهار صد سال پیش ظهور كرده و طبعاً به دوران ماقبل مدرن تعلق دارد. اما ظاهراً سوال شما به این نكته ناظر نیست، بلكه در این باب است كه ما از هر دیدگاهی به دین نگاه كنیم، دین را پدیده‌ای مختص به همان زمان ظهورش و بنابراین، ماقبل مدرن می‌بینیم. بنابراین، چه دیدی داشته باشیم تا آن را فراتاریخی و متعلق به همه زمان‌ها بیابیم؟ به بیان دیگر، با چه دیدی تاریخ مصرف دین منقضی شده است و با چه دیدی تاریخ مصرفش نه فقط منقضی نشده است بلكه هیچ‌گاه منقضی نخواهد شد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس فراوان از میثم امانی

منبع: روزنامه مبین، – شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۰ (با اندکی ویرایش)

اشاره: آنچه در پی می‌آید متن سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان، استاد حوزه و دانشگاه، درباب «بررسی هماهنگی سه عنصر ایمان، اخلاق و شریعت» است.

آنچه در این جلسه برای بنده درنظر گرفته شده مبحثی با عنوان ایمان، اخلاق و شریعت است. بنده قصد ندارم بحث درون‌دینی داشته باشم و به هیچ‌وجه قصد استناد به آیات و روایات را ندارم اما در پاسخ به منتقدان - كه بیشتر نگاهی درون‌دینی دارند - مجبورم اندکی به روایات استناد كنم وگرنه در این‌گونه مجالس بحث عقلی شایسته‌تر است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

تجربه دینی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۱ – سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۷۸

○ دین چیست و چه نگرش‌های اساسی در تعریف آن وجود دارد؟

● تعریف‌هایی را كه از دین شده است، می‌توان در یك تقسیم‌بندی بسیار كلی به دو دسته تقسیم كرد: تعریف‌های محتوایی یا عقیدتی و تعریف‌های كاركردی یا عملی. در تعریف‌های محتوایی یا عقیدتی روش این است كه اگر مثلاً تعریف دین اسلام را بخواهید اصول عقاید یا به تعبیر دیگر اركان عقیدتی دین اسلام را فهرست می‌كنند و می‌گویند: «دین اسلام دینی است كه معتقد است ...» و آن فهرست را تحویلتان می‌دهند. اگر ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با تشکر فراوان از عبدالله یوسف‌زادگان

گفت‌وگوی مهدی نیاکی با مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه یاس نو، شماره ۱۷۳ - سال اول - دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۲

پيش از آن كه به تعاريف شما و نظريه‌پرداز «انحطاط ايران» درباره مفهوم «تصلب سنت» بپردازيم، اجازه دهيد پرسشي ديگر را درباره تشخص مقطع تاريخي در نظريه انحطاط طرح كنم. به‌گمان عده‌اي، واضع نظريه انحطاط، در پرداخت اين نظريه دست به نوعي «تاريخ نويسي» زده است. اين تاريخ‌نگاري احتمالاً براي آن‌چه نظريه‌پرداز مد نظر دارد (يعني تعيين دقيق نقاط اوج و افول انديشه) الزام‌آور بوده است. با اين حال به‌گمان عده‌اي ما در حال حاضر در شرايط «امتناع تاريخ نويسي» قرار داريم. به‌قول هابز در تاريخ‌نگاري نيروي داوري بايد برتر از نيروي تخيل باشد. حال آنكه در تاريخ ايران، نيروي فهم مغلوب نيروي خيال است و در مجموع امكان تاريخ‌نگاري را تا حدود زيادي سلب كرده است. آيا اين جهد براي تاريخ‌نگاري را قبول داريد؟

اينكه آيا در تاريخ‌نگاري بايد نيروي داوري بر نيروي تخيل غلبه كند يا نبايد، اينكه سهم هر يك از اين دو عامل در تاريخ‌نگاري قابل دفاع و پذيرفتني چقدر بايد باشد، سوالي نيست كه من قدرت جوابگويي به آن را داشته باشم. اما مگر خود همين ادعا كه «در تاريخ ايران نيروي فهم مغلوب نيروي خيال است»، چه ادعاي درستي باشد و چه ادعايي نادرست، خود ادعايي تاريخي نيست؟ و همين ادعاي تاريخي را چگونه مي‌توان تاييد كرد؟ آيا خود همين ادعا نوعي تاريخ‌نگاري بسيار كلان نيست؟ مي‌خواهم بگويم كسي كه با ابتناء بر اين ادعا امكان تاريخ‌نگاري را منتفي مي‌داند، نتيجه‌اي مي‌گيرد كه با مقدمه‌اي كه اين نتيجه‌گيري بر آن مبتني است ناسازگار است، يعني به‌عبارتي واضح‌تر و صريح‌تر، تناقض‌گويي مي‌كند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که به لطف وی بازنشر مصاحبه زیر در این وبلاگ صورت بست.

توفیق همراهش!

گفت‌وگوی مهدی نیاکی با مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه یاس نو، شماره ۱۷۲ - سال اول - شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۲

رویارویی اندیشمندان در ایران قاعده مرسومی نیست. چه، این سنت غرب است که نقد دیدگاه‌ها در میان روشنفکران توام با صراحت و شفافیت صورت می‌گیرد. ...«نظریه انحطاط ایران»، (سید جواد طباطبایی) هم به‌دلیل جدی‌بودن این پروژه و هم به‌واسطه شهرت واضع آن، بازتاب گسترده‌ای در حوزه اندیشه برانگیخت. همین انعکاس گسترده باعث شد جست‌وجو برای یافتن نظریه‌پردازی که این نظریه را به نقد بکشد آغاز گردد.

به‌نظر می‌رسد نظریه «عقلانیت و معنویت» مسبوق به پیش‌زمینه‌ای از «ناهنجاری» در وضعیت اندیشگی ایران امروز است؛ به‌گونه‌ای که طرح این نظریه به‌مثابه راه برون رفتن از وضعیت افراط در حوزه عقلانی‌گری یا تفریط‌هایی است که اغلب در حوزه‌های عرفانی و دینی متبلور شده‌اند. شما با این دیدگاه موافقید؟

نظریه عقلانیت و معنویت به این جهت طرح و تعقیب شده است که راه برون‌رفتی باشد برای افراط و تفریطی که نه‌فقط در وضع فرهنگی ایران امروز، بلکه در وضع فرهنگی جهان امروز، به‌چشم می‌خورد. می‌خواهم بگویم که مشکلی که این نظریه سعی متواضعانه در جهت رفع آن دارد مشکلی نیست که اختصاص به ایران امروز داشته باشد، بلکه مشکلی عام و فراگیر است. ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

سخنرانی استاد ملکیان در دومین همایش علمی انجمن ایرانی اخلاق در علم و فناوری

منبع: روزنامه تهران امروز، سه‌شنبه ۵ دی‌ماه ۱۳۸۵، شماره ۳۴

پیش از ورود به بحث اخلاق در علوم و فناوری، باید به چهار سوال كه به خود «اخلاق» و «اخلاقی زیستن» مربوط می‌شود، پاسخ داد و از آن در مقابل جواب‌های رقیب دفاع كرد و نشان داد كه هم در عالم علم و هم فناوری، رعایت یك سلسله از قواعد و رویكردهای اخلاقی الزامی است. بعد از این مرحله كه «اخلاقی زیستن» قابل دفاع شد، می‌توان به بحث چگونه اخلاقی زیستن در عالم علم و فناوری پرداخت.

در این مجال، فقط به جغرافیای معرفتی اخلاق در علم و فناوری می‌پردازیم بدین معنا كه سوال‌ها مطرح می‌شود اما به پاسخ‌ها و تقریرهای آنها نمی‌پردازیم.

سوال‌های مطرح در خصوص اخلاق و اخلاقی زیستن، با ترتیب منطقی بر یكدیگر، بدین شرح است.

۱. غرض از اخلاقی زیستن چیست؟ و چه ویژگی‌ای دارد؟

به این سوال، چهار پاسخ كلی داده شده است:

الف) عده‌ای غرض از اخلاقی زیستن را هماهنگ كردن افراد جامعه می‌دانند، یعنی در یك جامعه، (اعم از جامعه بزرگ جهانی یا جوامع بسیار بسیار كوچك) افراد با خواسته‌های بسیار متعدد و مغایر و گاه معارض با یكدیگر زندگی می‌كنند كه اخلاقی زیستن موجب هماهنگی خواسته‌های اعضای این جامعه می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پانزدهم دی 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

حاشیه: قسمت‌های ناقص مطالب تدین تعقلی – پاره سوم و نیز پاره چهارم بر اساس فایل صوتی تصحیح گردید.

با سپاس ویژه از «خودت رابشناس» که مطلب زیر را در اختیارمان نهاد.

گفتگوی سید نادر احمدی با استاد مصطفی ملکیان

منبع: ویژه‌نامه خط سوم، شماره سه و چهار

جناب استاد ملكیان با تشكر از این كه قبول زحمت فرمودید و این مجال را در اختیار ما قرار دادید، می‌پردازیم به مباحث اصلی این گفتگو. اگر دنیای اسلام را به سه بلوك كشورهای عربی، ایران و تركیه تقسیم كنیم و شبه قاره هند را نیز از نظر دور نداریم، مواجهه آغازین اندیشمندان مسلمان با پدیده مدرنیسم در این سه بلوك چگونه بوده است؟ طرد و نفی؛ تسلیم و قبول؛ یا انتخاب و پالایش؟

● من درباره جهان ترك زبان و كشور تركیه تقریباً هیچ اطلاعی ندارم. بیشترین اطلاعات من به ترتیب درباره ایران، یعنی منطقه فارسی زبان، كشورهای عربی و شبه قاره هند است. بنابراین، سخنم را در باب تركیه، در همین جا متوقف می‌كنم و درباره بلوك عربی زبان و انگلیسی زبان كه شبه قاره هند باشد، منحصراً سخن می‌گویم. من با اینكه به تفاوتهای این سه بلوك توجه دارم، در عین حال به نظرم می‌رسد سخنی را كه یكی از اندیشمندان غربی در باب وضع كلیسا در قبال پیشرفتهای علوم و معارف بشری گفته، به گمان من می‌آید كه به عینه در باب ما صادق است، یعنی در باب همه اندیشمندان مسلمان. در باب كیفیت مواجهه كلیسا با معارف جدید بشری متحول و متطور، گفته شده است كه كلیسا ابتدا در برابر هر كشف جدیدی درباره معارف، مقاومت و طرد و نفی بسیار بلیغ و جدی و سرسختانه و احیاناً خشونت‌آمیز نشان می‌داد. پس از این كه كشفیات جدید در اذهان مردم راسخ می‌شود كه دیگر اصلاً مخالفت كردن با آن، مخالفت با نوعی عقل سلیم است، كلیسا كار دوم خود را در پیش می‌گیرد و می‌گوید: بله، از آیات و كتاب مقدس هم، تاییداتی در مورد این كشف ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه نهم دی 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

برای نقد خشونت به فلسفه فقه نیاز داریم

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۳۰ - شنبه ۳ مهر ۱۳۷۸

○ خشونت يعني چه؟ چه چيزي را مي‌توانيم عمل خشن و خشونت‌آميز بناميم؟

از خشونت تعاريف فراواني شده است. مراد خود من از «خشونت»، در اين گفت‌وگو، اعمال نيروي جسماني يا بدني است براي اينكه به شخص ديگر آزار و آسيب برسانيم يا مجروحش كنيم يا او را بكشيم يا در جهت هدفي كه مي‌خواهيم به كار گيريم.

بر اين اساس، حتي كتك زدن به قصد تاديب هم مصداق خشونت است و به اين معنا، نمي‌توان گفت كه خشونت صددرصد و در همه موارد محكوم است. و واقعاً جاي تاسف است كه در اين ايام، در كشور ما، بعضي از مروجان خشونت به نحوي سخن مي‌گويند كه گويي مخالفانشان با هر نوع خشونت و در هر موردي مخالف‌اند و آن‌گاه براي رد اين مخالفان به گفته‌هاي بسيار واضح و تقريباً بديهي متوسل مي‌شوند، از این قبيل كه اگر هر قسم خشونتي را محكوم و ممنوع كنيم كشور و جامعه قابل اداره كردن نيست. و مگر مي‌شود با كساني كه به مال و جان و ناموس مردم تجاوز مي‌كنند هيچ خشونتي نكرد؟ اين نحو سخن گفتن ارتكاب يك مغالطه بزرگ منطقي است و آن مغالطه اين است كه ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

پارسا باش و احسان كن!

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۸۶ - سال ششم - دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۷۹

(و من خطبه له عليه السلام. روي ان صاحبا لاميرالمومنين (ع) يقال له همام ...) روايت شده است كه يكي از اصحاب حضرت اميرالمؤمنين كه نامش همام بود و مردي عابد بود، روزي به حضرت گفت: چنان متقين را وصف كن كه گويا آنها را مي بينم. بحث گويا و جاندار و روشني براي من بگو. حضرت درنگ كرد، نوعي ثقل و سنگيني نشان داد. (علت اين سنگيني را كساني گفته‌اند. اما درواقع علت آن روشن نيست) بعد جواب مجملي دادند تا از جواب مفصل عذر خواسته باشند. اينگونه كه فرمودند: اتق الله و احسن. دو ويژگي را ذكر كردند: يكي اينكه نسبت به خدا تقوا بورز و ديگر اينكه، احسان كن. كار نيك كن. اگر توجه كنيد ويژگي اول به بعد باطني انسان مربوط مي‌شود و ويژگي دوم به بعد ظاهري. حضرت مي‌خواستند بگويند در درون پارسا باش و در بيرون احسان كن. به تعبير ديگر براي آنكه يك عمل ارزشمند باشد، بايد يك «حسن فعلي» داشته باشد و يك «حسن فاعلي». حضرت با كلمه «تقوا» به حسن فاعلي اشاره دارند و با كلمه «احسان» به حسن فعلي.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

پيام دين: «عاشق»، نه «عبد»؛ «بودن»، نه «داشتن»

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۶۸۵ - سال ششم - يكشنبه ۱۳ آذر ۱۳۷۹ (و يا يك روز قبل!)

با استمداد از گفته دو تن از متفکران غربي، دو نکته را بيان مي‌کنم. البته اين نکات نکاتي نيست که ابداعي اين آقايان باشد، ولي شيوه بيان اينها جالب‌تر است. متفکر و عارف دانمارکي «کی‌یرکگور»[1] از انسان‌ها تقسيم‌بندي‌اي دارد که به «مراحل سه‌گانه حيات آدمي معروف است» او مي‌گوید هر يک از ما انسان‌ها در يکي از اين سه مرحله زندگي مي‌کنيم:

 

1. مرحله زيباشناختي (علم الجمالي)

2. مرحله اخلاقي

3. مرحله ديني


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: جزوه سه سخنرانی از استاد ملکیان، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

تدین تعقلی – پاره چهارم

پرسش و پاسخ جلسه دوم

استاد ارجمند! آیا انسان به فرآیند تفکرش معاقَب است یا به فرآوردۀ تفکرش؟ یعنی در طول راه، اگر فرد خلوص و تلاش داشته باشد، آیا کافی است یا خیر؟

انسان همیشه به فرآیند تفکر و اساساً به فرآیند زندگی خویش - به تعبیر شما - معاقُب است نه به فرآورده، ما اگر زندگی صادقانه و مجدانه داشته باشیم، به هر نتیجه‌ای که برسیم، در واقع اجر خواهیم داشت. بعضی از عرفای ما حتی این را به عنوان «مَن یَخرُج مِن بَیتِه مُهاجراٌ الی الله و رسولهِ ثُم یٌدرِکُهُ الموت فَقَد وَقَعَ اجرُهُ عَلَی اللهِ» گرفته‌اند و گفته‌اند مهم این است که شما به راه افتاده‌ای، نیت بهتر شدن داشته‌ای به هر جا که رسیده‌ای، در واقع مأجور هستی، و ظاهراً هم غیر از این نمی‌تواند باشد، چون فرآورده‌ها در وسع ما نیست بلکه فرآیندها در وسع ما است و باید فقط از ما به اندازۀ وُسعمان و متناسب با توانمان انتظار داشته باشند: «لا یُکلفُ الله نفساً الا وُسعَها» (بقره / 286) فرآیند در توان ما است، اما اینکه به کجا می‌رسیم، این دیگر در توان خود ما نیست، از خانه بیرون آمدن و به راه افتادن و گام در راه نهادن در وُسع ما است ولی به مقصد رسیدن به هزار و یک عامل دیگر بستگی دارد که بسیاری از آنها در توان ما نیست و بنابراین چاره‌ای جز این نیست که فقط به فرآیند نظر شود نه به فرآورده و محصول.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نسخه اصلی (پی.دی.اف)

گفت‌وگو با مصطفی ملکیان

منبع: گزارش گفت‌وگو، شماره ۱، شهریورماه ۱۳۸۱

آقاي دكتر، با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد. بحث كلي ما پيرامون «گفتگوي اديان در مبادلات فرهنگي» است. به عنوان پرسش نخست، آيا به نظر جناب‌عالي اصولاً در گفت‌و‌گوي بين فرهنگ‌ها و تمدن‌ها (صرف‌نظر از اين كه اين دو مفهوم با هم تفاوت‌هايي دارند) دين داراي نقش اساسي و مهمي است يا اين كه نقش ضميمه يا فرعي را در اين ميان داراست؟ علت مطرح كردن اين سوال اين است كه به نظر مي‌رسد امروزه برخي محققين كه عموماً در جرگة روشنفكران ديني قرار دارند، عموماً نقش دين را در مبادلات فرهنگي بسيار و بيش از اندازه پر رنگ‌تر از بقيه اجزاي فرهنگ نظير مليت و مفاهيم مدرن فرهنگي مي‌بينند. آيا به نظر شما نيز دين در اين فرآيند نقش اصلي و كليدي دارد؟

● سوال شما حاوي يك بخش تاريخي و در عين حال يك بخش تجربي كنوني است. به گمان بنده به لحاظ تاريخي در همه تمدن‌ها، به استثناي تمدن مدرن غرب، نقش دين بسيار بسيار مهم بوده است. يعني اگر به تمدن‌هايي چون چين، هند، ايران، آفريقا و كلاً تمدن‌هايي كه قبل از دوران مدرن شكل گرفته‌اند بنگريد، به خوبي متوجه خواهيد شد كه در همه آنها، دين بارزترين، شاخص‌ترين و اثرگذارترين نقش را در اين ميان داراست.

البته، همان‌گونه كه گفتم، سوال شما يك بخش تجربي و اكنوني هم دارد. در اين مورد بايد گفت كه هر چه که تمدن مدرن غربي و يا به عبارتي «مدرنيته» با تمام ابعاد و مؤلفه‌هايش رو به سمت جلو مي‌رود و گسترة جهاني‌اش هم بيشتر مي‌گردد، به خوبي ملاحظه مي‌شود كه در تمامي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها حتي در فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي سنتي، به تدريج نقش دين به نسبت ساير مؤلفه‌هاي فرهنگي و تمدني ديگر كمتر و كمتر مي‌گردد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیستم آبان 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

نویسنده: آلدوس هكسلى ؛ مترجم: مصطفى ملكيان

منبع: مجله هفت آسمان، شماره ۲، تابستان ۷۸

 

در ديگر موجودات زنده غفلت از خود ]جزء [طبيعت است؛ لكن در انسان اين غفلت رذيلت است.(بوئتيوس)[1]

رذيلت را می‌توان چنين تعريف كرد: رفتارى كه اراده بدان رضا داده باشد و نتايجى داشته باشد كه، اولاً بدين سبب كه خدا را تحت‌الشّعاع قرار می‌دهند و ثانياً بدين سبب كه به تن يا روانِ فاعل يا همنوعانش زيان می‌رسانند، بدند. غفلت از خود چيزى است كه با اين توصيف تطبيق دارد. اين غفلت منشأ ارادى دارد؛ زيرا به مَدَدِ دروننگرى و نيز از طريق گوش‌سپردن به داوريهايى كه ديگران درباره منش ما می‌كنند همه، اگر بخواهيم، می‌توانيم به فهمى بسيار دقيق از عيب و نقص‌ها و نقاط ضعف خود و انگيزه‌هاىِ واقعىِ (در برابر انگيزه‌هاى تصديق و اعلان شده) افعالِ خود نائل شويم. اگر بيشتر ما از خودمان غافل مانده‌ايم بدين جهت است كه خودشناسى دردناك است و ما لذّات ناشى از خيالات باطل را] بر آلام حاصل از خودشناسى[ ترجيح می‌دهيم. و امّا آثار اين غفلت. اين آثار، با هر معيارى كه بسنجيم، از معيارهاى سودجويانه گرفته تا معيارهاى متعالى، بدند. بد، بدين جهت كه غفلت از خود به رفتار غير واقعبينانه می‌انجامد و، از اين رهگذر، براى هركس كه در چنبره آن گرفتار آيد انواع مصائب و مشكلات را به بار می‌آوَرَد؛ و بد، بدين جهت كه، بدون خودشناسى، فروتنى راستين و، بنابراين، خودپنهانگرى[2] ثمربخش و، بنابراين، علم يگانگی‌بخش به «اصل» الاهی‌اى كه شالوده «خود» ماست و معمولاً تحت‌الشّعاع اين «خود» قرار می‌گيرد پديد آمدنى نيست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصطفى ملكيان

منبع: مجله هفت آسمان، شماره ۳۰، تابستان ۸۵

اشاره: آنچه در پى می‌آيد، يادداشتى است از استاد مصطفى ملكيان بر مقاله «اعلاميه نود و پنج ماده‌اى لوتر» كه در شماره 28 مجله هفت آسمان منتشر شد.

اگر نهضت پروتستانتيزم مسيحى را نوعى اعتراض بدانيم، جاى اين پرسش هست كه شركت‌كنندگان در اين نهضت به چه چيزى اعتراض داشتند و اعراض از چه امرى را می‌خواستند. در پاسخ به اين پرسش، كتب، رسائل، و مقالات بسيار پرشمارى به قلم موافقان و مخالفان اين نهضت طبع و نشر يافته‌اند؛ و غرض اين يادداشت گزارش مفاد آن مكتوبات نيست. آنچه در اين‌جا می‌آيد فقط حاصل مطالعه بخشی از آن مكتوبات است كه با تأملات شخصی نگارنده درآميخته و در ذهن و ضمير او نشست و رسوب كرده است.

می‌توان موارد اعتراض نهضت پروتستانتيزم بر آيين كاتوليك رومى را به عنوان مصاديق جزئى و خردِ سه اعتراض كلى و كلان دانست: اعتراض نخست اين‌كه آيين كاتوليك رومى، در مقام نظر از آموزه‌هاى واقعى و اصيل عيسى مسيح(ع) به دور افتاده است؛ اعتراض دوم اين‌كه اين آيين ربط و نسبت خود را با زندگى عملى و هر دو زمينه آدميان از كف داده است؛ و اعتراض سوم اين‌كه روحانيانى كه پاسدار اين آيين‌اند به انواع بدسگالی‌ها و كژرفتاری‌ها و تبهكاری‌ها گرفتار و آلوده شده‌اند و صلاحيت جانشينى و سخنگويى عيسى مسيح(ع) را ندارند. اينك توضيحى در باب هر يك از اين سه اعتراض: 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پنجم آبان 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

خوانندگان محترم! مورخ ۱۸/۷/۸۵ به لطف دوست عزیز مهدی آشوری، مطلبی از روزنامه اطلاعات با همین عنوان نشر داده شد و بخش اول آن را از شما جویا شدیم. از جناب مومنی همین مطلب را ولی از نشریه «گزارش گفت‌وگو» دریافت کردم. از آنجا که مطلب «گزارش گفت‌وگو» کاملتر بود بر اساس آن بخش دوم بازسازی شد. در پایان، مطالب را از لحاظ حجم که مقایسه کردم، مطلب «گزارش گفتو» را ۸۵% بیشتر دیدم! امید دارم که بخش نخست آن هفته آینده نشر یابد.

نسخه پی‌دی‌اف

گفت‌وگو با مصطفی ملکیان

منبع: گزارش گفت‌وگو، شماره ۱، شهریورماه ۱۳۸۱

برگردیم باز به موانع گفت‌وگوی بیت ادیان. در اینجا مناسب‌تر است که به‌جای ادعاهای علما و پیروان ادیان در این باب، مستقیماً خود متون مقدس را در این باب، مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که فراتر از آنچه پیروان و به‌طور خاص علمای هر یک از ادیان ادعا دارند، خود متون مقدس چه پیام و چه جهت‌گیریهایی پیرامون گفت‌وگوی بین خود و ادیان دیگر دارند؟ آیا ...

● به گمان بنده، در همه ادیان یک، آیه‌هایی کم و بیش موجود است که به‌گونه‌ای نوعی استدلال‌گرایی را تشویق می‌کند و طبعاً وقتی که استدلال‌گرایی تشویق می‌شود، به طریق اولی گفت‌وگو هم تشویق می‌شود. مثلاً در قرآن چنین آمده است: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین». چنان‌که ملاحظه می‌کنید، این گونه آیات به‌گونه‌ای استدلال‌‌گرایی و گفت‌وگو را تشویق می‌کنند. اما به نظر من، این نوع گفت‌وگو با گفتوگویی که امروزه تحت عنوان «گفت‌وگوی فرهنگها»، از آن نام می‌بریم، تفاوت دارد؛ هم به لحاظ  کارکرد و هم به لحاظ ساختار و هم با در نظر گرفتن هدف‌های آن، اکنون این نکات را توضیح می‌دهم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصطفى ملكيان*

بخش اول                        منبع: روزنامه ایران، شماره ۳۱۳۹، شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۴

شايد بشود گفت كه مهمترين خصیصه انسان سنتى يا به تعبير ديگرى مهمترين مؤلفه جهان‌بينى سنت‌گرايانه يك مؤلفه معرفت‌شناختى است و آن مؤلفه‌اى است كه مربوط مى‌شود به امر منابع معرفت. براى انسان مدرن منابع معرفت دوچيز بيشتر نيستند: يكى حس و مشاهده و آزمايش و تجربه و دوم عقل به معناى نيروى استدلال‌گر. بالمآل انسان مدرن به همين دو منبع قائل است اينكه تأكيد می‌كنم بالمآل به دليل اين است كه از نظر ظاهر تعداد منابعى كه در كتابهاى معرفت‌شناسى جديد شمرده می‌شود بيشتر از آن دوتا است ولى مرجع همه آنها همين دو منبع است وگرنه غير از اين دو يعنى غير از حس و مشاهده و تجربه و آزمايش و از آن سو، غير از عقل به معناى نيروى استدلال‌گر، معمولاً منابع ديگرى هم از زمان لاك به اين سو، در كتابهاى معرفت‌شناسى جديد شمرده می‌شود. اما آن منابع هم مرجع‌شان همين دومنبع است مثلاً گفته می‌شود ما يك نوع علم تاريخى هم به امور می‌توانيم داشته باشيم، يا گفته می‌شود كه يكى از منابع ديگر شناخت هم درون‌نگرى است، يا گاهى گفته می‌شود كه وجدان هم يك نوع منبع شناخت است. همه اينها گفته می‌شود اما همه اينها هم باز برمی‌گردند به همان دومنبعى كه گفته شد. جرج ادوارد مور فيلسوف اخلاق انگليسى نخستين كسى بود كه گفت: اگر چه ما چيزهاى فراوانى را به عنوان منابع شناخت تلقى می‌كنيم، اما مآلاً منابع شناخت همين دوتا است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصطفی ملکیان

منبع: روزنامه اعتماد ملی، شماره ۱۹۳، پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۸۵ و خبرگزاری قرآنی ایران

ايكنا: از ديدگاه ملكيان، بررسی جايگاه زن در قرآن، بررسی حقوق زن در قرآن، موضع قرآن در مواجه با تساوي زن و مرد، گزارش زنان از جهان هستي، مقايسه تصوير قرآن از زن با تصوير زن از خود و نگاه قرآن به امور، معاني گوناگون رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن است.

مصطفي ملكيان، نويسنده و محقق حوزه فلسفه و كلام، در مصاحبه اختصاصي با ايكنا، با بيان مطلب فوق گفت: به نظر من از اصطلاح «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن» چند معناي مختلف ممكن است مراد شود، كه بايد اين‌ها از هم تفكيك شوند؛ يكي اين‌كه مراد از رويكرد فمينيستي به قرآن و تفسير قرآن به معناي بررسي جايگاه زن در اين كتاب مقدس است؛ در اين‌جا رويكرد فمينيستي به معناي رويكرد به قرآن براساس مساله زن است. اين‌كه قرآن، واقعيت جسماني، ذهني و رواني او را چگونه تصوير مي‌كند، چه تصويري از ارتباطات زن با عالم طبيعت، با انسان‌هاي ديگر، با خودش و با خدا در اين كتاب از او ارائه شده است. بر اساس اين رويكرد بايد مجموعه سخنانی كه قرآن تصريحاً و تلويحاً درباره زنان گفته استخراج كنيم.‌ نويسنده كتاب «راهي به رهايي» با اشاره به معناي دوم «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن»، گفت: در معناي دوم، رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن يعني رويكرد مدعي (طالب) حقوق زنان. اين رويكرد را می‌‌توان رويكرد مقايسه‌ای هم ناميد. اين رويكرد به معنای رويكرد زنانه نيست، بلكه به معناي رويكرد طالب حقوق زنان است.‌ در اين رويكرد محقق بررسی می‌‌كند كه قرآن چه حقوقی براي زنان قائل است. آيا اين حقوق همان حقوقی است كه نگرش متجددانه براي زنان قائل‌اند يا اين‌كه قرآن، حقوق بيشتر يا كمتری براي زنان در نظر دارد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |