تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

+ بارگذاری شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  توسط اکبر داستان‌پور  | 

+ بارگذاری شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع: وبلاگ مخلوق

بیش از ده روز از خیانت در آرایِ ملت و سرکوب و کشتارِ مردمِ ایران توسطِ رژیمِ [...] جمهوریِ اسلامی می‌گذرد. اما هیچ خبری (1) از محکوم کردنِ این جنایت‌ها از سویِ منورالفکرهایِ وطنی دیده نمی‌شود. (2) این عافیت‌طلبی و محافظه‌کاری را در یکی از هولناک‌ترین فرازهایِ تاریخیِ این ملت چگونه می‌توان توجیه کرد؟ پس کجا هستند روشنفکرانی که با سخنان و بیانیه‌هایِ پرشور به مخاطبانِ خود می‌گفتند که باید در انتخابات شرکت کرد؟
مصطفی ملکیان که از چندی پیش تصمیم گرفته در رویدادهایِ سیاسیِ انتخاباتی بیانیه بدهد، چرا در موردِ جهنمِ پس از انتخابات سکوت کرده است؟ آیا چنین برخوردی خود نمونه‌ای از سیاست‌ورزیِ غیرِاخلاقی نیست؟


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 منبع: نقد و نظر ـ شماره ۱۰ و ۱۱ _ بهار و تابستان ۷۶

نويسنده: جان رالز

مترجم: مصطفی ملکیان

در دو قطعه برگزیده‏ای که در پی می‏آیند، رالز هم از رویکرد کلی‌اش به عدالت، به عنوان یک شیوه تصمیم گیری عقلانی، دفاع می‏کند و هم از دو اصلی که نظریه‏اش را مشخص می‏سازند.

قطعه نخست

1. ممکن است، در نگاه نخست، به نظر آید که مفاهیم عدالت و انصاف فرقی ندارند و دلیلی برای تفکیک آنها از یکدیگر یا برای این قول که یکی از این دو اساسی‌تر از دیگری است وجود ندارد. به‌گمان من، این تلقی اشتباه است. در این مقاله، می‏خواهم نشان دهم که اندیشه اساسی، در مفهوم عدالت، انصاف است؛ و می‏خواهم، از این نظرگاه، تحلیلی از مفهوم عدالت ارائه کنم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع:مخلوق

فیلسوف بهتر است در چنین مواردی سکوت کند و اعتبارِ خود را از رویِ خیرخواهی بر سرِ سریرنشینیِ فلان سیاستمدار قمار نکند.

این دیگر چه اشتباهِ هولناکی ست که از ملاحظاتِ به‌اصطلاح اخلاقی – روان‌شناختی ساده‌اندیشانه نتایجِ مستقیماً سیاسی بگیریم؟

ملاحظاتِ اخلاقی چیزی نیست که در وادیِ سیاست باورپذیر باشد؛ اتفاقی که افتاده است همانا حمایتِ یک متفکر از یک سیاستمدار است و بس! وگرنه من شخصاً باور ندارم که فیلسوف اینچنین آسان مجاز به تعیینِ مصداقِ فضائلِ اخلاقی باشد آنهم برایِ یک تصمیم‌گیریِ سیاسی.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387  توسط اکبر داستان‌پور  | 

پایگاه اطلاع رسانی «موج سوم»: مصطفی ملكیان، روشنفكر برجسته ایرانی، در دیدار با اعضای «پویش (كمپین) دعوت از خاتمی» ضمن نقد اخلاقی دولت فعلی، با ذكر دلایلی اخلاقی و روان‌شناختی از آمدن خاتمی دفاع كرد و تاكید نمود كه تلاش برای نامزدی و پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه اخلاقی نخبگان ایرانی است. 

با توجه به اهمیت ادله اخلاقی مطرح‌شده در این دیدار، پس از ذكر چكیده مهمترین نكات عنوان شده‌ توسط مصطفی ملكیان، متن كامل سخنان ایشان در پی می‌آید. گزیده‌ای از گزارش ویدیویی این دیدار را نیر می‌توانید در انتهای گزارش ببینید:


ادامه مطلب

+ بارگذاری شده در  شنبه ششم مهر 1387  توسط اکبر داستان‌پور  | 

گزارشی از سخنرانی مصطفی ملكیان در همایش دین و مدرنیته ۲

منبع: خبرگزاری فارس

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، همایش یك روزه دین و مدرنیته 2 با عنوان آسیب‌شناسی روشنفكری دینی، پنج‌شنبه 15 شهریور به همت حسینه ارشاد و مؤسسه گفت‌وگوی ادیان در حسینه ارشاد تهران برگزار شد.

در این مراسم محسن كدیور، رضا علیجانی، مسعود ادیب و حسن یوسفی اشكوری، در بخش اول، عبدالكریم سروش، عبدالحسین خسروپناه، سارا شریعتی و حمیدرضا جلایی‌پور در بخش دوم، و سید حسین نصر، مصطفی ملكیان و سعید حجاریان در بخش سوم به ارایه مقالات پرداختند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع: خبرگزاری مهر

با پذیرش تباین دینداری و تجدد، روشنفکری دینی بی‌معنا می‌شود

جلسه نقد و بررسی آرای ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته شب گذشته در محل جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد و دکتر سروش دباغ، استاد فلسفه اخلاق و از منتقدین آرای اخیر مصطفی ملکیان در این جلسه به نقد ۲ گزاره عنوان شده ار سوی ملکیان در باب دینداری و مدرنیته نشست.

وی با اشاره به چهار رابطه «عموم و خصوص من الوجه، عموم و خصوص مطلق، تساوی و تباین» میان دین و تجدد عنوان داشت: استاد ملکیان رفته رفته آرایی را طرح می‌کنند که مبتنی بر تباین این دو مقوله است.

                                                                                         

منبع: روزنامه‌یِ هم میهن، چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶

در باب گوهرهای مختلف دینداری و تجدد

نقد ملکیان متاخر

یاسر میردامادی: دکتر سروش دباغ، عضو انجمن حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر فلسفه اخلاق و فلسفه زبان، به دعوت مشترک سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد دفتر دانشکده پزشکی و مرکز فعالیت‌های قرآنی دانشجویان ایران در نقد نظریه مصطفی ملکیان در باب نسبت تجدد و دین، پنجشنبه ۱۷ خردادماه در سالن شورای مجتمع شریعتی این شهر سخن گفت، در شهری که مصطفی ملکیان و عبدالکریم سروش هر دو شاگردان و پیگیران بسیاری دارند و ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: مكتوب حاضر به قلم دكتر ابوالقاسم فنايي، پاسخي است به مقاله انتقادي دكتر سروش دباغ تحت عنوان "تعبد و مدرن بودن". دباغ در آن مقاله كه در فصلنامه مدرسه منتشر شده است به نقد آراي ملكيان در باب نسبت دين و مدرنيته پرداخته بود.  فنايي در نوشتار حاضر  نشان مي‌‌دهد كه دباغ در فهم مراد ملکیان به خطا رفته و دلایلی که به سود مدعای خود آورده، مخدوش و نامربوط‌اند. نشر نخست اين مقاله در وبلاگ نیلوفر و به كوشش جناب آقای فاضل قاسم‌فام صورت گرفته است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

پیشفرض‌های زندگی معنوی

 

درآمد: آنچه در پیِ می‌آید ادامه گفتاری از مصطفی ملکیان با عنوان "بحران معنویت" می‌باشد که در دهم شهریور ماه هشتاد و چهار در سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی امام صادق اصفهان و با حضور  اعضای کانون توتم اندیشه ایراد گردیده است.

 

پیش از اینكه پیش‌فرض‌های زندگی معنوی را خدمتتان عرض كنم مایلم استخوانواره و اصل بحث را خدمت شما بیان کنم.

بحث معنویتی که من در سال گذشته مطرح کردم، چهار فقره اصلی داشت: فقره اول در مورد این بود که اساساً معنویت یعنی چه؛ یا به تعبیر دیگری به چه پدیده یا پدیده‌هایی معنویت گفته میشود؛ در آنجا گفتیم که معنویت دقیقاً به معنای دینداری و دینورزی و یا به معنای سیر و سلوک عرفانی و یا حتی به معنای اخلاقی زیستن هم نیست و یا به تعبیر دیگری با بیان سه نیست به چیزی که هست رسیده بودیم.

فقره دوم در این باب بود که ما چه نیازی به معنویت داریم و درآنجا به این نکته اشاره کردم که هر انسانی در هر دوره‌ای، در هر تاریخی که زندگی می‌کند نیازمند معنویت است ولی در زمان ما این نیاز بیشتر احساس میشود؛ در واقع با توجه به مؤلفههایی كه زمان ما را از دیگر زمانها جدا میکند می‌بینیم که نیاز به معنویت در این زمان بیشتر احساس می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 آنچه كه در پی می‌آید متن سخنرانی مصطفی ملكیان در جمع اعضای كانون توتم اندیشه می‌باشد كه در تاریخ بیست و پنجم تیرماه هشتاد و سه و در سالن شهید آوینی اصفهان انجام گرفته است و بزودی در نشریه داخلی آن كانون با عنوان "نهال معرفت"، به همراه متن دیگر سخنرانی‌هایی برگزار شده  توسط آن كانون در اصفهان منتشر خواهد گردید. اگرچه عنوان بحث ملكیان "بحران معنویت" بود اما سخن درباب چیستی و لوازم زاینده و پدید آورنده معنویت چنان به درازا كشید كه تكمیل آن به جلسه‌ای در شهریور هشتاد و چهار سپرده شد كه متن آن نیز بزودی در اختیار خوانندگان این صفحه قرار خواهد گرفت. در اینجا لازم می‌دانم  كه از تلاش‌های "حسین جلیلی" عزیز و سركار خانم "شراره سامعی" جهت پیاده كردن و ویراستاری این مطلب صمیمانه تشكر نمایم.
ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه دوم دی 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 نويسنده: سید حسین نصر

ترجمه: فروزان راسخى

منبع: مجله نقد و نظر، شماره نوزدهم

 

در جهانى كه به سبب تنازع و ستیزه در همه سطوح، از سطوح معنوى و فكرى گرفته تا سطوح مادى، از هم گسیخته است، آنان كه در جستجوى آفرینش صلح و هماهنگى‏اند، غالبا به كار جستجوى توافق میان معنویت و علم گراییده‏اند. چشم‏انداز معاصر، در واقع آكنده از چنین تلاشهایى است كه بسیارى از آنها، گرچه مبتنى بر بهترین نیات هستند، در جهان امروز فقط به آشفتگى بیشتر مدد مى‏رسانند. بسیارى از چنین تلاشهایى آرزوهاى ناشى از احساسات را به جاى واقعیت مى‏نشانند و تعاریف و مواضع مبهم را جایگزین وضوح و دقتى مى‏كنند كه به تنهایى مى‏توانند پراكنده‏كننده تیرگى جهلى باشند كه بینایى بشریت امروز را تیره و تار كرده است; بشریتى كه بر جاده‏اى سفر مى‏كند كه هرچه بیشتر، در نتیجه فقدان عظیم تشخیص نقادانه در ارتباط بین معرفتى كه ناشى از حواس است و نتایج آن و حكمتى كه از وحى، تعقل یا اشراق سرچشمه گرفته است، پرمخاطره مى‏شود: «هماهنگى‏» میان علم و معنویت‏شاخص بخش اعظم ذهنیت‏به اصطلاح «عصر جدید» در غرب و نیز بسیارى از شرقیان غربزده‏اى است كه بدون اینكه از مفاهیم مورد بحث و انواع معرفت و آگاهى‏اى كه در محدوده همان چیزى كه باید هماهنگ و متحد شود دست‏اندركارند تعریف روشنى داشته باشند، سخن مى‏گویند و خود همین هماهنگى یكى از ریشه‏هاى اختلاف و ناسازگارى در جهانى است كه در آن تشخیص عقلانى، كه همواره وجه مشخصه همه سنن مابعدطبیعى، بویژه سنن هندى بوده است، به سهولت هرچه تمام‏تر، قربانى توافقهاى مبهم و تفرقه‏افكنى شده است كه مادام كه ریسمان به جاى مار گرفته مى‏شود، جز به اختلاف نمى‏انجامد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

بحثی كه در بخش نظرات مطلب تدین تعقلی – پاره چهارم پیش آمد به گمانم محتاج توضیحاتی است كه می‌كوشم به اختصار اما گویا و رسا بدان بپردازم...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

جوزف باتلر (Joseph Butler)، الاهیدان و فیلسوف اخلاق انگلیسی (1752-1692)، در یكی از مواعظ خود می‌گوید: «امور و افعال همان‌اند كه هستند، و آثار و نتایج آن‌ها همان خواهند بود كه خواهد بود؛ پس، چرا، از فریب خوردن خوشمان بیاید؟» آیا واقعیت‌ها تابع عقاید ما می‌شوند یا عقاید ما باید از واقعیت‌ها تبعیت كنند؟ آیا واقعیت‌ها، مانند سایه، به دنبال عقاید ما می‌دوند یا عقاید ما باید سایه‌وار، در پی واقعیت‌ها روان باشند؟ آیا عالَم، برای اینكه عالَم باشد، باید خود را با عالِم وفق دهد؟ جهت انطباق از كدام سو به كدام سو هست و باید باشد؟ آیا انطباق یافتن واقعیت‌ها با عقاید ما ممكن است؟ و آیا انطباق یافتن عقاید ما با واقعیت‌ها مطلوب نیست؟

شك نیست كه تغییر قوانین جهان هستی در حد وسع و توان ما آدمیان نیست؛ و یكی از لوازم این حقیقت این است كه واقعیت‌های تغییرپذیر را فقط می‌توان با توسل به واقعیت‌ها تغییر داد، چه رسد به واقعیت‌های تغییرناپذیر كه، طبق تعریف، اصلا تغییرشان نمی‌توان داد. و اگر واقعیت‌ها(ی تغییرپذیر) را فقط به مَدد واقعیت‌ها دگرگون می‌توان كرد، و نه با توسل به پیشداوری‌ها، خرافات، آرزو اندیشی‌ها، اوهام و خیالات، و جهل‌ها، ظاهرا چاره‌ای جز این نیست كه واقعیت‌ها را بشناسیم تا: اولاً: بدانیم كه چه واقعیت‌های تغییرناپذیرند تا در باب آن‌ها حلقه‌ی اقبال ناممكن نجنبانیم و عرض خود نبریم و زحمت دیگران نداریم، و چه واقعیت‌هایی تغییرپذیرند، و ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه دوم مهر 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع: کتابچه مهدی خلجی

تقسیم‌های سقیم؛ درباره‌ی سبکِ بیانی مصطفا ملکیان

دوستی نادیده، در ذیلِ نوشته‌ی پیشین، انتقادی رُک کرد بر جمله‌ای که من پای پیوندی به گزارشی از سخنرانی مصطفا ملکیان درباره‌ی «شرایط اصلاح» نوشته بودم: «در این سال‌ها هرچه از آقای ملکیان خوانده‌ام، بیشتر تأسف مرا برانگیخته است. آن وسواس بیمارگونه در خواندن و نوشتن و به ویژه دسته‌بندی‌های مصنوعی هرچیز، حاصل درخشانی نداشته است. راست‌اش آقای ملکیان خیلی ناامیدکننده شده است». در یکی دو نوشته‌ی کوتاه کوشیدم مراد خود را برای او شرح دهم که، سرانجام و به ظاهر، قانع نشد. وعده دادم اگر این بار نوشته‌ای از آقای ملکیان خواندم، آن را بسنجم و در مقام نمونه‌ای برای مدعای خود درباره‌ی شیوه و سبکِ اندیشیدن او بیاورم. روشن است که فصلی دیگر باید نوشت در بیان فضایل و مکارم آقای ملکیان و اثرهای مثبتی که این‌جا و آن‌جا نهاده؛ به ویژه در سال‌های قحط.

نقد: سید امیر موسوی

دوستِ گرامی!

پیش از هر چیز متأسف هستم که متن پانزده صفحه ایِ این سخنرانی با عنوانِ "طرحی در اصلاح و اصلاح گریِ دینی" که در سمینار "مطهری و اصلاحات" به تاریخ 12 اردیبهشتِ 79 در دانشگاهِ تربیتِ مدرس تهران ایراد شده بود ( که خودِ سخنرانی به دلیل ضیق وقت ناتمام ماند) اینچنین مثله شده و ناقص در سایتِ "نیلوفر" منتشر گردیده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 نویسنده: حمیدرضا ابک

 نظریه معنویت ملكیان (كه به سبب ارتباط فوق‌العاده وثیقش با عقلانیت، نظریه «عقلانیت و معنویت» هم نامیده شده است) تلاشی است برای پاسخ به همان پرسش بنیادین عالم اندیشه در سرزمین ما كه بالاخره دینداری ما مؤمنان را چه نسبتی با مدرنیته‌ای است كه فراایمان گرفته است؟ از این روست كه شاید بتوان این پروژه فكری را هم از مقوله نواندیشی دینی (البته معنای گسترده و عام آن) به شمار آورد. (ملكیان البته تلاشی برای جان دادن نظریه‌اش در ذیل یكی از مقولات كلان موجود در این عرصه نمی‌كند و البته در جایی انتقاد خود به این مقوله‌بندی‌ها را هم ذكر كرده است.)(1)

در تشریح محورهای مورد نظر هر نوشتار گفتنی است كه نوشتار اول این مجموعه، سعی در معرفی نظریه معنویت دارد. خواننده این مقاله ضرورت ارائه بحث معنویت را درك خواهد كرد و البته قصد و منظور ملكیان از معنویت را هم در خواهد یافت. در این نوشتار تلاش شده است تا دیدگاه ملكیان در قالب یك صورت‌بندی منطقی ارائه شود تا هم راه برای درك نظریه هموار شود و هم مسیر برای نقد آن راهوار. به همین دلیل ممكن است كسانی كه هیچ آشنایی‌ای با نظریه معنویت ملكیان ندارند، از اینجا صورت گرفته در ارائه موضوعات و تقسیم‌بندی‌های متعدد صورت پذیرفته در فرازهای بحث برنجند. هدف نوشتار دوم، اما روشن كردن نسبتی است كه معنویت با «عقلانیت»، «دین» و «اخلاق» برقرار می‌كند. در واقع این نوشته نشان می‌دهد كه ملكیان گا‌م‌هایی را برای تبیین جایگاه نظریه معنویت برداشته است و البته از دل همین تبیین است كه پرسش‌های پیشاروی ملكیان را برای شرح و بسط هر چه بیشتر نظریه آشكار می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: محافل و چهره‌هاى روشنفكرى، چندى است كه نگاه نقاد خود را از بیرون و دیگران به سمت خود معطوف داشته است. روشنفكران این بار، خود مقوله روشنفكرى (معنا، دسته بندى و جریانهاى روشنفكرى و كارنامه و سنت آن) را به پرسش و تحلیل گرفته اند.

مصطفى ملكیان در نوشتار پیش رو، با قراردادن مجموعه‌ی این تلقى‌ها از روشنفكرى، در ذیل دو عنوان «تلقى سیاسى» و «تلقى فرهنگى»، به بیان وجوه تمایز و تفاوت میان این دو دسته تلقى مى‌پردازد و خود، جانب تلقى فرهنگى را مى‌گیرد. این مقاله نخستین‌بار، به عنوان پیشگفتار چهارمین شماره‌ی مجله "ناقد" نشر یافته است.

***

به نظر مى رسد كه مى توان مجموع تلقى هایى را كه از روشنفكرى وجود دارند تحت دوعنوان كلى مندرج ساخت: تلقى سیاسى وتلقى فرهنگى. راقم این سطور، كه خودمدافع تلقى فرهنگى از روشنفكرى است، مقایسه این دو تلقى را، براى روشن شدن بعضى از وجوه اختلاف نظرى و عملى روشنفكران و نیز براى وضوح یافتن پاره اى از مسائل و مشكلاتى كه پیشاروى ما ایرانیان قرار دارند و راه ما را به سوى هرگونه فعالیت نویدبخش و مثمرثمر بربسته اند، نافع و حتى لازم مى بیند. شك نیست كه براى آن كه از طریق مقایسه چیزى بیاموزیم، باید مصادیقى را برگزینیم كه با یكدیگر بیشترین تقابل و تباعد را داشته باشند. درعین حال، توجه داریم كه،واقعاً و در مقام عمل، چه بسا مصادیق این دو تلقى تا بدان حد كه تصویر خواهیم كرد با یكدیگر ناسازگار و از یكدیگر دور نباشند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: «سیمون وی» به عنوان یك نویسنده معنوی گرا و پایبند به دین مسیح اما گریزان از كلیسا شناخته شده است كه از او به عنوان «عذرای چپی» و «قدیسی كاتولیك در بیرون كلیسا» نیز یاد كرده‌اند. «نامه به یك كشیش»، از میان آثار سیمون وی، نخستین اثری بود كه از او به زبان فارسی ترجمه شد. آنچه در پی می‌آید مقدمه‌ی بسیار روشنگر، نكته بینانه، و دل انگیز مصطفی ملكیان، بر این كتاب می‌باشد كه در آن، پس از ترسیم چهره تابناك این نماد پاكی و پارسایی، درون مایه «نامه به یك كشیش» را در هشت محور و صدو بیست بند آورده است.

سیمون وی در محیط خانوادگی‌ای زاد و بالید كه فرانسوی ـ یهودی، فرهیخته، و متعلق به طبقه متوسط بود. در این محیط، از تعلیم و تربیتی بسیار ممتاز و والا برخوردار شد و مخصوصاً درباره فرهنگ و هنر و ادب یونان و روم باستان و در باب اندیشه‌های اخلاقی بسا چیزها آموخت. علاوه بر اینكه «زبانهای یونانی، لاتین، سنسكریت و چند زبان جدید» را بخوبی یاد گرفت، مطالعات و تحقیقات فراوانی در زمینه اخلاق، «فلسفه، ادیان غربی و شرقی، علوم تجربی، ریاضیات، ادبیات» و تاریخ داشت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

«مرگ، به خود مناز،

ترا زورمند و مهیب خوانده‌اند، اما چنین نیستی،

زیرا، مرگ بیچاره، آن كسان كه تو گمان می‌بری برمی‌اندازی

نه آنان می‌میرند، نه ترا یارای كشتن من است...

تو بنده تقدیر و صُدفه و شاهانی و آنان كه نومید از حیلتی دست به شمشیر می‌برند؛

تو همخانه‌ی زهر و جنگ و بیماری و رنجی.

تریاك و طلسم نیز ما را به خواب می‌برند

و بسیار به از تو.

پس غره مشو.

خوابی كوتاه و سپس جاودانه دیده می‌گشاییم

و دیگر مرگ نخواهد بود.

مرگ، تو خواهی مرد.»

 

استاد فرزانه؛ جناب آقای مصطفی ملكیان

ضایعه‌ی درگذشت مادر گران‌قدرتان را به شما و خانواده محترم تسلیت می‌گوییم و از خداوند بزرگ می‌خواهیم كه تحمل این اندوه گران را بر شما، پدر بزرگوارتان، خواهران، برادران و دیگر بازماندگان آسان گرداند.

ایدون باد!

+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: یكى از بزرگ‌ترین پرسش‌هاى بشر ـ و به گفته بعضى از فیلسوفان بزرگ‌ترین پرسش بشر ـ پرسش از معناى هستى به نحو عامّ و معناى زندگى بشر به نحو خاصّ و معناى زندگى خود فرد به نحو اخصّ است. متن زیر گفتگویی است با مصطفی ملکیان، که به پاره اى از سؤالاتى كه درباره معناى زندگى قابل طرح می باشد، در شماره ۲۹-۳۰ مجله نقد و نظر پاسخ داده است. گفتنى است كه در این پرسش‌ها معناى زندگى به هدف زندگى تفسیر شده است.

 

نقدونظر: آیا لزومى دارد كه كل زندگى آدمى هدفى داشته باشد؟ چرا؟

ملكیان: اگر مراد از «لزوم» ضرورت منطقى باشد، باید گفت كه هیچ لزومى ندارد كه كلّ زندگى آدمى هدفى داشته باشد، خواه «زندگی» را به معناى وجود قرین حیات فردى بگیریم و خواه به معناى شیوه ى زیستن. زیرا زندگى بیهدف مفهومى متنافى الاجزاء نیست. و اگر مراد از «لزوم» ضرورت اخلاقى باشد، پاسخ این پرسش را بعضى از فیلسوفان اخلاق مثبت و بعضى منفى میدانند; و، به گمان من، باز، باید گفت كه پاسخ منفیست. دلیلى اقامه نشده است بر اینكه آدمى اخلاقاً موظّف و مكلّف است به اینكه كلّ زندگیش را در خدمت یك هدف قرار دهد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 

اشاره: پیشتر در این پست و پست بعدی، دو گزارش (۱ و ۲) از این سخنرانی درج شده بود. اکنون (۲/۵/۸۷) این پست با اقتباس از وبلاگ نیلوفر (۱، ۲، ۳ و ۴) به‌روز شده است.

درج نخست: فصلنامه مدرسه، شماره سوم

خشونت عشق، خشونت نفرت

نکاتی که در این نوشتار خواهد آمد، در واقع بیان کننده سه مطلب کلی است. مطلب اول این است که که به لحاظ روان‌شناختی و به لحاط اخلاقی هم در «عشق» خشونت هست و هم در «نفرت». بنابراین، ما فقط «خشونت نفرت»، یعنی خشونت برخاسته از نفرت نداریم، بلکه نوعی «خشونت عشق»، یعنی خشونت برخاسته از عشق هم متصور است. اگرچه این امر متناقض‌نما (paradoxical) می‌آید که عشق خشونت‌زا باشد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

نسخه‌ی PDF

اشاره: ارائه‌ی تلقی‌های نو از مسائل دینی و از جمله واقعه‌ی كربلا چندی است كه دغدغه‌ی ذهنی اندیشمندان و روشنفكران دینی معاصر ما قرار گرفته است. مطلب زیر گزارشی است از سخنرانی مصطفا ملکیان در سومین شب از همایش «تلقی‌های نو از عاشورا»، که در فروردین سال هشتاد و با عنوان «تلقی اخلاقی و معنوی از عاشورا» ایراد گردیده‌است.

استاد ملكیان در این سخنرانی ابتدا به دو مشكل كه سخن گفتن از واقعه كربلا و بُعد اخلاقی اصلاح‌گری امام حسین را سخت می‌كند اشاره كرد و گفت: نخست آنكه بیشتر آنچه ما درباره واقعه كربلا شنیده‌ایم چیزهایی است كه اتفاق نیفتاده و كسی كه بخواهد در این باب سخن بگوید باید اهتمام اولش نفی این شنیده‌ها باشد. دوم آنكه در طول تاریخ تشیع و بخصوص در چهارصد سال اخیر آنقدر سوءاستفاده از نام حسین بن علی صورت گرفته كه همیشه گوینده‌ای كه بخواهد در این باره سخن بگوید موانع عاطفی زیادی بین خود و مخاطبان خود می‌بیند، و این موانع عاطفی پس از انقلاب نیز بیشتر شده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 

اشاره: آيا بشر امروز از بت‌پرستى عبور كرده‌است؟ مصطفى ملكيان در نوشتار كوتاه حاضر، با اشاره و تأكيد بر گوهر بت‌پرستى نشان مى‌دهد كه بت‌پرستى در روزگار ما همچنان زنده‌است. او از ميان مصداق‌هاى فراوان بت‌پرستى، سراغ علة‌العلل و شاخص‌ترين مصداق بت‌پرستى مى‌رود. يعنى: عقيده‌پرستى. و آن را رقيب و خصم خداپرستى مى‌خواند و مؤمنان را فرامى‌خواند كه اگر مى‌خواهند پاس ايمان و توحيد خود را داشته باشند از افتادن در دام عقيده پرستى حذر‌ كنند. ملكيان اين نوشتار كوتاه را براى مطلع سومين شماره نشريه «ناقد»، نشريه تخصصى الهيات و فلسفه نگاشته است.

***

اريش فروم (Erich Fromm)، روانكاو و فيلسوف اجتماعى آلمانى‌تبار آمريكايى (۱۹۸۰ ـ۱۹۰۰) (دركتاب روانكاوى و دين) به حق، معتقد است كه ذات و لب لُباب بت‌پرستى چيزى‌نيست جز مطلق دانستن امور مقيد و مشروط، كامل انگاشتن جنبه‌هاى ناقص جهان و تسليم به آن امور و جنبه‌هاى به مقام خدايى رسيده.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

نسخه‌ی PDF

یكى از موضوعاتى كه از دیرباز و بویژه در دوران اخیر، همواره ذهن و ضمیر اندیشمندان را به خود مشغول داشته است، ربط و نسبت دین ـ در تمام ابعاد و ساحتهایى كه براى آن مى توان تصور كرد ـ با انگاره عقل و عقلانیت است. عرصه دین پژوهى آكنده از پرسشهاى نو به نو و گونه گون در این زمینه است. فصلنامه‌ی نقد و نظر (شماره 25- 26 ) پاره اى از این پرسشها را با استادان فرهیخته: على عابدى شاهرودى، مصطفى ملكیان و محمد لگنهاوسن در میان گذاشته كه در اینجا پاسخ‌های مصطفی ملكیان به سوالات این مجله در پی می‌آید.

نقدونظر: آیا عقاید دینى از عقلانیت بهره ورند؟ اگر بلى، آیا این تنها به معناى سازگارى (Consistency) درونى شان است یا، بالاتر از این، قابل اثبات عقلى نیز هستند؟

ملكیان: ابتداً، و بر سبیل مقدمه، مى توان گفت كه (عقلانیت) به معناى تبعیت كامل از استدلال صحیح است (و مراد من از (عقلانیت) همین معناست); و از آنجا كه به نظر مى رسد كه استدلال ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هفدهم دی 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

سخنى در باب خاستگاه درد و رنج‏هاى بشرى

نویسنده: مصطفى ملكيان

منبع: فصلنامه هفت آسمان، شماره 24

 

اشاره

اين مكتوب، به گزارش و تحليل آراء كسانى مى‏پردازد كه همگى به وجود يك امر واحد، به عنوان علة‏العلل و يگانه خاستگاه همه درد و رنج‏ها قائلند و، در پى اين اتفاق‏نظر، اختلاف‏نظرشان بر سر اين است كه آن امر واحد كدام است.

مى‏توان گفت كه در اين باب، هشت رأى مختلف وجود دارد. از اين هشت رأى، چهار رأى در دوران سنت و در دل سنت‏هاى دينى بزرگ شرق و غرب پديد آمده‏اند، وچهار رأى ديگر دردوران تجدّد وازدل رويكردهاى‏انسان‏گروانه متأخرسربرآورده‏اند. نويسنده در بازگفتِ اين هشت رأى، نخست به چهار رأى سنتى، اعم از غربى و شرقى، مى‏پردازد، و سپس به چهار رأى انسان‏گروانه معاصر.

 

به نظر مى‏رسد كه تجربه هر فرد انسانى، در طول عمر خود، و نيز تجربه نوع انسان، در طى تاريخ، گواه آنند كه زندگى بشر تقريبا هميشه، در همه جا، و در هر وضع و حالى توأم با درد و رنج بوده است ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 

1. اين پرسش كه: «آيا مي‌توان در جامعة ايران از پديده‌اي به نام "جنبش زنان" سخن گفت؟» يا، به عبارت ديگر، «آيا پديده‌اي به نام "جنبش زنان" در ايران وجود دارد يا نه؟» پرسشي است ناسودمند؛ زيرا لفظ و مفهوم «جنبش زنان» از الفاظ و مفاهيم نظري (theoretical terms) و انتزاعي است و جامعه‌شناسان از اين لفظ و مفهوم تعريف واحدي ارائه نكرده‌اند و، بنابراين، بسته به اين‌كه پاسخ‌دهنده از لفظ «جنبش زنان» چه معنايي فهم يا اراده كرده باشد، پاسخ مي‌تواند مثبت يا منفي باشد و، مهم‌تر اين‌كه، پاسخ‌هاي مثبت يا منفي‌اي كه پاسخ‌دهندگان مختلف مي‌دهند، در بسياري از موارد، حاكي از اختلاف نظر واقعي‌شان در باب يك وضع و حال (state of affairs) يا رويداد (event) يا فرآيند (process) به نام «جنبش زنان» نيست، بلكه نشان‌دهندة نزاع لفظي‌شان بر سر مفهوم و مراد از لفظ «جنبش زنان» است. پرسشي كه چنان تنسيق شود كه پاسخ‌هاي متفاوت به آن لزوماً به معناي اختلاف نظر واقعي پاسخ‌دهندگان نباشد و فقط به اين معنا باشد كه پاسخ‌دهندگان، از لااقل يكي از الفاظ به‌كاررفته در آن پرسش، معناي مختلفي فهم يا اراده مي‌كنند پرسش ناسودمندي است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384  توسط اکبر داستان‌پور  |