تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

با سپاس از حمید قاسمی

که مطلب حاضر را تهیه و ارسال نمودند.

                                                                       

منبع: ماهنامه آیین، شماره شانزدهم، مهر 1387

مصطفی ملکیان

یکی از بحث‌های بسیار مهم و حیاتی امروز، ارتباط دین و اخلاق است. اگر بخواهیم به‌طور سیستماتیک در این مورد بحث کنیم، باید اشاره کنیم اعتقاد کسانی بر این است که دین و اخلاق با هم ارتباطی ندارند، چون اصولا هر دو یک چیزند. این گروه به هویت(1) دین و اخلاق حکم کرده‌اند و هر دو را یک گرایش دانسته‌اند. به‌نظر می‌رسد کسانی که آیین کنفوسیوس را قبول دارند، کاملا به این گرایش معتقد باشند که دین همان اخلاق است و اخلاق همان دین. در غرب متفکری به نام پارکر به این عقیده قائل بود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

روش‌شناسی در علوم سیاسی

منبع: فصلنامه‌ی علوم سیاسی، شماره‌ی ۱۴، تابستان ۱۳۸۰

مصاحبه با مصطفی ملکیان

اشاره: این گفت‏وگو به همت پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام صورت پذیرفته، و آقای سید صادق حقیقت آن را بازنویسی کرده است. پیش از این در شماره‏های 7 و 9 نیز گفت‏وگوهایی در زمینه موضوع مذکور شده بود.

با تشکر از این‏که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، به‏عنوان مقدمه، این سؤال را مطرح می‏کنیم که اصولاً تفاوت «رهیافت» و «رویکرد» چیست؟ و آیا Attitude امری شخصی و Approach امری غیرشخصی است؟

استاد ملکیان: براساس ریشه کلمه Attitude من آن‏را به رهیافت و Approach را به رویکرد معنا می‏کنم، هرچند برخی افراد برعکس ترجمه کرده‏اند. بر این اساس رهیافت همیشه ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۸۴۲ - یکشنبه ۱۰تیر ۱۳۸۰

مصطفی ملکیان

ما در مواجهه با فلسفه غرب، به قول جامعه‌شناسان، دستخوش «تأخیر فرهنگی» شده‌ایم. تأخیر فرهنگی، یعنی اینکه مجموعه‌یی از تفکر و آرا و سخنانِ دانشمندان در جایی از دنیا گفته شود ولی تا این آرا و نظرات به گوش ما برسد، مدت زیادی طول بکشد. بنابراین، ما با پاره‌یی از مردمان این روزگار به‌لحاظ زمانی و تقویمی در یک زمانیم ولی از لحاظ فرهنگی در یک زمان به‌سر نمی‌بریم. این تأخیر فرهنگی، موجب عوارضی هم در مسائل مختلف شده است. اینکه می‌بینیم امروزه، در کشور ما چیزی به نام «کلام جدید» متداول شده است، ناشی از قطع رابطه فرهنگی ششصد تا هفتصد ساله ما با دنیای غرب است. در این مدت، کلام در غرب لحظه‌به‌لحظه تطور پیدا کرده است. غربی‌ها وقتی به کلام خود نگاه می‌کنند، چیز جدیدی در کلام نمی‌بینند، چون این تغییرات طبیعی و به‌آهستگی انجام شده است. اما، ما که ششصد سال است این کلام را ندیده‌ایم، برای ما جدید است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  |