تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

در حاشیه: امروز سه‌سالگی وبلاگ ما و شماست. که به‌شکرانه‌ی آن، رختی نو پوشاندیمش. ناسپاسی است اگر نگوییم: این وبلاگ رشد و نشاط خویش را مدیون یاری بی‌دریغ شماست.

                                               

زمانیان: جلسه‌ای در موسسه‌ی معرفت و پژوهش در اواخر اردیبهشت ۱۳۸۷ برگزار گردید. در این جلسه آقای ملکیان طی صحبتی کوتاه به موضوع جدید و درخور اهمیتی با عنوان حکمت «به من چه؟» پرداخت. گزارش این سخنرانی را در این پست، جهت اطلاع دوستان می‌آورم. امید است مقبول افتد.

در زمین دیگران خانه مکن              کار خود کن کار بیگانه مکن

آقای ملکیان در ابتدای صحبت خویش و برای پرهیز از اشتباه در فهم حکمت «به من چه؟» این مفهوم را از آن چه معمولاً در افواه عمومی گفته می‌شود، جدا کرد. به‌تعبیر ایشان، این «به من چه؟» با آن‌چه که از سوی بعضی از مردم که برای عدم مشارکت در امور اجتماعی عنوان می‌کنند، متفاوت است. این «به من چه؟» که نسبت به احوال همسایه و دیگران بی‌تفاوت باشیم امری ناپسند و توصیه‌نشدنی است. البته این تلقی مورد بحث نیست. بلکه «به من چه؟» مورد نظر تلقی بسیار عمیق و معنوی از جهان است که در بسیاری از عرفا و متفکران ژرف‌اندیش در طول تاریخ دیده شده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

به مناسبت صدمین روز درگذشت مهندس محمد رضوی

با سپاس ویژه از وبلاگ حرمان

منبع: روزنامه‌ی اعتماد، شماره ۱۷۲۱، پنجشنبه ۲۰تیرماه ۱۳۸۷

مصطفی ملکیان

نمیدانم حدیث نامه چون است        همی بینم که عنوانش به خون است

۱- شکیبایی چست؟ توانایی اینکه آنچه را ناگوار است، بی شِکوه و شکایت، تاب آوریم.  پس: الف) شکیبایی توانایی است، نه ناتوانی؛ قدرت است، نه عجز؛ قوت است، نه ضعف. ب) چون آنچه برای من ناگوار است چه بسا برای تو گوارا باشد و، بالعکس، آنچه برای تو گوارا است برای من ناگوار باشد، یعنی چون گوارایی و ناگواری یک چیز، امری انفسی (subjective) است، هر کس به شمار چیزهایی که برای او ناگوارند مجال و زمینه ی شکیبایی مییابد. ج) شِکوه و شکایت چه از انسان یا انسانهای خاصی باشد، چه از خود، چه از خدا، چه از کائنات، چه از سرنوشت و قضا و قدر و تقدیر، چه از دهر و روزگار، چه از شیطان، چه از دنیا، و چه از... با شکیبایی سازگار نیست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

سخنرانی مصطفی ملکیان، مشهد، مهرماه ۱۳۸۶

با سپاس از وبلاگ وبلاگ نیلوفر

که امکان دسترسی به تصویر این مطلب را فراهم آوردند.

منبع: ماهنامه‌ی آیین، شماره‌ی سیزده و چهارده

آیا جامعه اخلاقی قابل طرح و اجراست؟ چگونه؟ برای آن‌که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهم که «چه ا نسانی را می‌توان انسان اخلاقی دانست.» ناگزیرم پنج مقدمه را ذکر کنم. مقدمه اول: چه انسانی را باید مفهوماً اخلاقی خواند؟ وقتی می‌گویید کسانی اخلاقی زندگی می‌کنند، طبعاً به این معنی است که کسانی هم هستند که اخلاقی زندگی نمی‌کنند. آن‌گاه این سؤال پیش می‌آید که ایضاح مفهومی اخلاقی زیستن و اخلاقی نزیستن، چگونه باید انجام گیرد. مجوز اطلاق لفظ اخلاقی بر انسانی و لفظ غیراخلاقی بر انسانی دیگر آن‌است که اول توانسته باشیم اخلاقی بودن را – وقتی صفت انسانی قرار می‌گیرد – ایضاح مفهومی کنیم. گاهی افعال، اخلاقی یا غیراخلاقی تلقی می‌شوند، مثلاً گفته می‌شود دروغ‌گفتن غیراخلاقی است و راست‌گفتن اخلاقی است و گاهی هم گفته می‌شود نهاد برده‌داری یا نهاد ربا غیراخلاقی‌‌اند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصاحبه‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی دوم

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی ۱۱۸

... در معرفت‌شناسی، نه قائل به مبناگروی (foundationalism) هستم و نه قائل به سازگارگروی (coherentism)، بلکه قائل به منظرگروی (perspectivism) هستم یا به تعبیر دیگری بافت‌گروی (contextualism). بنابراین، قائلم سخنی که هر فردی می‌گوید از منظر خاصی بیان می‌شود. هیچ‌کسی بر پشت‌بام عالم ننشسته تا از آن بالا به همه چیز نگاه کند ....

... مشکل فقط وقتی است که گفت‌وگو یا استدلالی بودن پذیرش‌ها و وازنش‌ها در گفت‌وگو انکار شود. اگر یکی از این دو مورد انکار واقع شد، البته روشن است که چه چیزهایی جایگزین خواهد شد. وقتی شما گفت‌وگو یا استدلال در گفت‌وگو را نپذیرید، باید به دو چیز تن دهید: خشونت و فریبکاری ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هشتم تیر 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  |