تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

گفتگو‌ی محمدحسین صبوری با مصطفی ملکیان

پاره‌ی نخست

با سپاس از عبدالله یوسف‌زادگان

که تصویر این مصاحبه را ارسال نمودند.

منبع: مجله‌ی زنان، شماره‌ی 117

شاید بتوانیم پرسش‌هایمان را به سه پرسش، که امروزه برای ما اولویت بیشتری دارند، تقلیل دهیم: نخستین پرسش به کیفیت انتقال مفاهیم و محصولات تفکر فمینیستی به ایران باز می‌گردد. به‌نظر می‌رسد این انتقال، چندان که باید، درست صورت نگرفته است.

درباره نحوه ورود مباحث فمینيستی (زنانه‌نگرانه) به ایران البته اشاره شما اشاره درستی است؛ شاید نحوه ورود این مباحث کاملاً قابل دفاع نباشد. به‌نظر من، در این نحوه ورود دست‌کم باید به دو نکته توجه کرد: نکته اول اینکه تقریباً همه نویسندگان فمینيست در غرب، که عمدتاً زن هم هستند، نگرش فرهنگی پساتجدگرایانه (postmodernesic) دارند و طبعاً همان ویژگی‌ای در نوشته‌های این نویسندگان وجود دارد که در نوشته‌های همه نویسندگان پست‌مدرن به چشم می‌خورد. آن ویژگی عبارت است از نوعی ابهام، ایهام و پیچیدگی، نوعی واضح نکردن مدعیات و متمایز کردن ادله که در نوشته‌های پست مدرن عموماً و در نوشته‌های فمینیست‌ها خصوصاً وجود دارد.
ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: پیش‌تر در این پست، لینک به دو گزارش (۱ و ۲) از سخنرانی مصطفی ملکیان در کنگره‌یِ بين المللي هشتصدمين سال تولد مولانا، درج شده بود. سه یادداشت اول در بخش نظرات، ناظر به همین لینک‌هاست.

فایل صوتی این سخنرانی به‌کمک جناب پانویس در اختیار واله دقیقی قرار گرفت و ایشان زحمت طاقت‌فرسای پیاده کردن این سخنرانی را پذیرفتند و به‌انجام رساندند. از هر دو بزرگوار بسیار سپاسگزاریم.

مصطفی ملکیان

دوشنبه، هفتم آبانماه ۱۳۸۶

1. ابتدا پنج مدعای اصلیِ سخن خود را عرض می‌کنم و بعد با توجه به فرصتی که در اختیار دارم به این مدعیات می‌پردازم.

1.1. مدعای اول من این است که می‌توان پنج رویکردِ مختلف به سنت‌های دینی داشت که البته تعداد این پنج رویکرد از طریق استقراء به‌دست می‌آید.

هرکسی در هر سنت دینی که زندگی می‌کند و به هر دین و فرهنگ دینی که تعلّقِ خاطر و التزامِ نظری و عملی دارد، می‌تواند یکی از این پنج رویکرد را، که خواهم گفت، داشته باشد.

1.2. مدعای دوم این است که از میان این پنج رویکرد، سه رویکرد اول مجالی برای گفتگوی میانِ ادیان و مذاهب باقی نمی‌گذارند و فقط رویکردهای چهارم و پنجم این امکان و مجال را فراهم می‌آورند. بنابراین کسانیکه به یکی از رویکردهای اول تا سوم قائلند و به آن به‌جد التزام می‌ورزند، راه را بر گفتگوی میان دین خویش و سایر ادیان برمی‌بندند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  توسط عليرضا محمدي زاده  |