تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

منبع: بانگ آب؛ دریچه‌ای به جهان‌نگری مولانا / سودابه کریمی – نشر شور، ۱۳۸۴ – صفحات ۹ تا ۲۳

مصطفی ملکیان

بی‌شك، مولانا جلال الدین بلخی رومی نه فقط به وجود خدا عقیده‌ی راسخ دارد، بلكه جهان‌نگری خود را در پیرامون كانونی كه نامش "خدا" است متبلور می‌سازد. از این رو، می‌توان كل جهان‌نگیری او را در مجموعه‌ی پاسخهایی دانست كه وی به پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند می‌دهد. به گمان نگارنده، می‌توان به مجموعه‌ی پرسشهایی كه درباره‌ی خدا پرسیدنی‌اند سامانه‌ی منطقی ای داد، و این نوشته، پیش و بیش از هر كار دیگر، در صدد ارائه‌ی این سامانه‌ی منطقی است. برای كشف جهان‌نگری مولانا كافیست كه جوابهای او را به این منظومه‌ی سوالات بیابیم:[1]

1. آیا لفظ "خدا" (و معادلهای آن در دیگر زبانهای جهان)، در عالم واقع، به وسیعترین معنای این اصطلاح، مصداق دارد یا نه؟ اگر پاسخ منفیست، یعنی  خدا اسمیست بی مسمّا و، در عالم و واقع، موجودی وجود ندارد كه بتوان این نام را به او داد، چرا كه اكثر قریب به اتفّاق انسانها، در طول تاریخ، معتقد به وجود او بوده‌اند؟ یعنی چه علّتِ/عللِ غیر معرفتی موجب پیدایش تصّور خدا در اذهان و نفوس انسانها و موجب زایش تصدیق به وجود او شده‌ است/اند؟ 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: سایت رادیو زمانه، مورخ ۱۶ خرداد ۸۶

سعید شکیبا، همکار رادیو زمانه،‌ درحاشیه‌ی نشست ابن عربی که چند روز پیش در تهران برگزار شد گفت‌وگویی با مصطفی ملکیان نویسنده، مترجم، و سردبیر مجله‌ی «ناقد» و از همه مهم‌تر یکی از برجسته‌ترین روشنفکران دینی در ایران داشت.

محققان عرفان‌شناس ایرانی معمولاً معتقدند، عرفان ایرانی که خصلت‌های انضمامی بسیاری دارد از جمله درشاخه‌ی خراسانش با مولانا به اوج رسید و به‌نوعی در شعر حافظ به تکامل هنری خود دست یافت و آن را از عرفان ایده‌آلیستی ابن عربی جدا می‌کنند و معتقدند ...

این‌که گفته‌اند عرفان خراسان بزرگ در مولوی به اوج رسید را کاملاً قبول دارم. اینکه گفته‌اند اوج هنری‌اش را در حافظ پیدا کرد، اصلاً قبول ندارم، چون حافظ اصلاً عارف نبود. حافظ شاعر بود، عارف نبود. بنابراین اصلاً اوج هنری مولوی در حافظ نیست، چون اصلاً حافظ یک دنیای دیگری دارد و مولوی یک دنیای دیگری. اما اینکه گفته‌اند...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

منبع: خبرگزاری مهر

با پذیرش تباین دینداری و تجدد، روشنفکری دینی بی‌معنا می‌شود

جلسه نقد و بررسی آرای ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته شب گذشته در محل جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد و دکتر سروش دباغ، استاد فلسفه اخلاق و از منتقدین آرای اخیر مصطفی ملکیان در این جلسه به نقد ۲ گزاره عنوان شده ار سوی ملکیان در باب دینداری و مدرنیته نشست.

وی با اشاره به چهار رابطه «عموم و خصوص من الوجه، عموم و خصوص مطلق، تساوی و تباین» میان دین و تجدد عنوان داشت: استاد ملکیان رفته رفته آرایی را طرح می‌کنند که مبتنی بر تباین این دو مقوله است.

                                                                                         

منبع: روزنامه‌یِ هم میهن، چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶

در باب گوهرهای مختلف دینداری و تجدد

نقد ملکیان متاخر

یاسر میردامادی: دکتر سروش دباغ، عضو انجمن حکمت و فلسفه ایران و پژوهشگر فلسفه اخلاق و فلسفه زبان، به دعوت مشترک سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد دفتر دانشکده پزشکی و مرکز فعالیت‌های قرآنی دانشجویان ایران در نقد نظریه مصطفی ملکیان در باب نسبت تجدد و دین، پنجشنبه ۱۷ خردادماه در سالن شورای مجتمع شریعتی این شهر سخن گفت، در شهری که مصطفی ملکیان و عبدالکریم سروش هر دو شاگردان و پیگیران بسیاری دارند و ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386  توسط اکبر داستان‌پور  | 

منبع: روزنامه‌یِ هم میهن، چهارشنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۸۶

سعید بابایی: انجمن جامعه‌شناسی ایران هشتم خردادماه جاری با همكاری دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همایشی یك روزه ترتیب داد با عنوان «علم بومی و علم جهانی: امكان یا ا متناع؟» این همایش به یادمان پروفسور سیدحسین العطاس جامعه‌شناس مالزیایی اختصاص داشت كه چندی پیش درگذشت.

مصطفی ملكیان:

علم بومی از دوجنبه قابل نقد است: یكی از جنبه نظری (معرفت‌شناختی صرف) و دیگری از جنبه عملی (اخلاقی). حاصل این دو نقد آن خواهد بود كه نه به لحاظ معرفت‌شناختی علم بومی قابل دفاع است و نه به لحاظ اخلاقی. به معنای دیگر نه می‌توان علم بومی داشت و نه حتی اگر چنین امری امكانپذیر بود، حق داشتیم علم بومی داشته باشیم.

مقدمتا نگاهی دارم به مراحل تحقیق علمی و امكان بومی بودن را در هر یك از این مراحل بررسی می‌كنم. به نظر می‌آید در زمینه علم باید سه مرحله را از هم تفكیك كرد. مراد من از علم، علم تجربی نیست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: همانگونه که مستحضرید اخیراً استاد ملکیان نشستی تحت عنوان «درد و رنج از دیدگاه مولوی و کی‌یرکگور» داشته‌اند که متاسفانه تنها گزارش‌هایی از آن به نشریات راه یافته است. لینک این گزارشات تقدیم می‌گردد.

 

خبرگزاری مهر، دوشنبه، ۷ خرداد

روزنامه‌یِ تهران امروز، پنجشنبه، ۱۰ خرداد، شماره‌يِ ۱۴۷ 

+ بارگذاری شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

درسگفتاری از استاد مصطفی ملکیان

همه چیز از درون تو برمی‌خیزد

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۷۰۳ - سال ششم - دوشنبه ۵ دی ۱۳۷۹

«غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم» چشمان خود را از آنچه خدا بر آن‌ها حرام کرده است فرو می‌بندند. توجه کنید که «غض بصر» غیر از «بستن چشم» است. در قرآن هم آمده که «غض بصر» داشته باشید. غض یعنی چشم را از جهتی که حرام است به جهت دیگر متوجه کنیم. معمولاً خواسته شده است که چشم فروهشته داشته باشیم و این به معنای غض است نه بستن چشم.

نکته‌ای را در مورد نگاه کردن باید متذکر شوم. این‌که گفته‌اند به نامحرم نگاه نکنید به این دلیل نیست که به نامحرم آسیب می‌رسانیم. نه، بلکه به خودمان آسیب می‌رسانیم. در مورد حجاب هم همین است. بعضی گمان می‌کنند وقتی حجاب را رعایت می‌کنند به دیگران خدمت می‌کنند. اما اینطور نیست. آن‌که لباس شایسته می‌پوشد به خود خدمت می‌کند. به همین صورت، آن‌که به نامحرم نگاه نمی‌کند، به نامحرم خدمت نمی‌کند، فقط او به خودش خدمت می‌کند. اگر ضرر می‌بینیم یا سود می‌بریم، از ناحیه خود و اعمال خودمان است. به این نکته باید خیلی توجه داشت که اگر ما آنچه را باید انجام دهیم، انجام دهیم و دایماً نگران باشیم که با خود چه می‌کنیم، دیگران هیچ ضرری به ما نمی‌زنند و شگفت اینجاست که ما اصلاً به ضررهایی که خود به خودمان می‌زنیم، توجه نداریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

یوسف‌زادگان عزیز را سپاس که لطفش دائم است.

منبع: کتابِ ایران در قرن بیست و یک

مصطفی ملکیان

با عرض سلام و ادب به محضر حضار گرامی؛ خواهران و برادران محترم و در دقایقی که در ‏محضر همه‌یِ پژوهندگان و اساتید هستم سعی می‌کنم با کمال افتخار و به‌روشنی نکات اصلی موضوع همایش را که قابل اندراج است عرض کنم. شکی نیست که در این فرصت اندک نه قصد تفصیل‌گویی و نه مجال تفصیل‌گویی برای بنده هست. از نظر بنده تنها امکان زندگی ‏موفق اعم از زندگی فردی موفق و زندگی جمعی موفق و موفقیت چه به‌لحاظ موفقیت در ‏زمینه‌یِ مسائل این جهانی و چه در زمینه‌یِ روحانی جز در سایه‌یِ جمع و تلفیق دو امر عقلانیّت و معنویّت امکان پذیر نیست.

‏به‌نظر می‌رسد که همه‌یِ تمدن‌هایی که در گذشته آمده‌اند و رفته‌اند و یا در حال رفتنند در ‏هیچ‌کدام از این‌ها توازن و تعادل درخوری درباره‌یِ معنویّت و عقلانیّت وجود نداشته است. یک ناظر بیگانه در برخی از این تمدن‌ها تفوق عقلانیّت بر معنویّت را می‌بیند و در برخی از تمدن‌های دیگر چیرگی معنویّت بر عقلانیّت، و به این حساب می‌شود گفت که یک راه تبیین شکست تمدن‌های گذشته، این است که بگوییم که شکست آن‌ها به این دلیل بوده است که نتوانسته‌اند میان عقلانیّت و معنویّت توازن درخوری پدید بیاروند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  |