تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

مباحث الفاظ اصول فقه در میان دانشهاى زبانى - مصطفى ملكیان

پاره‌یِ نخست: جغرافیاى دانشهاى زبانى

منبع: نقد و نظر ـ شماره ۳۸-۳۷ - بهار و تابستان ۱۳۸۴

در این جُستار، غَرَض این بوده است كه جایگاه مباحث لفظى علم اصول فقه مسلمین در میان دانشهاى زبانى امروزین نشان داده شود. از آنجا كه نویسنده، على رغم كوشش بسیار، نتوانسته است جستار خود را در نوشته‌اى كه حجمش درخورِ طبع و نشر در یك شماره مجلّه باشد بگنجاند، لاجَرَم، آن را در دو بخش عرضه مى‌كند. «جغرافیاى دانشهاى زبانی»، كه بخش اوّل است، در این شماره‌ىِ مجله چشم به آفتاب مى‌گشاید و بخش دوم با عنوان «تبارشناسى مباحث لفظى علم اصول» تا شماره‌ىِ بعد در محاق مى‌نماید.

براى تعیین جایگاه مباحث لفظى (یا: مباحث دلیل لفظى) علم اصول فقه مسلمین در میان دانشهاى زبانى امروزین، لازمست كه دانشهاى زبانى امروزین را، لااقلّ به اجمال و تقریب، بشناسیم؛ و براى شناخت دانشهاى زبانى امروزین، باید شناخت دقیق ـ هرچند مختصر ـ‌ىِ از خود زبان داشته باشیم.

1. زبان را به صورتهاى بسیار متعدّدى تعریف كرده‌اند. براى مقصود ما، كافیست كه فقط به چند نُمونه از معروفترین تعاریف زبان نظرى بیفگنیم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

بخش پایانی - دین، شیوه‌های تبلیغی و كثرت‌گرایی

منبع: روزنامه خرداد، شماره ۲۵۷ – چهار‌شنبه ۵ آبان ۱۳۷۸

در جایی خوانده‌ام كه جامعه آمریكا، كه حكومتی غیردینی و سكولار دارد، مذهبی‌‌ترین و دیندارترین جامعه است. سوالم این است كه اولاً آیا این حرف درست است؟ و ثانیاً اگر درست است، این همه مفاسد و نابهنجاری‌هایی را كه از آنجا به‌گوش ما می‌رسد چگونه می‌توان توجیه كرد؟

● بله؛ من هم خوانده‌ام كه جامعه آمریكا مذهبی‌ترین و دیندارترین جامعه غربی است و تا آنجا كه به یاد دارم طرف مقایسه سایر جوامع غربی بودند، نه همه جوامع دنیا. این از قسمت «اولاً» سوالتان. و اما قسمت «ثانیاً»؛ من نمی‌خواهم بگویم كه این سخن درست است كه آمریكا مذهبی‌ترین جامعه هست یا نه. ولی اگر فی‌الواقع مذهبی‌ترین هم باشد باز این امر با آن به تعبیر شما، مفاسد و نابهنجاری‌ها منافات ندارد و برای اینكه این عدم منافات را خوب فهم كنیم باید توجه كنیم به اینكه اولاً: آمریكاییان مسیحی‌اند و بعضی از این مفاسد و نابهنجاری‌ها، كه مخصوصاً ما حساسیت خاصی نسبت به آنها داریم، در مسیحیت (لااقل مسیحیتی كه اكنون وجود دارد) مفسده و نابهنجاری نیست؛ گوشت خوك می‌خورند، چون در مسیحیت خوردن گوشت خوك حرمت ندارد. حجاب زنانشان مثل حجاب زنان ما نیست، چون در مسیحیت احكام حجابی مانند احكام حجاب اسلام وجود نداد. مشروبات الكلی می‌نوشند، چون در دینشان حرمت ندارد. حدود و قصاص و دیات ما را رعایت نمی‌كنند چون، به اقتضای دینشان، نباید رعایت كنند. ما حق نداریم كه بر اساس احكام فقهی دین خودمان اسلام، بر آنها حكم برانیم و درباره‌شان داوری كنیم؛ چون سخن بر سر این نیست كه آمریكاییان مسلمان‌ترین مردمند، بلكه بحث بر سر متدین‌ترین بودن آنان است. و متدین بودن هر كسی به این است كه به دین مورد اعتراف و قبول خودش ملتزم باشد. موسی به دین خود، عیسی به دین خود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از دوست نادیده، یوسف‌زادگان عزیز

كه متن حاضر را در اختیارمان نهاد.

 

منبع: ویژه‌نامه‌یِ «دینداری در عصر جدید»

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكی تهران

به كوشش مجید حاجی بابایی

اسفندماه 1379

1- آیا وجود شر در عالم با وجود خداوند قادر و توانا در تناقض نیست؟

همین كه شر در جهان وجود دارد، دلیل عدم وجود خدا نیست. من این اشكال را خیلی ساده‌تر و ریاضی‌وارتر بیان می‌كنم. اشكال این است كه درا دیان سه صفت برای خدا قائلند:

1- علم مطلق

2- قدرت مطلق

3- خیرخواهی علی‌الاطلاق

علم، قدرت و خیرخواهی خدا حد و نهایتی ندارد. حال سخن بر سر این است كه اگر خدا دارای این صفات می‌باشد، چرا شر و بدی در عالم وجود دارد؟ اگر بگوییم كه شر وجود دارد به خاطرآن‌كه خدا نمی‌داند شر وجود دارد، در این صورت این مسأله با علم مطلق او سازگاری ندارد. اگر بگوییم كه شر وجود دارد خدا هم از آن خبر دارد ولی نمی‌تواند شر را از بین ببرد، ‌این مسأله با قدرت مطلقه‌یِ او نمی‌سازد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386  توسط عليرضا محمدي زاده  |