تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

 منبع: جزوه سه سخنرانی از استاد ملکیان، به همت عباس خسروی و

با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)

تدین تعقلی – پاره دوم

پرسش و پاسخ جلسه اول

آیا آنهایی که دیانتشان به تعبیر شما «سوار بر کشتی شدن» است، آیا آرامش، شادی و امید ندارند؟

پاسخ این سوال را در جلسه آینده خواهم گفت، سوال بسیار خوبی است، ایشان می‌گویند بعضی افراد که احساس می‌کنند دیانتشان «سوار کشتی شدن» است نه «شناگری»، اینها آرامش، شادی و امید دارند یا خیر، من در جلسه آینده بیان خواهم کرد که آرامش، شادی و امید دو شرط دارد: یکی اینکه آرامش، شادی و امید پایدار باشد و یکی اینکه بر اساس توهم نباشد، ما نمی‌خواهیم بر اساس توهم شاد باشیم، نمی‌خواهیم بر اساس توهم آرامش داشته باشیم و نمی‌خواهیم بر اساس توهم امیدوار باشیم، بلکه می‌خواهیم بر اساس حقیقت، آرامش، شادی و امید داشته باشیم، حضرت عیسی (ع) در انجیل از وی نقل است که «حقیقت نجات بخش است» و من این را اینگونه معنا می‌کنم که فقط حقیقت است که شادی، آرامش و امید پایدار و عمیق می‌آورد وگرنه، بله قبول می‌کنم که اگر شما مرادتان از آرامش، شادی و امید، حتی آن چیزی هم باشد که مبتنی بر توهمات است و حتی آن چیزی هم باشد که پایدار و عمیق نیست، آن وقت بعضی از افراد هم این آرامش، شادی و امید را هم دارند. این را انشاءالله در جلسه آینده توضیح خواهم داد.

برخی تجربه‌های دینی نیز به آدمی آرامش و راحتی خیال می‌دهد و یا انسان احساس نجات‌یافتگی می‌کند، آیا این با دیانت عقلانی که احساس شناگری است منافات دارد و در صورت منافات چه باید کرد؟


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

گفت وگو با مصطفی ملكیان

منبع: روزنامه شرق، سال سوم، شماره ۸۳۵، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۵

اشاره: مصطفی ملكیان همچون همیشه در این مصاحبه با سیاقی تحلیلی و در نهایت ایجاز به پرسش ها پاسخ گفته است. استاد اگر چه در سمینار سخنرانی ندارند، لطف كردند و دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتند.

صدرا ساده و فاطمه شمس

آقای ملكیان به نظر می رسد اگر در ابتدای بحث چكیده آرای خودتان را درباره نسبت كلی میان دین و مدرنیته بیان كنید برای شروع و طرح نكات جدید خالی از فایده نباشد.

من در ابتدا سه نكته ایضاحی را عرض می كنم:

نكته اول اینكه همیشه وقتی بحث در باب ارتباط دین و مدرنیته یا دین و تجدد درمیگیرد كسانی كه در این بحث وارد می‌شوند چه آگاه باشند و چه نباشند در واقع راجع به ارتباط دینداری و تجدد گفت وگو می‌كنند. اصلا در باب ارتباط دین و تجدد با یكدیگر، امكان گفت وگو وجود ندارد. به زبانی ساده‌تر، بحث بر سر این است كه آیا می‌توان هم دیندار بود و دین ورزید و هم متجدد بود و مدرن، یا نه بنابراین در تمام این گفت‌وگو هرجا نام دین آورده شود منظور، دینداری است و سخن از ارتباط دینداری و تجدد خواهد رفت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

منبع: کتاب هفته، شماره ۱۳

 

كتاب «افسون‏زدگى جديد» از دكتر داريوش شايگان؛ هندشناس و انديشمند معاصر در پى تبيين و شناخت فضاى جهانى شدگى برآمده است. شايگان كه در سير فكرى خويش، همواره با گذر از تجربه‏هاى گوناگون معنوى و فكرى روبه‏رو بوده، اكنون در اين كتاب آن‏چه را كه خود زيسته و به عينه دريافته با بهره‏گيرى از تازه‏ترين دستاوردهاى فلسفى و فكرى در جهان امروز، در برابرمان نهاده است. چندحس شدن آگاهى و قرار گرفتن ....

 

سؤال اول: كتاب «افسون‏زدگى جديد» به طرح و تبيين چه مسائلى پرداخته است؟

سؤال دوم: به نظر شما طرح چنين مسائلى از اين چشم‏انداز در هزاره جديد تا چه اندازه مى‏تواند راه‏گشا و مفيد براى جامعه ما باشد؟

پاسخهای دکتر مصطفى ملكيان

پاسخ سؤال اول: تلخيص كتاب «افسون‏زدگى جديد، هويت چهل تكه و تفكر سيار» و تعيين درونمايه‏هاى اصلى آن كارى چندان سهل و خرد نيست. بنابراين، آن‏چه در پى مى‏آيد فقط نشانگر كوششى تلقى كنيد كه در اين مهلت اندك براى تشخيص درونمايه‏هاى عمده اين كتاب در كار آمده است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اعتراض به انتشار عمومى كتاب تاريخ فلسفه غرب

منبع: کتاب هفته، شماره ۱۱

به تازگى كتابى چهار جلدى از شما تحت عنوان «تاريخ فلسفه غرب» منتشر شده است. بر جلد اين كتاب اسمى از شما برده نشد ولى در مقدمه كتاب آورده‏اند، اين كتاب مجموعه درس‏هاى شما در جمع دانش‏پژوهان پژوهشكده حوزه و دانشگاه است. البته اين كتاب همزمان با برپايى نمايشگاه بين‏المللى كتاب و در غرفه همين پژوهشكده در سطح وسيعى توزيع شد. مى‏خواستم نظرتان را پيرامون انتشار اين كتاب جويا شوم.

ماجراى تدوين اين كتاب و انتشارش ماجراى بلندى است. دقيقاً ده سال پيش در دفتر همكارى حوزه و دانشگاه كه امروز اسم آن به «پژوهشكده حوزه و دانشگاه» تغيير يافته است، سلسله درس‏هايى در باب فلسفه غرب ارائه دادم. مسؤولان آن دفتر از من خواستند كه براى طلاب و روحانيونى كه هيچ آشنايى با فلسفه غرب نداشتند، يك دوره تاريخ فلسفه غرب را به اختصار تدريس كنم.

                                                                                                                            

 پاسخ پژوهشكده حوزه و دانشگاه به گفت‏وگوى كتاب‏هفته با دكتر مصطفى ملكيان

منبع: کتاب هفته، شماره ۱۶

گفت‏وگوى استاد ملکیان با هفته نامه كتاب هفته )ش 11، ص 1 و 6) درباره درس گفتارهاى تاريخ فلسفه غرب بيانگر دغدغه جدى ايشان نسبت به رعايت ملاحظات علمى در نشر اين قبيل مباحث بود. اين دغدغه از هر نظر پذيرفته و محترم و توجه جدى به آن لازم و ضرورى است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

با سپاس از مهدی آشوری

که به لطف وی نشر مصاحبه زیر در این وبلاگ صورت بست.

توفیق قرین راهش!

گفت ‏وگوى كتاب هفته (حيدر طاهرى) با دكتر ملکیان

منبع: کتاب هفته، شماره ۱۰۵، شنبه ۲۱ دیماه ۱۳۸۱

براى آنهايى كه مباحث فكرى و چالش ‏هاى آن را در ايران تعقيب مى‏كنند، دكتر مصطفى ملکیان نامى آشناست. وى با مطالعه عميق در تاريخ فكر و فلسفه غرب و شرق و نيز شناخت دقيقش از الهيات و كلام جديد و آشنايى مؤثرش با علوم اسلامى و قرآنى، توانسته برخى از مفاهيم و مباحث مبتلا به جامعه امروز ايران را به علمى‏ترين شيوه و با زبان و بيانى همه‏ فهم انتقال دهد.

 

ترجيح مى‏دهم كه گفت‏وگوى حاضر را از عنوان كتاب اخيرتان؛ يعنى «راهى به رهايی» آغاز كنم. مى‏دانيم كه انسان معاصر جداى از هر فرهنگ، قوم، نژاد و جنسيتى برخوردار از يك دسته ارزش‏هايى است كه زير عنوان ارزش‏هاى جهان‏شمول تعبير مى‏شوند. اين ارزش‏ها را مى‏توان در ابعاد سياسى، اقتصادى، اخلاقى و فرهنگى جست‏وجو كرد. ... آنچه در اينجا در رابطه با عنوان كتاب شما پرسش‏برانگيز است، اين است كه آيا به‏زعم شما انسان معاصر عليرغم دستيابى به ارزش‏هاى يادشده، هنوز هم دچار كمبودها و خلأهايى است كه نيازمند رهايى باشد؟ آن خلأها و تنگناها كدامند و طريق رهايى از آنها چيست؟

به گمان من ارزش‏هايى كه زير عنوان ارزش‏هاى جهان‏ شمول به آنها اشاره كرديد، در ابعاد مختلفى اعم از حقوقى، اخلاقى و سياسى قابل بررسى و تحقيق هستند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: متن حاضر و قسمت‌های بعدی آن از روی «جزوه سه سخنرانی از استاد ملکیان، به همت عباس خسروی و با مساعدت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع)» تایپ و جهت نشر مهیا شده بود که به لطف دوست عزیزم مهدی آشوری، صفحات اندیشه هفته‌نامه طبرستان؛ شماره‌های 28، 29 و 30 به‌دستم رسید که در آن متنی از استاد تحت عنوان «معنویت و عقلانیت نیاز امروز ما» چاپ گردیده بود. با مطالعه آن دریافتم که همان سخنرانی «تدین تعقلی» استاد می‌باشد. اگرچه جزوه مذکور صورتی گفتاری دارد، اما به دلیل کاملتر بودن، آن را راجح دانستم.

 

تدین تعقلی - پاره نخست[1]                         مصطفی ملکیان

با عرض سلام و ادب به محضر همه خواهران و برادران گرامی، در دو جلسه‌ای که در خدمت سروران و دوستان عزیز خواهم بود، درباره «تدَین تعقلی» یا «دیانت‌پیشگی خردورزانه» نکاتی را که به عقل قاصر خودم رسیده است بیان خواهیم کرد. اما در ابتدا سه نکته مقدماتی را ذکر می‌کنم:

مقدمه اول: اینکه در پنج سال گذشته که از طرف بنده بحثی تحت عنوان «عقلانیت و معنویت» پیش کشیده شده است و ادعای اصلی این بحث، این بوده است که تنها چیزی که ما به آن نیازمندیم جمع «عقلانیت»[2] و «معنویت»[3] است و همه افراد، جامعه‌ها و تمدن‌هایی که یا عقلانیت را فدای معنویت کرده‌اند یا ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

نسخه‌ی PDF (یک و دو و سه)

 

 

دیوید ویگینز / ترجمه‌ى مصطفا ملکیان

منبع: نقد و نظر شماره‌ی 29 و 30 / بهار و تابستان 1382

 

 

12- اگر در ادبیات جدید و یک جریان وسیع از فلسفه‌ی جدید زمینه‌ی تفاهم مشترکى وجود داشته باشد که باید کشفش کنیم در همین جاست. آنچه فیلسوفان، و حتّا فیلسوفانى که در سنّت آفاقى گرایى قوام یافته اند، مدام بر آن تأکید ورزیده اند فقدان آن دسته از راه حلّ هاى یگانه و تصمیمهاى یگانه در امور عملى است که معرفتى گرایى خام وجود آنها را پیشبینى کرده است. این فیلسوفان، از این طریق، مبناى نظرى فراهم آورده اند براى چیزى که نویسندگان جدید (حتّا نویسندگان جدیدى که به خدا ایمان داشته اند). کمابیش، به عنوان خلائى در تجربه‌ی ما [آدمیان] از درک ارزش، احساس کرده اند، و، بیش از اینکه از آن به عنوان کثرت و فروکاهش ناپذیرى متقابل خیرات یاد کنند، آن را با تعبیر نیاز به هدف یا معنا یا کانون سامانبخشى که خود ما به زندگى میدهیم به بیان آورده اند. ذهن فقط پذیرنده نیست؛ فرافکننده هم هست.

در پایان [رمان تالستوى، با عنوان] آنّاکارنینا45، لوین46 با خود میگوید: صدر آینده همچنان از ایوان47 سورچى به خشم خواهم آمد و همچنان با این و آن بحثهاى بیهوده خواهم کرد و … اندیشه هاى خود را نابجا بیان خواهم داشت؛ مثل گذشته میان مصفّاترین بخش روحم و دیگران و حتّا همسرم دیوارى خواهم دید… امّاحالا دیگر، هرچه پیش آید و هرچه بر سر من آید، زندگیم، تمامى زندگیم، هر لحظه‌ی آن، مثل گذشته، بیمعنا نخواهد بود، بلکه حاوى معناى مثبتى از خوبى خواهد بود که من میتوانم در آن بنهم.ش48


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385  توسط محسن مومنی   | 

نسخه‌ی PDF  ( یک و دو و سه )

 

دیوید ویگینز / ترجمه‌ى مصطفا ملکیان

منبع: نقد و نظر شماره‌ی 29 و 30 / بهار و تابستان 1382

 

 بخش نخست

 

8- این نکته، حتّا اگر مایه‌ی نومیدى کسانى باشد که پنداشته اند که نظریه پرداز ارزش، به مَدَدِ فرااخلاق، میتواند یکراست به سوى موضع بیطرفى تمام عیار گام بردارد، ما را در جهت صحیح بازسازى نظریه‌ی غیر معرفتى قرار میدهد. در واقع، چهارچوبى که من پیش نهاده ام او را کاملاً قادر میسازد که جان کلام خود را طرح کند. و این کار را لااقلّ به دو شیوه‌ی متمایز میتواند انجام دهد. شیوه‌ی اوّل این چهارچوب را میپذیرد و شیوه‌ی دوم عملاً مستلزم این چهارچوب است.

در شیوه‌ی اوّل میتواند از زبان اشخاص مورد بررسى خود استفاده کند امّااندکى سختگیرانه تر از عموم آنان بیندیشد ( کما اینکه اخلاق پردازانى مانند کسى مثل سوئیفت33 یا آریستوفانس34 سختگیرانه تر از عموم مى اندیشند، یا هر نظریه پرداز اخلاقى چه بسا سختگیرانه تر بیندیشد) و، با این کار، بکوشد تا آنان را به نگریستن به خود وا دارد؛ و چه بسا موجب شود که آنان مشغله ها و علائق خود را به شیوه هایى نامعهود ببینند. استعاره‌ی بصرى اى هست که، در این مبحث، از استعاره‌ی نظرگاه بسیار سودمندترست...

 


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385  توسط محسن مومنی   | 

نسخه‌ی PDF  ( یک و دو و سه )

 دیوید ویگینز / ترجمه‌ى مصطفا ملکیان

منبع: نقد و نظر شماره‌ی 29 و 30 / بهار و تابستان 1382

 

 

هیچ کس، براى دست یازیدن به یک کار، به امید نیاز ندارد؛ و هیچ کس نیز به یمْنِ پشتکار کامیاب نمی‌شود.

                                                                                                              «ویلیام خاموش1 »

 

بقای ِ ابدى، پس از مرگ، از تحقّق بخشیدن به هدفى که این بقاء همیشه براى آن هدف در نظر گرفته شده یکسره ناتوان است. و گرنه آیا رازى با بقای ِ همیشگى ِ من گشوده می‌شود؟ آیا این حیات ابدى به اندازه‌ی زندگى کنونى ما راز نیست؟

                                                                                                               «ویتگنشتاین 2 »

 

1- حتّا اکنون، در عصرى که چندان مستعدّ راز آشنایى نیست، هستند کسانى که می‌پرسند: معناى زندگى چیست؟ و بسیارى از آنان این فرض ساده‌ی صغیر فلسفی را دارند که، در این زمینه، چیزى هست که میتوان و باید شناخت. (میتوان گفت که اینان، در باب این نوع پرسش، معرفتى گرایند3.) و بیشتر همین کسان این فرضِ به همان اندازه نسنجیده را نیز دارند که کلِّ موضوعِ معنای زندگى مستلزم پاسخى مثبت به این پرسش است که: آیا امکان دارد که بوضوح و صراحتاً صادق باشد که این یا آن چیز یا فعّالیت یا مشغله خوبست، ارزش دارد، یا به چیزى مى ارزد یا نه. و سرانجام، چیزى که از این نیز دشواریاب‌تر است اینکه فرضشان بر این است که مسائلى مانند مسأله‌ی معناى زندگى باید در زمره‌ی مسائل اصلى فلسفه‌ی اخلاق باشند. مسأله‌ی معنا داشتنِ زندگى و مسأله‌ی حقیقت در کانون فلسفه‌ی اخلاق، به صورت کنونى آن، قرار ندارند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385  توسط محسن مومنی   | 

اشاره: قسمت‌های اول و دوم این سخنرای در تاريخ 2/5/85 و 25/3/85 در وبلاگ منتشر گرديد. اینک قسمت سوم و پایانی آن ارائه می‌گردد و البته باز هم با تشکر ویژه از صادق کاشی.

مصطفی ملکیان

ورزه‌های لازم جهت عقلانی زندگی کردن:

اما عرض کردم یک قسمت دومی هم می‌خواهم در سخنم داشته باشم که حدس می‌زدم نتوانم به آن بپردازم. آن قسمت دوم این بود که اگر ما بخواهیم یک چنین عقلانیتی پیدا بکنیم چه چیزهایی را باید در درون خودمان بورزیم؟ چه ریاضت‌های روانشناختی باید بکشیم که بتوانیم عقلانی باشیم؟ چون صرف اینکه آدم بداند عقلانیت نظری این مولفه‌ها را دارد و عقلانیت عملی این مولفه ها را، نمی‌تواند عقلانی شود. این را می‌خواستم توضیح بدهم که متاسفانه وقت اجازه نمی‌دهد. ولی اجمالاً عرض می‌کنم که به نظر می‌آید برای اینکه ما بتوانیم این عقلانیت را داشته باشیم، باید هفت خصلت را در درون خودمان به لحاظ روانشناختی ایجاد بکنیم و به یک معنا هفت چیز را باید از درون خودمان ریشه‌کن کنیم. چون وقت اجازه نمی‌دهد، من این هفت چیز را تنها فهرست می‌کنم:

1. خودشیفتگی

اولین نکته این است که ما باید خودشیفتگی را در درون خودمان تضعیف کنیم. اینکه شیفته خودمان باشیم؛ عاشق خودمان باشیم، را باید در خودمان تا می‌توانیم ضعیف بکنیم. شخص خود‌شیفته نمی‌تواند عقلانی زندگی بکند. وقتی انسان خودشیفته است معنایش این است که عاشق خودش و هرچیز مربوط به خودش می‌باشد و یکی از چیزهایی که به خودش مربوط می‌شودف عقاید خودش است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

مصطفي ملكيان

منبع: خردنامه همشهري، شماره 5 - يكشنبه 1 مرداد ۱۳85 (با اندکی ویرایش)

 از من خواسته‌اند كه وضع روشنفكري ديني را نسبت به پديده‌اي به‌نام سنت تعيين كنم و در چند و چون ارتباط روشنفكري و سنت سخن بگويم. پيش از اين‌كه به اصل مسئله بپردازم، بايد براي اين‌كه در فضايي مه‌آلود و دستخوش ابهام و ايهام سخن نگفته باشم و كاملا مشخص باشد كه مدعايم چيست و ادله‌ام كدام است، الفاظي را كه در اين عنوان به كار رفته است، ايضاح مفهومي مي‌كنم. موضوع سخن روشنفكري ديني و سنت است و بدون ترديد، براي اين‌كه واقعاً بدانيم درباره چه‌چيز بحث مي‌كنيم، ابتدائاً شرح مفهومي الفاظ شرط لازم است، اگرچه شرط كافي نيست. بنابراين، به سنت و مراد خودم از آن در اين جلسه اشاره مي‌كنم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه ششم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: در تاريخ ۲۵/۳/۸۵ مطلبي با موضوع «عقلانيت 2» در وبلاگ منتشر گرديد و از دوستان درخواست شد در صورتيكه به پاره اول اين نوشتار دسترسي دارند ما را ياري نمايند. متاسفانه به صورت مكتوب آن، كه در روزنامه گلستان ايران نشر يافته بود دسترسي نيافتم اما به ياري و لطف دوست ناديده‌ام، صادق عزيز كه فايل صوتي آن را در اختيارم نهاد، در زير پاره اول خدمت دوستان ارائه مي‌گردد. از آنجا كه روزنامه گلستان ايران قسمت آخر سخنراني را نيز حذف كرده است اميد دارم كه آن قسمت نيز در پاره‌اي ديگر نشر يابد.

 

بخش اول: عقلانیت نظری                                        مصطفی ملکیان

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عرض سلام می‌کنم به محضر همه خواهران و برادران. در این چند دقیقه‌ای که در خدمت عزیزانم درباره عقلانیت و فقط درباره ایضاح خود عقلانیت نکاتی عرض خواهم کرد. درباره عقلانیت به عنوان بزرگترین و ارزشمندترین فضیلت ذهنی آدمی یا به تعبیر دقیقتری بزرگترین و ارزشمندترین فضیلت فکری - عقیدتی - معرفتی آدمی، از جنبه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی می‌شود سخن گفت. من به همه این جنبه‌ها و دیدگاه‌ها نمی‌پردازم؛ فقط از دو جنبه و دو دیدگاه می‌خواهم به مسئله عقلانیت بپردازم. به بعضی از مسائل و نکات بسیار مهمی درباره عقلانیت - که من به آنها نمی‌پردازم - فقط اشاره می‌کنم برای اینکه چه بسا خود دوستان ذهنشان برانگیخته شود و درباره آن نکات فکر کنند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |