تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

ابوالقاسم فنایی

در ابتدا لازم می دانم مراتب سپاس و تشکر خود را از آقایان داستانپور، مومنی، محمدی‌زاده و سایر عزیزانی که در وبلاگ معنویت و عقلانیت قلم می زنند و نیز گردانندگان این وبلاگ ابراز کنم.

هم چنین به آقای ابک به خاطر جستارهای خواندنی شان در معرفی و بازنگری انتقادی نظریه معنویت باید دست مریزاد گفت. نظریه معنویت آنگونه که در خور آن است قدر ندیده و تا به حال با بی مهری و کم توجهی اندیشمندان ایرانی مواجه بوده است، در حالی که این نظریه از جهات گوناگون شایسته توجه و نقد و بررسی است. و لذا ارزش کار آقای ابک دو چندان است. اما من در اینجا تنها میکوشم تا آنجا که محدودیتهای یک یادداشت اجازه میدهد در باب یک نکته توضیحی ارائه کنم.

به نظر من برداشت و تلقی آقای ابک از "تعمیم پذیری" نادرست است.

1) تعمیم پذیری، به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی یا به عنوان معیار تشخیص حکم اخلاقی موجه از حکم اخلاقی ناموجه قدمت بسیار دارد و بر خلاف ادعای آقای ابک این سابقه تاریخی به هر بر نمی گردد. رد پای این معیار را در بسیاری از متون اخلاقی کهن می توان یافت. برای مثال، حضرت علی (ع) در چند جای نهج البلاغه سخنانی دارند که مضمون آنها به روشنی بیان همین معیار است. یکی از آن سخنان این است: «کفاک ادباً لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک»، و دیگری این: «احبب لغیرک ما تحب لنفسک».


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385  توسط محسن مومنی   | 

گفت‌وگو با مصطفى ملكيان

بخش اول                منبع: روزنامه شرق، سال سوم، شماره۷۵۲ - شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵

آقاى دكتر ملكيان! به عنوان شروع بحث لطفاً بفرماييد منظور از كتاب دينى چيست و چه گروه از كتاب‌ها در زمره كتاب‌هاى دينى و مذهبى قرار می‌گيرند؟

به نظر من هر كتابى كه در مقام نظام‌مند كردن آموزه‌هاى دينى و مذهبى يا شرح و تفسير نظام‌هاى دينى و مذهبى يا استدلال به سود مدعيات دينى و مذهبى و يا جواب گفتن به اشكالات و انتقادات وارد بر آموزه‌هاى دينى و مذهبى بوده و يا آن‌كه در حال بررسى مشكلات عملى زندگى روزانه دينداران باشد كتاب دينى و مذهبى است و به اين مجموعه كتاب‌ها گاهى هم می‌توان نام كتاب‌هاى الهياتى داد. ديگر مهم نيست كه آن كتاب موضوع بحثش چه چيزى باشد به شرط آن‌كه، آن موضوع بحث هرچه كه هست به يكى از اين محورهاى پنج‌گانه‌اى كه عرض كردم ربط پيدا كند.

مخاطب كتاب‌هاى دينى يا الهياتى چه كسانى هستند. دينداران يا بی‌دينان؟

فكر می‌كنم مخاطب كتابى كه در زمينه دين و مذهب نوشته می‌شود همه انسان‌ها خواهند بود چه كسانى كه مومن و متدين‌اند و می‌خواهند ايمان خود را توسعه و تعميق كنند و بر دانش و معرفت خود نسبت به دين و مذهب بيفزايند و چه كسانى كه مخالف دين و مذهب‌اند، چه گروه سومى كه لاادری‌اند و در ميان دين و بی‌دينى هنوز سرگردانند و اتخاذ موضعى نكردند و چه كسانى كه مطلقاً دغدغه‌هاى آكادميك و نظرى دارند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 نویسنده: حمیدرضا ابک

 نظریه معنویت ملكیان (كه به سبب ارتباط فوق‌العاده وثیقش با عقلانیت، نظریه «عقلانیت و معنویت» هم نامیده شده است) تلاشی است برای پاسخ به همان پرسش بنیادین عالم اندیشه در سرزمین ما كه بالاخره دینداری ما مؤمنان را چه نسبتی با مدرنیته‌ای است كه فراایمان گرفته است؟ از این روست كه شاید بتوان این پروژه فكری را هم از مقوله نواندیشی دینی (البته معنای گسترده و عام آن) به شمار آورد. (ملكیان البته تلاشی برای جان دادن نظریه‌اش در ذیل یكی از مقولات كلان موجود در این عرصه نمی‌كند و البته در جایی انتقاد خود به این مقوله‌بندی‌ها را هم ذكر كرده است.)(1)

در تشریح محورهای مورد نظر هر نوشتار گفتنی است كه نوشتار اول این مجموعه، سعی در معرفی نظریه معنویت دارد. خواننده این مقاله ضرورت ارائه بحث معنویت را درك خواهد كرد و البته قصد و منظور ملكیان از معنویت را هم در خواهد یافت. در این نوشتار تلاش شده است تا دیدگاه ملكیان در قالب یك صورت‌بندی منطقی ارائه شود تا هم راه برای درك نظریه هموار شود و هم مسیر برای نقد آن راهوار. به همین دلیل ممكن است كسانی كه هیچ آشنایی‌ای با نظریه معنویت ملكیان ندارند، از اینجا صورت گرفته در ارائه موضوعات و تقسیم‌بندی‌های متعدد صورت پذیرفته در فرازهای بحث برنجند. هدف نوشتار دوم، اما روشن كردن نسبتی است كه معنویت با «عقلانیت»، «دین» و «اخلاق» برقرار می‌كند. در واقع این نوشته نشان می‌دهد كه ملكیان گا‌م‌هایی را برای تبیین جایگاه نظریه معنویت برداشته است و البته از دل همین تبیین است كه پرسش‌های پیشاروی ملكیان را برای شرح و بسط هر چه بیشتر نظریه آشكار می‌شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385  توسط اکبر داستان‌پور  | 

 منبع:ویژه‌نامه‌ی سنت‌گرایانِ مجله‌ی نقدونظر

شناخت و سنجش جریان‏های معاصر فرهنگی، اگرچه دغدغه نسل امروز ما است; ولی گام نهادن در مسیر این شناخت ‏بدون تامل نظری و كوشش در فهم آنها، تمنای محال است. از میان جریان‏های فرهنگی روزگار ما، سنت‏گرایی درخور توجه و تامل است. بر این روی نقدونظر، پرسش‏هایی را در زمینه‌ی یكی از جریان‏های سنت‏گرایی طرح كرد و خوان سخن را گسترد و آنچه در پی می‏آید پاسخ سه تن از اساتید است: غلامرضا اعوانی (استاد دانشگاه)، محمود بینا مطلق (استاد دانشگاه)، مصطفی ملكیان (استاد حوزه و دانشگاه).  

1 نقدونظر: مدعا یا مدعیات اصلی سنت‏گرایی (Traditionalism)، چیست؟ آیا سنت‏گرایان مدعا یا مدعیات اصلی خود را به عنوان اصل موضوع می‏پذیرند یا به مدد دلیل یا برهان، توجیه یا اثبات می‏كنند؟

اعوانی: بنده پیش از شروع بحث لازم است توضیحی درباره سنت و سنت‏گرایی از دیدی كه مورد نظر هست‏ بدهم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385  توسط محسن مومنی   | 

مصطفى ملكيان

بخش اول            منبع: روزنامه ایران، شماره ۳۱۹۲ - شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۴

آنچه در اين گفتار عرضه مى‌شود بررسى مشكلاتى است كه در باب سنجه‌هاى ديندارى و تعيين اين سنجه‌ها به لحاظ نظرى و مفهومى - و نه به لحاظ عملى - وجود دارد. پرداختن به اين موضوع، باتوجه به ادبيات و مكتوبات وسيعى كه در اين زمينه وجود دارد - اعم از روانشناسى دين، جامعه‌شناسى دين و تا حدى تاريخ اديان - حتى به صورت بسيار موجز دشوار است. با اين همه بدون پرداختن به جزئيات به پاره‌اى نكات كلى، در اين باب اشارت مى‌كنم. بديهى است كه پرداختن به فروع وجزئيات بحث در حوصله اين گفتار نمى‌گنجد وتنها كليات رئوس اصلى بحث مورد توجه قرار خواهد گرفت. به نظر مى‌رسد كه موانع و مشكلات مفهومى در اين بحث به طور كلى به چهار دسته قابل تقسيم است: ۱ - تعاريف دين، ۲ - انواع و اقسام دين، ۳ - انواع و اقسام ديندارى و ۴ - ملاك و معيار تشخيص ديندارى


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۸۹۶ - سال هفتم – دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۰

مصطفی ملکیان

اراده سومي كه انسان معنوي را از ما جدا مي‌كند اين است كه انسان معنوي بعد از اينكه مي‌گويد «من بايد خودم را بشناسم» و بعد از اينكه مي‌گويد: «من بايد خودم باشم»، مي‌گويد: «من بايد خودم را باشم». خودم باشم، غير از «خودم را باشم» است و خودم باشم يعني به هيچوجه اهل تظاهر نباشم، اما خودم را باشم يعني تمام توجهم معطوف به اين باشدكه من در چه كار هستم؟ من در چه حالتي هستم؟ من در چه وضعي دارم به سر مي‌برم؟ ما در واقع اينجور نيستيم؛ ما خودمان را نيستيم، يعني اينكه در فكرخودمان نيستيم. يك علامت در فكر خود نبودن همان است خودمان را نمي‌شناسيم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

 منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۸۹۵ - سال هفتم – یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۰

مصطفی ملکیان

می‌رسیم به بحث اصلی: بعد ارادی انسان‌های معنوی با انسان‌هایی كه معنوی نیستند، چه تفاوت دارد؟ یعنی انسان معنوی در پی چه چیزی است كه انسان‌های عادی در پی آن چیز نیستند؟ البته در این باره فراوان بحثها شده است. از قدیم‌الایام عارفان، بنیانگذاران ادیان و مذاهب، اشخاصی كه اهل معنا بودند در این باب سخن‌هایی گفته‌اند. اما چیزی كه به نظر من می‌رسد این است كه اگر بخواهیم تفاوت انسان معنوی با انسان غیرمعنوی را در بعد ارادی بازگو كنیم چهار تفاوت عمده را باید ذكر كنیم. اینكه می‌گویم بعد ارادی، برای این است كه هركدام از ما سه بعد داریم:

۱. بعد معرفتی یا عقیدتی و یا شناختی: یعنی مجموعه باورها، عقاید، آرا و افكاری كه داریم. خواه درست، خواه نادرست، خواه صواب و خواه خطا. مجموعه آنچه كه می‌دانیم یا گمان می‌كنیم می‌دانیم، مجموعه آنچه كه باور داریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  | 

اشاره: پیشتر گزارشی از این سخنرانی با عنوان « مدرنیته یک امر ذو مراتب است» منتشر شده بود.

                                               

به نقل از بخش اندیشه‌ی روزنامه‌ی ایران روزهای ۲/۲/۱۳۸۵ و  ۳/۲/۱۳۸۵

گروه اندیشه‌ی روزنامه‌ی ایران: «مدرنیته» ازجمله مفاهیمى است که امروزه در ادبیات علوم اجتماعى، علوم انسانى، هنر، دین، فلسفه و... دامن‌گستر شده و این تب استعمال، این مفهوم را به نوعى پریشانى دچار کرده است. به این اعتبار، ازچندى پیش «انجمن جامعه شناسى ایران»، بانى سلسله نشست هاى علمى در باب «ارزیابى مدرنیته» شده است. تاکنون دو نشست از این سلسله برنامه ها برگزارشده است. سخنران نشست نخست دکتر على پایا و سخنران دومین جلسه استاد مصطفى ملکیان بود

پیدایش مدرنیسم یا تجددگرایى درغرب را مى‌توان واکنشى برضد سنت و دین مسیحیت دانست. تکون تاریخى تجدد تکونى است، ذاتاً نافى غیر.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385  توسط محسن مومنی   | 

 منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۸۹۴ - سال هفتم – شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۰

مصطفی ملکیان

برای بحث فراگیر درباره «معنویت» و «انسان جدید» چند بحث مهم را میباید طرح كرد؛ اما من در این مجال به یكی از این مباحث می‌پردازم. با این حال، در آغاز بحث، ارائه‌ی تصویری دقیق، هرچند اجمالی لازم و مفید خواهد بود. به نظر می‌رسد كسانی كه می‌خواهند درباره «معنویت» و «انسان جدید» سخن بگویند باید این مباحث را ـ به ترتیبی كه خواهم گفت ـ مورد مطالعه قرار دهند. بحث اول «سرشت و چیستی معنویت» است. سر و راز معنویت چیست؟ آیا معنویت همان دین است؟ آیا معنویت همان عرفان است؟ در فضای مه‌آلود نمی‌توان درباره معنویت سخن گفت. باید كاملاً روشن كرد كه مراد از معنویت چیست. بنابراین، نخستین بحث درباره معنویت، چیستی معنویت و یا سرشت معنویت است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385  توسط عليرضا محمدي زاده  |