تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

نسخه‌ی PDF                            ظهور ويژگيهاى تازه‏اى از سنتى مستدام در پاسخ به تجدد

كريستين دبليو. ترول  / ترجمه مهرداد وحدتى دانشمند / منبع: فصل‌نامه‌ی نقدونظر، شماره‌ی ۱۹

1. توضيحات مقدماتى

معنويت آن جنبه از حيات فردى و جمعى است كه بيانگر رابطه آگاهانه‏اى است كه فرد، در ارتباط با امر متعالى، (the transcendant) دارد. پيش فرض اين مفهوم اين باور است كه امر متعالى وجود دارد و روح بشر مى‏تواند با او ارتباط برقرار كند. ديدگاه ماترياليستى، طبق تعريف، منكر وجود مصداقى براى معنويت است. با اين‏حال بسيار محتمل است كسانى كه با هيچ دين سازمان يافته‏اى مرتبط نيستند با امر مطلق، (the absolate) ارتباط برقرار كنند; خواه او را خداى متشخص بدانند، خواه ندانند. به همين علت مى‏توان راجع به معنويت افراد يا گروههايى از مردم كه در خارج ساختارهاى مذاهب سازمان‏يافته زندگى مى‏كنند سخن معنادارى به ميان آورد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384  توسط محسن مومنی   | 

«مرگ، به خود مناز،

ترا زورمند و مهیب خوانده‌اند، اما چنین نیستی،

زیرا، مرگ بیچاره، آن كسان كه تو گمان می‌بری برمی‌اندازی

نه آنان می‌میرند، نه ترا یارای كشتن من است...

تو بنده تقدیر و صُدفه و شاهانی و آنان كه نومید از حیلتی دست به شمشیر می‌برند؛

تو همخانه‌ی زهر و جنگ و بیماری و رنجی.

تریاك و طلسم نیز ما را به خواب می‌برند

و بسیار به از تو.

پس غره مشو.

خوابی كوتاه و سپس جاودانه دیده می‌گشاییم

و دیگر مرگ نخواهد بود.

مرگ، تو خواهی مرد.»

 

استاد فرزانه؛ جناب آقای مصطفی ملكیان

ضایعه‌ی درگذشت مادر گران‌قدرتان را به شما و خانواده محترم تسلیت می‌گوییم و از خداوند بزرگ می‌خواهیم كه تحمل این اندوه گران را بر شما، پدر بزرگوارتان، خواهران، برادران و دیگر بازماندگان آسان گرداند.

ایدون باد!

+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

اشاره: پیشتر در این پست گزارشی از این سخنرانی با عنوان «فلسفه اسلامی نیازمند ارائه یک نظام دقیق فلسفی است» منتشر شده بود.

منبع: روزنامه همشهری ـ چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۵

موضوع سخن بررسی روش‌شناختی فلسفه در دوران اسلامی است. قصد ندارم به تکرار مطالب گذشته بپردازم که مبتنی هستند بر شرح دوره‌های مختلف فلسفه اسلامی و مسائلی که در آنها مطرح شده‌اند. آنچه در این جلسه بررسی می‌کنم قسمتی از کل آن چیزی است که سلباً و اثباتاً در مورد فلسفه اسلامی معتقد هستم. در این جلسه صرفاً به متدلوژی و روش‌شناسی فلسفه اسلامی می‌پردازم. قبل از شروع بحث شش نکته را خدمت شما عرض می‌کنم:

اول اینکه بنده، شخصاً عنوان «فلسفه اسلامی» را تعبیری صحیح و در نهایت قابل دفاع نمی‌دانم. لکن در این جلسه به تسامح و با علم به این نکته، عنوان فلسفه اسلامی را به‌کار می‌برم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384  توسط محسن مومنی   | 

منبع: نقد و نظر ـ شماره ۶ - بهار ۱۳۷۵

نقد و نظر: در عنوان ياد شده، مصطفى ملکيان از فرهيختگان حوزه و دانشگاه، به دوازده سؤال مجله نقد و نظر درباره «انتظار بشر از دين‏» پرداخته‏اند.

آيا بايد پرسيد: «انتظار بشر از دين چيست؟» يا: «انتظار دين از بشر چيست؟» چرا؟

دو پرسش «انتظار بشر از دين چيست؟» و «انتظار دين از بشر چيست؟» مانعة‏الجمع نيستند، تا سؤال کنيم که کداميک از آن دو را بايد پرسيد. هر دو پرسش پرسيدنى‏اند و مى‏توان آنها را با هم پرسيد.

در همين جا و قبل از اينکه به جواب ساير سؤالات بپردازم، تذکار اين نکته را لازم مى‏بينم که، با توجه به اينکه همه سؤالات دوازده‏گانه شما حول محور «دين‏» مى‏چرخد، ضرورت دارد که مراد از لفظ «دين‏» را تعيين کنيم. قصد ندارم که دين را تعريف کنم، که، از سويى، کارى است بسيار دشوار، بل محال، و، از سوى ديگر، کارى است غير ضرورى، بيفايده، و حتى بيمعنا. اما عدول از تعريف دين، هر وجهى داشته باشد، به‌هيچ روى، ما را مجاز نمى‏دارد که مراد خود را از لفظ «دين‏» تعيين نکنيم؛ چرا که اين کار دوّم، يعنى تعيين مراد، اگر صورت نپذيرد ....


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384  توسط محسن مومنی   | 

در روزگار كنونى «خشونت» و «قداست» پیوندى وثیق یافته‌اند.

در مراسم «پاسداشت حریم پیامبر رحمت و آزادی»

 

آفتاب - فرهنگ و اندیشه: مصطفا ملكیان پنجشنبه گذشته در مراسم «پاسداشت حریم پیامبر رحمت و آزادی» كه از سوی جبهه مشاركت در حسینیه ارشاد برگزار شده بود، سخن ‌گفت، با نظر به اهمیت نكات مطروحه در این سخنرانی گزارشی از آن با هم می خوانیم.

 

مصطفا ملكیان در آغاز سخنان خود با استناد به آیه‌ای از قرآن كریم كه از مسلمانان خواسته است به آرمان‌ها و مطلوبات دیگران حتا كفار دشنام نگویند، تا مبادا آن‌ها به خداوند متعال ناسزا بگویند، گفت: «خوب بود همه‌ی مسلمانان جهان، هم قبل از واقعه‌ی توهین به پیامبر و هم بعد از آن، این آیه را رعایت می‌كردند.»

وى در ادامه گفت كه آنچه در روزگار كنونى در كشورهاى اسلامى و از جمله ایران دیده مى‌شود، دو پدیده است كه با هم پیوستگى‌هایى دارند: «پدیده‌ی توسل به خشونت براى دفاع از مقدسات» و «پدیده‌ی توسل به مقدسات براى دفاع از خشونت». ملكیان بر این مبنا گفت كه «این مطلب جاى بحث دارد كه چطور قداست و خشونت با هم چنین پیوند وثیقى یافته‌اند» كه البته بحث درباره‌ی آن را به مجالس دیگر موكول ساخت.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384  توسط محسن مومنی   | 

افسون‌زدگی دربرابر باورهای پایدار

گروه اندیشه روزنامه‌ی ایران: هویت از ارکان اساسى شخصیت فردى، قومى و جمعى آدمیان است. به اعتبار شأن این رکن اساسى در ساختار شخصیتى، آدمیان نوعاً خوش ندارند که آسیب و آفتى عارض این مفهوم مهم شود. بر این اساس آنچه قاعده رفتارى آدمیان را شکل می‌بخشد اصرار بر حفظ و ثبات هویت بوده است. به روزگار ما که آداب زیستن ...

مصطفى ملکیان

منبع: روزنامه ایران، شماره ۳۹۷- شنبه ۲۹بهمن ۱۳۸۴

موضوع گفتار حاضر، مفهوم هویت به معناى فردى آن است. مسأله هویت در حوزههاى مختلفى از مجموعه معرفتى بشر قابل طرح و بررسى است. لااقل در سه شاخه فلسفه یعنى در مابعدالطبیعه، فلسفه ذهن و فلسفه اخلاق و همین طور در علوم تجربى انسانى و در روانشناسى، با تأکید بیشتر در جامعه شناسى و در علم سیاست مسأله هویت قابل طرح است.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384  توسط محسن مومنی   | 

اشاره: یكى از بزرگ‌ترین پرسش‌هاى بشر ـ و به گفته بعضى از فیلسوفان بزرگ‌ترین پرسش بشر ـ پرسش از معناى هستى به نحو عامّ و معناى زندگى بشر به نحو خاصّ و معناى زندگى خود فرد به نحو اخصّ است. متن زیر گفتگویی است با مصطفی ملکیان، که به پاره اى از سؤالاتى كه درباره معناى زندگى قابل طرح می باشد، در شماره ۲۹-۳۰ مجله نقد و نظر پاسخ داده است. گفتنى است كه در این پرسش‌ها معناى زندگى به هدف زندگى تفسیر شده است.

 

نقدونظر: آیا لزومى دارد كه كل زندگى آدمى هدفى داشته باشد؟ چرا؟

ملكیان: اگر مراد از «لزوم» ضرورت منطقى باشد، باید گفت كه هیچ لزومى ندارد كه كلّ زندگى آدمى هدفى داشته باشد، خواه «زندگی» را به معناى وجود قرین حیات فردى بگیریم و خواه به معناى شیوه ى زیستن. زیرا زندگى بیهدف مفهومى متنافى الاجزاء نیست. و اگر مراد از «لزوم» ضرورت اخلاقى باشد، پاسخ این پرسش را بعضى از فیلسوفان اخلاق مثبت و بعضى منفى میدانند; و، به گمان من، باز، باید گفت كه پاسخ منفیست. دلیلى اقامه نشده است بر اینكه آدمى اخلاقاً موظّف و مكلّف است به اینكه كلّ زندگیش را در خدمت یك هدف قرار دهد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384  توسط اکبر داستان‌پور  |