تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

 منبع: وبلاگ حباب (با تشکر از آقای یاسر میردامادی)

 

به دعوت مركز فعاليت‌های قرآنی دانشجويان ايران شعبه‌ی مشهد، مصطفا ملكيان، روشنفكر و انديشمند ايرانی، درباره‌ی امكان سخن گفتن از متن مقدس در دوران مدرن سخن‌گفت. اين جلسه، اولين جلسه از مجموعه‌‌ی قرآن و چالش‌های عصر نوين بود كه با سخنرانی ايشان آغاز می‌‌شد .

وی كه پس از دوسال‌ونيم كناره‌‌گيری از سخنرانی در مجامع عمومی اکنون برای اولين‌بار در مشهد سخن می‌‌گفت ابتدا تذكرداد، كه: «مراد من از متن مقدس، متون مقدس همه‌ی اديانی است كه دارای متن مقدس‌اند و از شمول سخن من، هيچ متن مقدسي مستثنا نخواهد بود.»

او همان ابتدا پاسخ به اين پرسش را كه “آيا می‌‌توان در دوران مدرن از متن مقدس سخن گفت؟” مثبت دانست (والبته مثبت به معنایی کاملا خاص) و گفت: «هر آن چه در طول سخن‌ام می‌گويم توضيحي درباره‌ی دليل پاسخ مثبت و همچنين چگونگي سخن گفتن از متن مقدس است.»

 

او در ادامه ابراز داشت: «انسان متجدد با انسان سنتي هم به لحاظ عقايد هم به لحاظ احساسات، هم به لحاظ خواسته‌ها و نيازها و هم به لحاظ اعمال، تفاوت كرده است و از سوی ديگر همه‌‌ی كتاب‌های مقدس اديان و مذاهب در دوران سنت گردآوری، تصنيف و ابداع شده‌اند.» او سپس پرسشي را مطرح كرد و پرسيد: «با وجود آن كه انسان متجدد متفاوت با انسان سنتي است و اين تفاوت‌ها را نبايد دست كم گرفت، اما آيا هيچ وجه اشتراكي ميان انسان سنتي و متجدد وجود ندارد؟»


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384  توسط محسن مومنی   | 

خلاصه‌ی سخنرانی استاد مصطفا ملکيان- جهاد دانشگاهی28/2/84

 

یک سلسله آثار مکتوب از پیامبران و عارفان در اختیار ما قرارگرفته‌است. حال با این آثار مکتوب از پیامبران و عارفان، باید چه نوع مواجهه‌ای داشته‌باشیم؟ تا کنون در طول تاریخ، مواجهات مختلفی روی‌داده‌است. اکنون بحث ما در باب مواجهه‌ی درمانی است. این مواجهه، دو مواجهه‌ی رقیب داشته‌است:

       I آنچه که از دین باقی‌مانده را کتاب قانون تلقّی کنیم.

     II  آنچه که باقی‌مانده کتاب قانون نیست، بلکه یک نقشه است.

 

تلقّی فقها، بیش‌تر تلقّی اوّل و تلقّی فلاسفه، بیش‌تر تلقّی دوم است. در رویکرد درمانی، ما دردین نه با یک کتاب قانون مواجه‌ایم، نه با یک نقشه؛ بلکه با یک نسخه مواجه‌ایم. ویتگنشتاین نخستین کسی بود که گفت باید به فلسفه رویکرد درمانی داشت. ما در مورد دین و عرفان باید رویکرد درمانی داشته‌باشیم. در این پارادایم پیامبران و عارفان طبیب‌اند. «طبیب ِ جان». این تلقّی ۸ نتیجه دارد:


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  توسط محسن مومنی   | 

نسخه‌ی PDF

یكى از موضوعاتى كه از دیرباز و بویژه در دوران اخیر، همواره ذهن و ضمیر اندیشمندان را به خود مشغول داشته است، ربط و نسبت دین ـ در تمام ابعاد و ساحتهایى كه براى آن مى توان تصور كرد ـ با انگاره عقل و عقلانیت است. عرصه دین پژوهى آكنده از پرسشهاى نو به نو و گونه گون در این زمینه است. فصلنامه‌ی نقد و نظر (شماره 25- 26 ) پاره اى از این پرسشها را با استادان فرهیخته: على عابدى شاهرودى، مصطفى ملكیان و محمد لگنهاوسن در میان گذاشته كه در اینجا پاسخ‌های مصطفی ملكیان به سوالات این مجله در پی می‌آید.

نقدونظر: آیا عقاید دینى از عقلانیت بهره ورند؟ اگر بلى، آیا این تنها به معناى سازگارى (Consistency) درونى شان است یا، بالاتر از این، قابل اثبات عقلى نیز هستند؟

ملكیان: ابتداً، و بر سبیل مقدمه، مى توان گفت كه (عقلانیت) به معناى تبعیت كامل از استدلال صحیح است (و مراد من از (عقلانیت) همین معناست); و از آنجا كه به نظر مى رسد كه استدلال ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه هفدهم دی 1384  توسط اکبر داستان‌پور  | 

فایل PDF

 

متن سخنرانی مصطفا ملکیان در دانشکده‌ی ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تهران

 

عرض سلام می‌کنم به محضر همه‌ی خواهران و برادران گرامی؛ و در دقایقی که در محضر عزیزان هستم، درباره‌ی «آفات فلسفه‌ورزی در ایران معاصر» سخن خواهم گفت. بر قید «ایران معاصر» تأکید می‌کنم. بنده از ابتدا عرض کرده‌بودم که آفات فلسفه‌ورزی یا به تعبیر شما جوان‌ترها آسیب‌شناسی فلسفه‌ورزی در ایران معاصر محلّ گفت‌وگوی من خواهد بود، نه آفات فلسفه‌ورزی به‌طور عام.

«آفات فلسفه‌ورزی» به‌طور عام البته موضوع بسیاربسیارجالب و درس‌آموزی است و به سه حیطه‌ی معرفتی مختلف هم مربوط خواهدشد: یعنی معرفت‌شناسی، اخلاق و روان‌شناسی. یعنی واقعاً می‌شود درباره‌ی آفات فلسفه‌ورزی به نحو عام و گسترده بحث تفصیلی داشت و در آن بحث تبعاً آفات معرفت‌شناختی، اخلاقی و روان‌شناختی‌ای را برای فلسفه‌ورزی می‌توان برشمرد و تبعاً در مقام درمان‌گری هم می‌توان پیش‌نهادهایی را برای بالمرّه ازمیان‌بردن آن آفات داشت.

امّا به‌هرحال آن‌چه که من متکفّل شده‌بودم آفات فلسفه‌ورزی در ایران معاصر بود و «آفات فلسفه‌ورزی در ایران معاصر» به‌هیچ‌وجه بحثی معرفت‌شناختی یا روان‌شناختی و یا اخلاقی نیست. بلکه بیش‌تر بحثی است مربوط به جامعه‌شناسی و روان‌شناسی‌ ِ اجتماعی. درعین‌حال که اگر از اوّل به من گفته‌شده‌بود که آفات فلسفه‌ورزی محلّ بحث است، چه‌بسا شادمان‌تر هم می‌شدم؛ امّا به‌هرحال اکنون من آمادگی این را دارم که درباره‌ی آفات فلسفه‌ورزی در ایران معاصر سخن بگویم، نه به‌طورکلّی آفات فلسفه‌ورزی.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  شنبه سوم دی 1384  توسط محسن مومنی   |