مصطفا ملكيان
اشاره: متن زير گزارشي است از سخنراني استاد مصطفا ملكيان در پژوهشكده فلسفه و كلام در سال گذشته در دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم .
تعبير «انسان مدرن » در دو معناي متفاوت، اما كمابيش نزديك به هم به كار مي رود. در دو سوي اين تعبير، «انسان سنتي» و «انسان پست مدرن» قرار دارند و در ميانه آن «انسان مدرن». در واقع، ما با سه تعبير روبه رو هستيم: «فرهنگ و تفكر سنتي»، «فرهنگ و تمدن مدرن » و «فرهنگ و تمدن پست مدرن».
براي انسان سنتي، اصل، «سنت» است. براي او وحي و الهام الهي، چيزي است كه از آسمان به زمين مي رسد و تمام مسايل ديگر تحت الشعاع آن قرار مي گيرد. حدود ۴۵۰ سال پيش از اين، در ايتاليا و سپس آلمان و بعد تمام اروپا، اين تفكر به وجود آمد كه «عقل» پايه امور قرار گيرد. اين، ابتداي مدرنيته بود. با ظهور «نيچه» و گسترش افكار وي، فرهنگ ديگري شكل گرفت كه هنوز نيز درحال تكميل است. در اين فرهنگ تازه، كه عنوان «پست مدرن» دارد ، «وحي» و «عقل» اعتبار خود را از دست مي دهند و «اجماع عام» يا «قراردادگرايي» مبنا مي شود؛ يعني آن چه كه انسان ها در مورد آن اجماع دارند، درست است.
ظهور جدي فرهنگ «پست مدرن»ها از سال ۱۹۶۰ به بعد بود و مدل آن ها، اعم از مدل و مفهوم «مدرن» بود. گاهي وقتي گفته مي شود «مدرن»، رفتن از عقل به سمت وحي منظور است. در اين معني، «مدرن بودن» يعني «سنتي نبودن». با اين تعبير، «نيچه» جزء مدرن ها به حساب مي آيد.
ادامه مطلب