تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

 

منبع: نقد و نظر ـ شماره ۱۹ و ۲۰ - تابستان و پاییز ۱۳۷۸

نقد و نظر: ... و در ادامه نظرخواهى از دانشوران برجسته، این بار، فرهیخته معاصر، استاد حوزه و دانشگاه، مصطفى ملکیان به پرسش‌هاى سنت و تجدد پاسخ دادند که از دیدگان می‌گذرد.

از هریک از سه واژه «تجدد» (مدرنیته = modernity)، «متجددسازی» (مدرنیزاسیون = modernization)، و «تجددگراییش» (مدرنیسم = modernism) چه اراده مى‏کنید و میان آنها چه تفاوتهاى مفهومى‏اى مى‏بینید؟

من، مانند بسیارى کسان دیگر، از «تجدد» مجموعه اوصاف و خصائصى را مراد مى‏کنم که در تمدن جدیدى که در طى چند قرن اخیر در اروپا و آمریکاى شمالى به‌ظهور پیوست، کمابیش، حضور دارند. این اوصاف و خصائص عبارتند از: (1)شیوه‏اى نو و کارآمد براى مطالعه و تحقیق در باب عالم طبیعت، ...


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

گفت وگو با مصطفا ملكيان

به نقل از «سروش انديشه»

 منبع اصلی مقاله در سایت بنیاد اندیشه ی اسلامی

  • چرا مسلمانان پس از يك دوره رشد وشكوفايي در علوم تجربي، در قرن پنجم دچار انحطاط  و افول شدند؟

v   سه عامل در وضع انديشگیفرهنگی ما تاثير گذار بوده و طبعا باعث شده است كه رشد علوم تجربی، اعم از نوع طبيعی و نوع انسانی آن، متوقف شود؛ به طوری كه از قرن ششم به اين سو نه فقط  شاهد رشد نيستيم، بلكه شايد بتوان گفت كه به يك معنا حتا شاهد توقف هم نيستيم؛ گويا نوعی انحطاط  در كار است. اما آن سه عامل عبارت‌اند از: نخست، اين كه اساسا علوم تجربی، اعم از نوع طبيعی و نوع انسانی آن، در جامعه‌ای رشد می‌كند كه آهنگ عمومی تغيير جهان بيرون را به ما می‌بخشند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

 سكوت كن و سخن خداوند را پذيرا باش

 

منبع: روزنامه ی ایران - شماره ۱۹۷۱ - سال هفتم - سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۰ 

 

مصطفا ملکیان

 

سخن اين نوشتار، به آنجا رسيد كه آدميان در مقابل و در مقابله با تنهايي. واكنش هايي از خود بروز مي دهند كه به منزله راه حل هايي براي گريز از تنهايي است. راه نخست، چنگ توسل زدن به هر آن چيزي است كه آدمي را سرگرم مي كند! راه ديگر، پيشه كردن تنهايي فيزيكي به موازات تنهايي باطني است. در اين بخش به راه حل سوم نظر شده است. در ادامه سخن به پنج خدمتي كه تنهايي به آدمي مي كند اشارت شده است و نيز اهميت سكوت و نسبت آن با عشق توصيف شده است .

                                                                                                                                 گروه انديشه روزنامه ی ایران

 

 

راه حل سوم: انسان در عين اينكه تنهايي روحاني خود را تحمل مي كند، ولي تنهاي فيزيكي را تعقيب نكند. در جامعه زندگي مي كند ولي در عين حال هيچ وقت زندگي در جامعه، باعث فراموشي تنهايي او نشود البته اين كار بسيار مشكلي است جامعه (و هر نوع اجتماعي) اول فريبي كه به انسان مي دهد اين است كه انسان را دستخوش توهم تنها نبودن مي كند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

احساس تنهايي و جستجوي رهايي

 

منبع: روزنامه ایران - شماره ۱۹۷۰ - سال هفتم - دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۰ 

 

مصطفا ملکیان

 

ما آدميان وقتي گردهم مي آييم ، يا در اجتماع زندگي مي كنيم، گمان نكنيم كه تنها نيستيم. ما تنهاياني هستيم كه كنار هم نشسته ايم. هيچكس نمي تواند «بار گذشته» مرا از دوش من بر دارد . همچنين ، هيچكس نمي تواند مرا از بار دغدغه آينده ام رهايي بخشد . آدميان همين كه تنهايي را احساس كنند ، واكنشهايي براي گريز و رهايي و يا تحمل آن نشان مي دهند .  بخش سوم از گفتار استاد مصطفا ملكيان به اين مباحث اختصاص دارد.

                                                                                                                              گروه ا نديشه روزنامه ی ایران

 

قسم سوم احساس تنهايي: اين قسم هم ظاهراً علاج ناپذير است و لذا جزء وجوه تراژيك زندگي انساني است كه هيچكسي اگر هم بخواهد به من كمك بكند، نمي تواند به من كمك كند. كمك به من مهم است و نه نفعي كه در اثر كار شما عايد من مي شود.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

منبع: روزنامه ایران - شماره ۱۹۶۹ - سال هفتم - يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۰

    

مصطفا ملکیان

 

علاوه بر تنهايي فيزيكي، ما آدميان احساس تنهايي هاي معنوي و يا وجودي مي كنيم. تنهايي هاي معنوي و وجودي، معناها و مراتبي دارند. استاد مصطفا ملكيان در اين گفتار به تبيين اين نوع تنهايي ها پرداخته است.

ملكيان در بخش دوم اين بحث به این نکته می پردازد که ، ما ذاتاً خوددوستيم و نزديك شدن هر انساني به ديگري نزديك شدني خوددوستانه است و هيچكس آدمي را به خاطر خود او دوست نمي دارد و هيچكس نسبت به هيچكس ايثار و از خودگذشتگي نمي كند...

                                                                                                                             گروه انديشه روزنامه ی ایران

 

اگر فعلي، فعل ارادي اختياري انسان باشد، در آن صورت مي شود گفت كه يا اخلاقاً خوب است و يا اخلاقاً بد است، درست است يا نادرست است، بايد انجام مي گرفت يا نبايد انجام مي گرفت اما چيزي كه جزو ساختار رواني ماست، خوب و بد بردار نيست. ما چاره اي جز اين نداريم، ما اينگونه ساخته شده ايم و هيچ موجودي از جمله انسان نمي تواند از كادر وجودي خود به بيرون پرواز كند. ما در درون كادر وجودي خود مي توانيم پرواز كنيم و قدرت مانور و جولان داريم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

منبع: روزنامه ایران، شماره ۱۹۶۸ - سال هفتم - شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۰    

 

مصطفا ملکیان

  

اين دهان بستي، دهاني باز شد / كو خورنده لقمه هاي راز شد

با فرارسيدن روزها و شبهاي مبارك رمضان، نسيم معنوي دلهاي خزان زده و بي تاب را مي نوازد . همچون سال گذشته ، براي احترام نهادن و پاسخ به درخواستهاي بسيارخوانندگان مشتاق، در صدديم در اين ماه مبارك هم، پاره يي از آثار اخلاقي و معنوي استاد مصطفي ملكيان را در دسترس دوستداران مباحث معنوي قرار دهيم.

خوانندگان و اهل نظر مي توانند نظرات و پيشنهادهاي خود را از طريق شماره ۸۷۶۱۲۵۷ با ما در ميان بگذارند.

                                                                                                                                 گروه انديشه روزنامه ی ایران

 

 

به جهت علاقه شخصي كه به مباحث معنوي و وجودي دين دارم بهتر ديدم كه در باب «تنهايي انسان» سخن بگويم. تنهايي يكي از مباحثي است كه علي الخصوص در ميان فيلسوفان اگزيستانسياليستي دو قرن اخير غرب از درون مايه هاي اصلي انسان به شمار آمده است. هم در ميان فيلسوفان اگزيستانسياليست الهي كساني مثل كی یركگور و كارل ياسپرس و هم درميان فيلسوفان اگزيستانسياليست الحادي كساني مثل نيچه ، در باب تنهايي انسان به عنوان يكي از سرنوشتهاي محتوم انسان و علاوه بر اين به عنوان يكي از وجوه تراژيك انسان سخن گفته اند.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384  توسط محسن مومنی   | 

یکی از دوستان عزیز  نامه ای به من نوشته اند به این مضمون ( آنچه در زیر آمده است )، این نامه را عینا اینجا می آورم و فقط قسمتی  که نام ایشان آمده را حذف می کنم :

 

در پي اظهار نظر استاد ملكيان درباره "تجدد ايراني" سخنان متعددي در نقد اين سخنان منتشر شده است كه از ابتدايي ترين اصول روش شناختي و اخلاقي برخوردار نيست .خواهشمند است در صورت استفاده از این مطلب از ذكر نام من خود داري كنيد .  

  

اخلاق نقد

جستاري در معرفي برخي از مسووليتهاي عمومي يک منتقد 

 

اين جستار کوتاه ، پيشنهادي است در باره آنچه که يک منتقد بايد در نقد و بررسي متون همواره خود را ملزم به رعايت آنها بداند.  


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384  توسط محسن مومنی   |