تبليغاتX
معنویِِت - عقلانیت

اول تو چنان بُدی که کس چون تو نبود / آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد

امروزه غالبا واژه science  به معنای علم به معنای عام آن به کار می رود ؛ اما در حالت خاص science به معنای علم تجربی است ، که به دلیل گستره و وسعت آن با کل علم یکی گرفته می شود . اما علم تجربی چیست ؟ در 1620 ، فرانسیس بیکن با معرفی متد علم تجربی ( scientific method ) در کتاب خود ارغنون جدید ( Novum Organun ( New Instrument )  ) ، به استدلال استقرایی که تا آن روز فاقد ارزش به شمار می آمد اعتبار بخشید و باعث شد با تغییر اصلی ترین ابزار عقل در کاوش علم ، قلمروی نو بر علوم آدمی گشوده گردد و این قلمرو به زودی به اعتبار عام دست یافت .  این متد جدید یک فرایند چهار بخشی بود :

1)      تعریف مسئله ای که می خواهیم آنرا حل نماییم .

2)      فرموله کردن فرضیه ( Formulate a hypothesis )

3)      صورت دادن چند آزمایش برای اثبات درستی یا نادرستی فرضیه

4)      نگاشتن و اثبات نمودن نتیجه کار

که این امر در داده کاوی جدید بوسیله کامپیوتر (KDD) در هفت مرحله صورت می پذیرد .

متد تجربی تا آنجا پیش رفت که گروهی عظیم از اندیشمندان داعیه دار پوزیتیویسم ( تنها آن چیزی مورد تایید علم است که آزمون پذیر باشد . )گشتند . ولی بعد آرام آرام از آن عظمت اندکی پایین آمد و نگاتیویسم ( اصل ابطال پذیری – تنها قضایایی را می توان تجربی خواند که به کمک روشهائی که پیشنهاد می شود بتوان بطور تجربی صحت و بطلان آنها را معلوم کرد . ) شد.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

 

... من نه دل نگران سنّتم ، نه دل نگران تجدّد ، نه دل نگران تمدّن ، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل . من دل نگران انسانهاي گوشت خون داريم که مي آيند ، رنج مي برند و مي روند.سعي کنيم که اولا : انسانها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند ، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند ثانيا هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثا هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند ، از دين گرفته تا علم ، فلسفه ، هنر ، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر.

                                                                            مصطفی ملکیان

+ بارگذاری شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

 

مصطفي ملکيان در سخنرانيش در باره معنويت : گوهر اديان ،معتقد است که ما ادميان چه بخواهيم چه نخواهيم انسان مدرنيم واين مدرنيته البته ذومراتب است.آيا براي انسان مدرن هر برداشتي از دين امکان پذير است؟پاسخ اينست که نه .انسان مدرن ديگر نمي تواند دين را مانند انسان سنتي قبل قبول کند.بنا براين چنين انساني وقتي نتوانست تلقي سنتي از دين را قبول کند ناگزير دو راه در پيش دارد1- بطور کلي از دين دست بشويد. که در اين صورت مزاياي دين را از دست مي دهد چراکه اديان واجد کارکردهاي مثبتي در درون آدمي هستند. 2-دين را بصورت جديدي بپذيرد که او اين فهم جديد را معنويت مي نامد.چراکه بکار گيري واژه دين علاوه بر بار مثبت واجد بار منفي هم هست.البته ان فهم سنتي از دين در زمان خودش داراي کارکرد مثبت بوده است اما امروزه قابل دفاع نيست.پس ما امروز به معنويت نياز داريم ونه به فهم سنتي از دين تاريخي.

ملکيان براي تفهيم راي خود به تقسيم مولفه هاي مدرنيته به مولفه هاي اجتناب نا پذير و مولفه هاي اجتناب پذير مي پردازد. وآنگاه نتيجه مي گيرد که تکليف ما آدميان در برابر مولفه هاي اجتناب ناپذير چون گريزي از آنهانيست (همچون ضرورت طي دوره بيماري که هيچ نسخه اي هم براي درمان آن کار ساز نيست) همچون مولفه هاي اجتناب پذير مثبت ، روشن است. و جز تسليم و رضا چيزي نيست. اما مولفه هاي گريز پذير منفي باقي مي ماند که آدمي مي تواند از آنها اجتناب کند که خود غرب نيز با نقد مداوم د ر پي شناخت و تجربه و اصلاح آنهاست.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

سنت . مجموعه ای از افکار ، احساسات و افعال موروثی و جا افتاده است که از سوی کسانی قانع کننده و حتی فوق سوال و چون و چرا نا پذیر تلقی شود و از راه تاسی به اسوه گذشتگان ( در منظر سنت بر خلاف مدرنیته سیر عالم رو به پیشرفت نیست  ) از نسلی به نسلی انتقال می یابد .

سنت گرایی . آموزه ها و اصول کسانی است که از قبول و تبعیت سنت دفاع می کنند و سنت را قابل اعتماد تر از افکار ، احساسات و افعالی می دانند که بر اثر تجربه  و تفکر شخصی حاصل آمده اند 

مدرنیته . مجموعه اوصاف و خصائصی که در تمدن جدیدی که طی چند قرن اخیر در اروپا و امریکای شمالی به ظهور پیوست کمابیش حضور دارند:

 

1)      شیوه نو و کار آمد برای مطالعه و تحقیق در باب عالم طبیعت .

2)      فناوری ماشینی نو

3)      شیوه های نو در تولید صنعتی

4)      بالا رفتن سطح زندگی مادی

5)      سرمایه داری و بازار آزاد

6)      مردمسالاری لیبرال

7)      فرهنگ عمدتا دنیوی

8)      فردگرایی و حرمت به فرد و تفرد

9)      عقلگرایی و برنامه ریزی عقلانی

10)   انسانگرایی


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   | 

آنگونه که پیشتر گفتم در صدد بازخوانی و تشریح طرح استاد مصطفی ملکیان ( پروژه معنویت – عقلانیت ) هستم که اینک ، به یکی از دغدغه های جدی من تبدیل شده است .

ملکیان در آنجاهایی که من سراغ دارم ، در کتاب سنت و سکولاریسم ( در سه مقاله   معنویت- گوهر ادیان )می کوشد ، ابعاد اصلی طرح معنویت را برشمرد و در کتاب  راهی به رهایی تلاش می کند  تا گفتارهایی پیرامون معنویت و در بازنمایی مولفه های آن و رابطه آن با مسائل دیگر ، ارائه کند . ضمن آنکه در مقاله ای تحت عنوان ویژگیهای انسانهای معنوی ( که در ویژه نامه روزنامه ایران به چاپ رسیده ) ، در بازتاباندن مولفه های اصلی زندگی معنوی تلاش به عمل می آورد .

در معنویت – گوهر ادیان ، خلاصه مطلبی که بیان می کند ، این است که با توجه به حضور ما در دوره و عصر مدرن ، ابتدا با نگرش به مدرنیته و مولفه های آن ، ویژگیهای اجتناب ناپذیر و اجتناب پذیر درست ( حق ) مدرنیته را باید بپذیریم و از آنها در جهت محک دین استفاده کنیم ؛ و مولفه هایی از دین را که با این معیارها و ویژگیها ناهمخوانی دارند را کنار بگذاریم ، حاصل این کار شکل پالایش شده ای از دین را به ما می نمایاند که آنرا معنویت می نامیم . معنویت دینی است که ما دینداران در جهان مدرن قادریم از آن بهره ببریم.


ادامه مطلب
+ بارگذاری شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384  توسط محسن مومنی   |